باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

تهذیب نفس[*]

 

تهذیب نفس[*]


تهذیب نفس[*]

اهمیت تهذیب نفس از زاویه‌ای دیگر

بهشت و جهنّم اخلاقی
جهنّم منقول!
خلود؟!
معیار مؤاخذه و کیفر الهی
ظهور ملکات در قیامت
اشتعال قوای تعدیل نشده
لزوم آمادگی در برابر دشمن
خشم و بردباری
راه غلبه بر غضب
آتش جهل
مایه طغیان ستمگران
قرآن کریم، تزکیه نفس را برجسته ترین هدف رسالت عامّه دانسته است. گرچه در‌بخشی از آیات، تزکیه نفوس از برنامه های رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دانسته شده؛ ولی دعای‌ابراهیم خلیل (علیه‌السلام) این است که: “ربنا وَابْعث فیهِمْ رَسُولاً مِنهم یتلوا‌عَلیهِم ایاتک وَیعلِّمهم الکِتاب والْحِکمة وَیزکیهِمْ”[۱]: خدایا در بین مردم، پیامبری مبعوث کن که آیات تو را بر آنها تلاوت و آنها را پس از علم به کتاب و حکمت، تزکیه کند. این مسئله هم، هدفِ نوع انبیاست و هم اهمیت آن به قدری است که هر انسان عاقلی آن را می خواهد و مایل است سعادت خود را به دست آورد.
دیدگاههای مختلف برای سعادت و نیکبختی تفاسیر متنوعی دارند و منشأ همه این آرای متعدد هم، انسان شناسی، معرفت نفس و مانند آن است. اگر کسی انسان را موجودی مادّی بداند، قهراً سعادت و خیر او هم، در مسائل رفاهی و مادّی خلاصه می‌شود؛ و اگر حقیقت انسان را امری مجرّد بداند، خیر و نیکبختی او در معارف، اخلاق و فضایل نفسانی، خلاصه می شود.

اهمیت تهذیب نفس از زاویه‌ای دیگر

افزون بر آنچه گذشت، مشکلات جامعه را نیز اخلاق حلّ می کند؛ اعتماد به یکدیگر و عمل به وظیفه از سوی هر کارگزار، مشکل جامعه را حل می کند و کسی که شغل آزاد دارد، اگر در همان محدوده کسب آزادش متخلِّق به اخلاق الهی باشد، مردم از او در رفاهند، کارمند دولت نیز در کارگزاری دولتی، اگر مهذّب باشد، مراجعان، از او راضیند.
مشکلات مادّی و اقتصادی کم و بیش در هر جامعه ای هست؛ ولی هرگز فشار اقتصادی، انسان عاقل آزاده را وادار نمی کند که روحش را برای ابد، تیره کند و این به سود هیچ کس نیست، به سود دیگران نیست چون دیگران را در فشار قرار دادن و چیزی را بی حساب از کسی گرفتن و کار کسی را به تأخیر انداختن، به سود آنها نیست، به سود خود شخص هم نیست؛ گناه قبل از این که به دیگری ضرر بزند، به گناهکار ضرر می رساند، همان طور که هیزم پیش از این که پارچه را بسوزاند، مادّه و بدنه خود را می سوزاند. گناه، در حقیقت آتش است و قبل از این که به کسی آسیب برساند، خود گناهکار را می سوزاند؛ از این رو، قرآن کریم، از ظالمان، تعبیر به “حطب” یعنی هیزم می کند: “وَأمّا الّق?اسِطُونَ فَک?انُوا لِجهنمَ حَطَباً”[۲]: ظالمان هیزم جهنمند!
هیچ عاقلی، حاضر نیست بسوزد و کسی که دست به تبهکاری می زند خیال می کند گناه، امری اعتباری است و امر اعتباری با گذشت دوره اعتبار، از حوزه حقیقت، رخت بر می بندد؛ غافل از این که گناه امری حقیقی است و ریشه تکوینی دارد. چنان که ثواب، امری حقیقی تکوینی است و اعتبار و قرارداد نیست که بر اثر تغییر زمان اعتبار و مکان قرار داد، عوض شود.

بهشت و جهنّم اخلاقی

قرآن کریم، حقیقت اخلاق بد و خوب را به بهشت و جهنّم ارجاع داده است، باطن اخلاق بد جهنم و حقیقت اخلاق خوب بهشت است. قرآن، بهشت و جهنم را مظاهر اسمای حسنای خداوندمی‌داند و خدای سبحان را غفّار و قهّار “أرحمُ‌الرّاحمین” و “أشدّ المعاقبین” معرفی می‌کند؛ یعنی خدا هر حکمی که دارد، اسمای حسنای او دارد و هر حکمی که اسمای حسنای او دارد، مظاهر او دارد و هر حکمی که مظاهر او دارد آثار آن مظاهر دارد.
قرآن درباره ذات اقدس اِله، مرحله به مرحله گاهی با پرده و گاهی بی‌پرده سخن می‌گوید، گاهی از اصل هستی خدا و گاه از قرب او به نیایشگران: “وَاِذا سألک عِبادیَ عَنّی فَإنّی قریبٌ أجیب دَعوةَ الدّاع″[۳]، “نحنُ أقرب إلیه منکُم ولکن لا?تُبصرون”[۴]، “وَلَقَد خَلَقنا الاْنسانَ ونعلَمُ ما تُوَسوِسُ به نفسُه ونحن أقربُ الیه من حَبل الورید” [۵] و گاهی بی‌پرده به عنوان “شاهد بازاری” می‌فرماید: “واعلَموا اَن الله یحُولُ بینَ المرء وقلبه”[۶] قلب انسان، همان حقیقت انسان است. بنابراین، معنای آیه شریفه این است که خدا میان انسان و حقیقت وی فاصله می‌شود.
همان گونه که قرآن کریم درباره ذات اقدس اله، نخست از اصل هستی و آنگاه از نزدیکی او، سپس از نزدیکتر بودن او به محتضر از دیگران، سخن به میان می‌آورد و بعد می‌فرماید: من به انسان از رگ گردن او نزدیکترم و بین انسان و حقیقت وی فاصله می‌شود؛ درباره بهشت و جهنّم نیز گاهی از اصل وجود بهشت و جهنّم سخن می‌گوید که بسیاری از آیات قرآن کریم ناظر به این بخش است. و گاهی از مظاهر و قرب و تجلّی و مانند آن بحث می‌کند. چنانکه بسیاری از آیات توحیدی ناظر به اصل وجود مبدا و نیز راجع به مظاهر الهی است.
به طور فشرده می‌توان بیان قرآن کریم را درباره دوزخ و بهشت، چنین دسته می‌گوید: “وَأزلفت الجنّةُ للمتّقین”[۷] بهشت برای مردان پرهیزکار آماده است.
گاهی ظریفتر از این می‌گوید: “اُزلفَتِ الجنّة للمتّقین غیر بعید”[۸] نه تنها آماده شده و نزدیک است، بلکه تأکید کرده و چنین فرمود که بهشت گذشته از همه اوصاف قرب‌آمیز خود، دارای وصف دیگری است که دور نیست و گاهی هم به عنوان شاهد بازاری می‌فرماید: “فأمّا اِن کانَ مِنَ المقرّبین‌* فَرَوْحٌ وَریْحانٌ وَجنّةُ نعیم”[۹] خود مؤمن مقرّب، روح و ریحان و بهشت نعیم است نه اینکه برای او روح و ریحان هست؛ چنانکه در مورد مؤمنان آمده: “هُمْ دَرَجات”[۱۰] خود آنان درجات هستند، نه اینکه برای آنان درجاتی است. امام صادق (علیه السلام) خطاب به اهل ولایت فرمود: “شما اهل بهشتید، اکنون نیز در بهشت هستید. چون معتقد به ولایت اهل بیت (علیهم السلام) هستید؛ پس، دعا کنید که از بهشت بیرون نروید”[۱۱]
مرحوم صدوق نقل می‌کند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیرالمومنین (سلام الله علیه) فرمود: “یا عَلى! أنا مدینة الحِکَمة وَهىَ الجنّة وأنْتَ یا علىّ بابها”[۱۲] من شهر حکمتم و حکمت بهشت است و تو ای علی، دَرِ این بهشتی. پس “جنّة الحکمة” و “جنّة الولایة” اکنون نیز موجود است، و حیکم الهی و ولیّ‌الله هم اکنون در بهشتند.
درباره اهل جهنّم نیز همین گونه می‌فرماید: “الّذین یَاکلونَ أموا?لَ الیَتامی? ظلماً اِنّما یاکلونَ فی بطونهم ناراً وسیصلون سعیراً”[۱۳] مال یتیم خواران هم اکنون آتش می‌خورند. در بخش دیگری می‌فرماید: “اِنّ جَهَنّمَ لمحیطةٌ بالکافرین”[۱۴] جهنّم، محیط بر کفّار است. این مشتق “مُحیطةٌ” حقیقت در “متلبّس بالفعل” است. بنابراین، جهنّمی‌ها هم اکنون در جهنّم هستند.
تعبیر لطیف قرآن کریم این است: “فَلْیَدْعُ نادیه * سنَدعُ الزّبانیّه”[۱۵] آن شخص تبهکار، اعضای انجمن خود را بخواند، ما هم آتش را می‌خوانیم. “زبانیه” ـ‌آتش جهنّم‌ـ در حقیقت همان مجلس بزم و محفل میگساری و نامحرم‌بینی، ندا کننده است، به طوری که نادیه امروز همان زبانیه فرداست! فردا ظهور می‌کند نه آنکه حادث گردد.
بنابراین، همان گونه که توحید، بهشت و جهنّم در چند بخش در قرآن کریم ارائه شده، اخلاق نیز چنین است. عبادات در سفیدرو کردن و روسفید شدن انسان سهم موثّری دارد؛ در این زمینه قرآن می‌فرماید: “یوم تبیضّ وجوه و تسوّد وجوه”[۱۶] برخی در قیامت روسفید و سفیدرو و عدّه‌ای دیگر روسیاه و سیاه‌رو هستند.
در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است که وقتی حَضرت آدم (علیه السلام) به سراغ درخت ممنوع رفت و چیزی را خورد که نباید بخورد، در اثر آن، لکّه سیاهی در صورتش پیدا شد، امّا پس از چندین نماز، این لکّه سیاه به تدریج زایل شد.[۱۷]
ائمّه (علیهم السلام) با این تشبیه معقول به محسوس به ما آموختند که خطیئه و گناه، مایه سیه‌رویی و روسیاهی در قیامت است و نماز سهم موثری در تبدیل روسیاهی به روسفیدی دارد.
مهمترین عضو ظاهری انسان صورت اوست، به همین جهت، انسان هنگامی‌که شرمنده می‌شود، صورتش عرق می‌کند و سرخ می‌شود؛ نه دست و پای او، ارتباط ویژه‌ای بین صورت و جان آدمی وجود دارد، حیا نیز در چشم ظهور خاصّی دارد. در اسلام، دستور داده شده است که حتّی صورت حیوان را نزنید! در قیامت، ممکن است همه بدن انسان تبه‌کار سیاه باشد ولی قرآن فقط از سیاهی صورت او خبر می‌دهد. قرآن نمی‌فرماید: عدّه‌ای در قیامت، سیاه‌پوست محشور می‌شوند، بلکه می‌فرماید: سیاه روی محشور می‌شوند. به این ترتیب می‌بینیم ذات اقدس اله، مسائل اخلاقی را به این برمی‌گرداند که باطن اخلاق بد، جهنّم است و حقیقت اخلاق خوب، بهشت است.

جهنّم منقول!

با این توضیح، روشن می‌شود که چگونه جهنّم را در قیامت می‌آورند! ما معتقدیم جهنّم در قیامت و هم اکنون نیز وجود دارد و دارای حرکاتی است. در این زمینه ذات اقدس اله می‌فرماید: “وجیءَ یَوْمئِذٍ بجهنّم”[۱۸]: آن روز، جهنّم آورده می‌شود. بر این اساس جهنّم جزو منقولات است. امکان دارد دو جهنّم یا جهنّمهای متعدّد وجود داشته باشد و هیچ دلیلی بر حصر آن در رقم معیّن نیست، ولی در هر صورت، جهنّم منقول است.
در ذیل این کریمه، روایتی است که هنگام ظهر، جهنّم را با زنجیرهایی کشان کشان می‌آورند، در حالی‌که آن روز، سخن از زوال و طلوع و غروب نیست. چون در آن روز، بساط آسمان و زمین برچیده می‌شود: “وَالارضُ قبضتُه یَوم القیامَة والسّموا?تُ مطویّاتٌ بیمینه”[۱۹]؛ بلکه شمس و قمر برچیده می‌شود: “اِذَا الشّمس کوّرت * وَاِذا النّجومُ انکدَرت”[۲۰]. بنابراین، دیگر سخن از زمین نیست که به دور آفتاب بگردد وسالی پیدا شود یا به دور خویش بگردد و شب و روزی پدید آید.
تحلیل قرآن کریم در تهذیب روح و مسائل اخلاقی، مانند کتاب اخلاقی ساده نیست که ما را به موعظه دعوت کند؛ بلکه نخست ما را با معارف عمیق دینی آشنا می‌کند، رابطه توحید را با اسمای حسنا و رابطه آن را با مظاهر و رابطه مظاهر را با بهشت و جهنّم ذکر می‌کند؛ درکات جهنّم و درجات بهشت را شرح می‌دهد، رابطه آن دو را با انسان و اخلاق تبیین می‌کند، و انسان باید ببیند که مشغول حریر و پرنیان بافی است یا آبیاری درخت خار؟!:
اگر بار خار است، خود کشته‌ای وگر پرنیان است، خود رشته‌ای

خلود؟!

خدا عدّه‌ای را به جهت کفر، شرک ونفاق، در دوزخ ابدی و برخی دیگر را به جهت ایمان در بهشت، مخلّد می‌داند. این اصلی قرآنی است و درباره اهل بهشت سؤال برانگیز نیست که چگونه انسانِ مومن در مدّت کوتاهی در دنیا با ایمان و عمل صالح به سر می‌برد و برای ابد در بهشت خُلد، جاودان است. چون بهشت، بر اساس فضل و لطف الهی است و این مشکلی ندارد که ذات اقدس اله تفضّل کند و در قبال عمل محدود، پاداش نامحدود عطا کند؛ چنانکه درباره انفاق یا مسائل خیر دیگر در مرحله اول می‌فرماید: “مَنْ جاءَ بالحَسَنَة فَلَهُ خیرٌ منها”[۲۱] و در مرحله دوم: “مَنْ جَاءَ بالحَسَنة فَلَهُ عَشرُ أمثالِها”[۲۲] و در مرحله سوم: “مَثَلُ الّذینَ یُنفِقونَ أموالَهُم فی سبیل الله کمَثَلِ حَبّةٍ أنْبتت سَبع سَنابِل فی کُلّ سُنبُلَةٍ مِاةُ حَبّة”: مَثَل کسی که در راه خدا انفاق می‌کند، مثل آن بذرافشانی است که بذری را در زمین مستعدّ بپاشد تا به صورت هفت خوشه درآید و هر خوشه، دارای صد حبّه باشد که به این ترتیب، بازدِه یک حبّه، هفتصد حبّه خواهد بود؛ آنگاه می‌فرماید: “وَالله یضاعِفُ لِمَن یشاء” اگر “یُضاعِف” به معنای دو برابر باشد، یک حبّه هزار و چهارصد برابر می‌شود و اگر به معنای چند برابر باشد قابل شمارش نیست.
آنگاه در ذیل آیه می‌فرماید: “وَالله واسعٌ علیم”[۲۳] معلوم نیست وسعت الهی، چه اندازه پاداش، به دنبال دارد، چون گاهی پاداشی که خدا می‌دهد، بهشتی است به پهنای نظام کیهانی: “عرضُها السّمواتُ وَالارض”[۲۴] ولی اینها بالاخره محدود است، اگر به اندازه نظام کیهانی کنونی هم خدا به کسی عطا کند، از نظر امتداد زمانی یا آنچه به منزله زمان است، محدود است.
بنابراین، اگر خدا بخواهد در برابر ایمان و عمل صالح، بهشت جاودان مرحمت کند، سوال برانگیز نیست؛ ولی مسئله کیفر، سؤال برانگیز است که چگونه انسان کافر، مشرک یا منافقی که در مدّت کوتاه عمرِ دنیایی به تبهکاری تن در‌دهد، در قیامت برای همیشه و ابَد کیفر می‌بیند.
از امام صادق‌(علیه السلام) سوال شد: چگونه مردانی که در دنیا با عمر محدود گناه کردند در دوزخ به شکل نامحدودی کیفر می‌بینند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: چون نیّت تبهکاران و دوزخیان این بود که هر اندازه که در دنیا بمانند، گناه کنند و از طرفی خداوند هم بر اساس نیّت، کیفر می‌دهد، نه صرف عمل خارجی. درباره بهشتی‌ها نیز چنین است؛ یعنی، درباره بهشتی‌ها فرمود: چون قصد آنان این بود که هر اندازه در دنیا بمانند، اطاعت کنند.[۲۵]
این سخن معصوم (علیه السلام) شاید در نظر اول برای حلّ مشکل، کافی به نظر برسد، ولی برای محقّق پژوهشگر، باز سوال دیگر تولید می‌شود که در این جواب، دو اشکال یا نقد می‌تواند وجود داشته باشد: نخست آنکه: نوع فقیهان نامدارامامیّه فتوا داده‌اند که عزم بر گناه، گناه نیست و کسی را به علّت عزم بر گناه کیفر نمی‌کنند. دیگری اینکه: اگر عزم بر گناه، گناه باشد، این اشکال بر خود عزم هم هست؛ یعنی اشکال اوّل دوباره برمی‌گردد که این عزم محدود است و نمی‌شود گفت عزم محدود و موقّت، کیفر نامحدود دارد. زیرا با عقل و عدل و قسط الهی هماهنگ نیست.

معیار مؤاخذه و کیفر الهی

امام صادق (علیه السلام) پس از پاسخ مذکور، این آیه نورانی قرآن را تلاوت کردند که: “قُل کلٌّ یَعملُ عَلی? شاکِلَتِه”[۲۶]: ای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب مردم بگو که هر کسی بر اساس سیرت خود عمل می‌کند؛ همان طور که در سایر روایات آمده: “أصلُ الإنسانِ لُبّه”[۲۷]: اصل و ریشه حقیقی هر انسانی را قلب و روح او تشکیل می‌دهد و هر سنّتی که در قلب و روح نفوذ کند، به منزله فصل مقوّم جوهر هستی می‌شود به گونه‌ای که خدا درباره کافران می‌فرماید: “سَواءٌ علیهم ءَأنذرتهمْ أمْ لَمْ تُنْذِرهم لایُؤمنون”[۲۸] یا می‌فرماید: قوم عاد به پیغمبرشان حضرت هود (علیه السلام) گفتند: “سواءٌ علینا أوعظْتَ أمْ لَمْ تَکن مِنَ الواعظین”[۲۹].
بنابراین، با توجّه به اینکه ملکات نفسانی، نخست، “حال” و سپس “ملکه” و پس از آن به منزله فصل هویّت و نحوه وجود است، عمل صالح و فاسد، نشانه این اصل هویّت انسان است و از این رو، هرکسی را بر همان سریرت، نهان و نهاد او اخذ می‌کنند و کیفر می‌دهند.
اگر در فقه این مطلب نیامده، در کلام آمده است. به علاوه، در فقه گفته شده: عزم بر گناه، گناه نیست؛ امّا کفر و انکار واقعیّت و نپذیرفتن حقایق ماورای طبیعت، امر درونی و عمل قلب است؛ نه عمل بدن و این خود معصیت بزرگ و جاودانه است و معصیت جاودانه، کیفر جاودانه طلب می‌کند؛ یعنی هر کسی بر اساس نحوه هستی و حقیقت خود که او را ساخته عمل می‌کند، اگر خوب باشد، پاداش خوب ابدی و اگر بد باشد، کیفر تلخ ابدی دارد.
همان گونه که خدای سبحان بر اساس اعمال بدنی محاسبه می‌کند، اعمال، معارف و حقایق قلبی را نیز محاسبه می‌کند: “اِن تُبدوا ما? فی أنفسکُم أوْ تُحْفوه یحاسِبکُم بِهِ الله”[۳۰]: آنچه را در نهان و نهاد خود دارید، چه اظهار کنید و چه آن را مخفی دارید، خداوند حسابرسی می‌کند.
از این جا رمز حدیث “القُرآنُ یُصدّق بعضُهُ بعضا”[۳۱] روشن می‌شود؛ امام صادق (سلام الله علیه) علّت خلود دوزخیان را در دوزخ و بهشتیان را در بهشت، به استناد آیه: “قُل کُلّ یَعمَلُ عَلی? شاکِلَته”[۳۲]حل کرده و این آیه، مفسّر، مبیّن و شارح آیات “خلود” است و از همین جا نحوه تهذیب روح مشخص می‌شود که اگر کسی خواست روحش را مهذب کند باید شاکله‌ای بهشت آفرین فراهم سازد.

ظهور ملکات در قیامت

لطایف دیگری نیز از این تفسیر آیه به آیه برمی‌آید که بدان اشاره می‌کنیم: کیفر در دوزخ، محصول عقاید و ملکاتی است که دائماً حضور و ظهور دارند، به دنبال هر خیال و فکر عاطلی که تبهکار دوزخی، در دل و سر خود می‌پروراند، وجود برزخی یا اخروی مناسب با همان نشئه آخرت پدید می‌آید مثلاً، مار و عقرب تازه‌ای پیدا می‌شود و از هر چه می‌ترسد، گرفتار همان خواهد شد. اگر به ذهنش شعله فروخته‌تر صورت یافت، فوراً همان شعله افروخته‌تر ظهور می‌کند! چنانکه درباره بهشتیان نیز آمده: “لَهُمْ ما? یشاؤونَ فیها? وَ لَدَیْنا مَزید”[۳۳]هر چه بخواهند حاصل می‌شود.
مردان بهشتی در دنیا هم که بودند، جز به خیر، صلاح و فلاح نمی‌اندیشیدند، در بهشت هم که هستند، جز به آنها نمی‌اندیشند، محصول آن اندیشه‌ها و باورها جز “جنّاتٌ تَجری مِنْ تَحتِها الانهار” نخواهد بود.
دوزخیان که تبهکاران دنیا بودند، در دنیا جز به مکر و خدعه، کینه و نیرنگ نمی‌اندیشیدند، در آخرت نیز همان ملکات ظهور می‌کند آرا و افکار آنها جز تباهی چیز دیگر نیست و محصول ظهور آن ملکات هم “نارُ الله الموقدة‌* الّتی تطّلعُ علی الافئِدة”[۳۴]است. آنها در دنیا دائماً در فکر سرکوب دیگران بودند و همین حقیقت در قیامت در قلب آنها می‌گذرد و در نتیجه “وَلَهُم مقامعُ مِن حَدید”[۳۵] می‌گردد و بر سر آنان کوفته می‌شود. این عذابها گذشته از اینکه روحی است، حسّی نیز هست؛ عذابی است که پوست و گوشت را می‌سوزاند و به صورت پتک در می‌آید و صدای پتک شنیدنی است. این از لطیفترین نمونه‌های تفسیر قرآن به قرآن است که تهذیب روح و اخلاق را هم به دنبال دارد.

اشتعال قوای تعدیل نشده

قوا و شئونی که خدای سبحان آنها را به عنوان نعمت و ودیعت الهی به انسان، مرحمت کرده، اگر به صورت صحیح مورد استفاده قرار نگیرد، به سان امواج آتش، ظهور می کند: “نارُ الله الموقدة * الّتی تطّلع علی الأفئدة”[۳۶] فؤاد یا قلب که امری مجرّد و معنوی است بر اثر تعدیل نکردن این نیروها مشتعل خواهد شد و شعله آن، همه شئون هستی بشر را خاکستر می کند؛ چنان که اگر قوا تعدیل شوند قلب، گلستانی خواهد شد و انسان، گذشته از بوستان بیرون، در درون خود نیز روح و ریحان می شود: “وَأمّا مَن کانَ مِنَ المقرّبینَ * فروحٌ ورَیحانٌ و جنّة نعیم”[۳۷].
اگر عقل فرزانه در انسان ظهور نکند، جهل فرومایه به جای عقل می نشیند و جهالت، خود آفت است و اگر صبر و حلم و بردباری در انسان، جایگزین نشود، غضب که خود، آتش موّاج است به جای حلم می نشیند و اگر عفّت و پاکدامنی در جان انسان رسوخ نکند، شهوت به جای آن می نشیند که خود، آتش موّاج است. هرکدام از اینها که به صورت شعله در آمده باشد قبل از این که دیگری را بسوزاند از خود سوزی شروع می کند و این ویژگی آتش است.
جاهل قبل از این که دیگران را گرفتار کند خود را به دام می اندازد و انسان خشمگین، قبل از این که به دیگران آسیب برساند خود را می سوزاند. اگر کسی انسان عصبانی را نصیحت کند فریادش بلندتر و بدگویی و فحشش بیشتر می شود و نه تنها خشم انسان غضبناک را فرو نمی نشاند بلکه مایه بددهنی او نیز می شود.

لزوم آمادگی در برابر دشمن

دشمن، گاهی از درون و گاهی از بیرون، حمله می کند و اگر جهاد، جهاد اصغر و اکبر است، پس آماده شدن و مسلّح بودن، هم در جهاد اصغر و هم در جهاد اکبر لازم است. همانگونه که بر همه ما لازم است مرز داری کنیم و کشور خود را برای دفاع آماده کنیم تا از تهاجم بیگانگان مصون باشیم، نیز بر هر فردی لازم است که خودسازی کند تا هنگام تهاجم غضب یا شهوت یا جهالت در امان باشد.
ممکن نیست کسی بگوید من در عالم طبیعت و در جوامع بشری زندگی می کنم ولی اهل شهوت یا غضب نیستم؛ زیرا برخی از امور، جاذبه و برخی از آنها دافعه دارند و اگر کسی مسلّح به نیروی دفاع در برابر جذب و دفع کاذب نباشد، به دام این جذب و یا به تور آن دفع می افتد و گرفتار می شود. آموختن خطر غضب و آشنا شدن با فضایل صبر و حلم و بردباری، انسان را از خطر خشم، و آشنایی با فضایل عفّت و فرزانگی انسان را از خطر شهوت و جهالت، می‌رهاند.

خشم و بردباری

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در باره مسلّح شدن انسان به صبر و حلم، می فرماید: “وَ احتَرِزوا من سورة الغضب و أعِدّوا لَهُ ما به تُجاهِدونَه مِن الکظم‌والحِلم”[۳۸] از شدّت غضب، احتراز کنید و خود را با فرو نشاندن خشم و حلم،‌آماده سازید تا در جنگ با غضب، پیروز بشوید. نیز می فرماید: “الغَضَبُ‌نارٌ موقَدة” غضب، آتش افروخته است. کسی که این آتش را مهار کند، از سوخت و سوز، مصون است و اگر آن را رها کند: “کانَ أوّل مُحترقٍ به”[۳۹] اولین‌چیزی که سوخته می شود خود انسان است. البته این اختصاصی به مسئله غضب ندارد؛ زیرا شهوت و جهالت نیز چنین است و به همین جهت گفته اند بالاترین مالکیّت، مالکیّت نفس در حال غضب است: “أفضَلُ المِلک مِلکُ الغَضَب”[۴۰]. کسی که هنگام خشم، مالک اعضای خود است و کاری نمی کند یا حرفی نمی زند که مایه ندامت باشد، او دارایِ “أفضل المِلک” است؛ بالاترین دارایی، دارایی نفس است که انسان بر خود مسلّط باشد؛ نه این که غضب بر او سلطه داشته باشد.
برای صبر و بردباری، فضایل و برای غضب، رذایلی ذکر شده، مانند: “لا أدَب مَعَ غضب”[۴۱] انسان غضبناک، مؤدّب نیست؛ “أحضَرُ النّاسِ جواباً مَن لَم یَغْضِب”[۴۲]، “أقدَرُ النّاس علی الثواب من لم یغضِب”[۴۳] یعنی در مناظرات، مُصاحبات، مجادلات و بحثهای علمی، کسی که عصبانی نمی شود حاضر جوابتر و صوابگوتر از دیگران است. غضب و شهوتِ کسانی که خود را ساخته و تهذیب کرده اند زیر نظر عقل آنان رهبری می شود.
نیز امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: “العاقِلُ من یَملِکَ نفسَهُ إذا غَضِبَ وَإذا رَغِبَ وإذا رَهِبَ”[۴۴]. عاقل کسی است که خود را در حال غضب و خشم، رغبت و رهبت حفظ کند. علاقه شدید، راه عقل را می بندد و موجب می شود که انسان در تصمیم گیری عجولانه فتوا دهد؛ یا اگر ترس، شدید وعقل، ضعیف شود، انسان در حال ترس، خود را می بازد. البته مقصود از این عقل، عقل عملی است. پس عاقل، کسی است که مالک خویشتن خویش باشد.
عاقلتر از همه، انبیا و اولیا و معصومین (علیهم السلام) هستند. آنها کسانی هستند که غضب یا مهرورزی و اشتیاقشان برای خداست.
وقتی در محضر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سخن از مسائل علمی مطرح می شد، اصحاب مأمور بودند آن را یادداشت کنند. روزی یکی از صحابه از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: ما هرچه از شما می شنویم، حتی اگر در حال رضا و غضب باشد، آن را یادداشت کنیم؟ فرمود: “آری حتّی در حال رضا و غضب”.[۴۵] علّت آن سؤال و این جواب آن است که انسان وقتی خیلی راضی و خوشحال باشد، گاهی حرفهای غیر عاقلانه و غیر منطقی می گوید، وعده های بیجا می دهد و مدح و ثنای بیجا می کند و هنگامی هم که خمشگین شود، وعیدهای ناروا و قدْح و هجای بیجا دارد؛ ولی رضا و غضب معصوم، حساب شده است، همه سخنان او صواب و حقّ است. هر کسی به میزان همت خود باید این راه را تعقیب و خود را تعدیل کند.
از بیانات نورانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که: “رَدعُ الشهوة والغضب جهاد النُبَلاء”[۴۶] افراد “نبیل”، فرزانه و عاقل، کسانی هستند که در جنگ با شهوت و غضب، آنها را رام و منع می کنند، بر شهوت و غضب لگام می‌زنند نه این که زمام آنها به دست شهوت و غضب باشد.

راه غلبه بر غضب

به ما گفته اند: اگر غضبناک شدید، بنشینید و اگر نشسته اید بیارمید تا خشمتان فرو‌بنشیند؛ چنانکه به ما گفته‌اند: اگر سگی به شما حمله کرد بنشینید؛ زیرا آن‌سگ وقتی می بیند شما قصد مقابله ندارید، پس از چند بار صدا کردن، شما را رها می کند؛ امّا وقتی ایستاده اید احساس می‌کند قصد مقابله دارید و حمله می کند.
قدرت بدنی، سلامت، داشتن اعصاب سالم، قدرت غضب و خشم و انتقام، نعمت الهی است. به ما دستور داده اند غضب را در صحنه‌های درون مرزی بر علیه دوستانتان بکار نبرید و اگر در داخل منزل یا محلّ کار، عصبانی شدید، این غضب را اعمال نکنید؛ امّا اگر با دشمنان دین در افتادید، آن را اعمال کنید این دو بیان از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. آن حضرت، نسبت به بی‌مهری و ایذایی که از ناحیه دوستان به انسان می رسد می فرماید:
“وقتی قدرت انتقام نداریم، صبر و حلم و آنگاه که قدرت انتقام داریم، گذشت و بخشایش، بهترین نعمت است”[۴۷].
و بیان آن حضرت نسبت به دشمنان دین و نظام اسلامی این است که: “مَن أحدّ سِنانَ الغضب لله سُبحانه قَوِیَ عَلی? أشدّاء الباطل”[۴۸] کسی که دندان غضب را برای رضای خدا تیز کند، می تواند دشمنان دین را از پا در آورد. علی (علیه السلام) که نسبت به صحنه های درون مرزی، این همه دستور صبر، حلم و بردباری و گذشت می دهد نسبت به جبهه های جنگ با دشمن برون مرزی می فرماید: آن قدر غضبناک شوید که دندانها را به هم بفشارید تا خشم و قدرت شما دو چندان شود[۴۹].

آتش جهل

برای کسی که در جهالت غوطه ور است اگر برهانی اقامه کنید تا او را از جهالت برهانید، او آن را هم مغالطه تلقّی می کند و بدفهمی او باعث می شود که وهمش بر فهمَش حاکم باشد؛ در حالی که ما مأموریم فهم را بر وَهم حاکم کنیم که این هم از بیانات نورانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.
در این گونه از موارد، آیه شریفه “نارُ الله الموقَدَة * الّتی تطّلع علی‌الأفئدة”[۵۰] مصداق پیدا کرده ظهور می کند، یعنی قبل از اینکه ما به قیامت برسیم خود سوزی را در درون خود احساس می کنیم. گاهی انسان از شدّت غضب، سکته می کند و اگر هم سکته نکند بالأخره سلامت اعصاب خود را از دست می دهد.
از فاطمه بنت الحسین (علیها السلام) حدیثی نقل شده است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر کسی دارای سه اصل باشد، ایمان او کامل است: “الذى اِذا رَضىَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فی الباطِل واذِا غَضِبَ لَم یُخرِجُه غَضَبُه من الحقّ واِذا قَدِرَ لَم یَتعاط م?ا لَیس لَه”[۵۱]: آن کس که اگر حال نشاط و سرور به او دست داد، نشاط و سرور او، وی را از حق به باطل نکشاند. (گاهی انسان در حال لذّت مثلاً در مجلس جشن و… غفلت می کند و دست به گناه دراز می کند). و آن کس که اگر غضبناک شد، از حق بیرون نرود. و اگر به مقامی راه یافت و قدرتی پیدا کرد، چیزی که از آن او نیست نگیرد و مَنْصِبی را که حقّ او نیست غصب نکند. در باره فاطمه زهرا‌(سلام‌اللهعلیها) آمده است که غضب و رضای آن حضرت، غضب و رضای خداست.[۵۲]
اینها بیماری است و قرآن کریم خود را به عنوان شفا معرفی کرده می فرماید: “وَنُنزّلُ مِن القُران ما هُوَ شِفاءٌ ورحمةٌ للمؤمنین” اگر کسی در حدّی باشد که دارو در او اثر کند، شفا پذیر است؛ امّا اگر سراسر وجودش شعله سوزان شود، آیات قرآنی که به منزله آب زلال است، وقتی بر او تلاوت می شود نه تنها شفابخش نیست بلکه مایه طغیان اوست. “ولا یزیدُ الظالمین اِلاّ خساراً”[۵۳] یعنی، همین آیات ال?هی که نور و شفاست وقتی بر افراد ظالم خوانده می شود مایه طغیان کفر آنهاست؛ مثل اینکه، شما اگر روی آتش زیاد مقداری آب بریزید، آتش افروخته تر می شود.
چنانکه اگر کسی که به بیماری دستگاه گوارش مبتلا باشد اگر گلابی شاداب، شیرین و پر آبی را بخورد دردش افزونتر می شود. و نمونه های فراوان دیگری که خیر، مایه افزایش شرّ می گردد.
آنگاه که نصیحت کسی در ما اثر کرد خدا را شاکر باشیم که آتش درون ما قابل خاموش شدن است؛ و اگر بیجا به امری دل بسته ایم و کسی هم ما را نصیحت کرد و آن را پذیرفتیم، شاکر باشیم که در مسیر علاج هستیم و اگر مطلبی را نمی دانیم و کسی ما را راهنمایی کرد، وَهم ما تحت ولایت فهممان در آمد و برهان را به صورت مغالطه تلقّی نکردیم خدا را شاکر باشیم که قابل درمان و در مسیر معرفتیم و اگر این گونه نبودیم، بدانیم مشمول ذیل آیه مذکور هستیم که: “ولا یزید الظالمینَ إلاّ خساراً”.
کسی که چشمش سالم است، از آفتاب لذّت می برد و در برکت پرتو آن، همه اشیا را می بیند؛ ولی کسی که چشم او مُرمِد، مریض و آفت زده است، هر چه هوا صافتر و آفتاب درخشانتر و شفّافتر باشد رنج و درد او بیشتر است.
به هر حال، قوای درونی انسان، نعمت خداست؛ ولی اگر ـ خدای ناکرده ـ ما این نعمت را به نقمت تبدیل کنیم، تلّی از آتش و خودسوزی و آنگاه دیگر سوزی، شروع می شود و هیچ آبی هم آن را خاموش نخواهد کرد.

پی نوشتها :

*: کتاب مبادی اخلاق در قرآن، تالیف حضرت آیت الله جوادی ، ص ۱۶۷-۱۸۵
۱/ سوره بقره، آیه ۱۲۹/
۲/ سوره جن، آیه ۱۵/
۳/ سوره بقره، آیه ۱۸۶/
۴/ سوره واقعه، آیه ۸۵/
۵/ سوره ق، آیه ۱۶/
۶/ سوره انفال، آیه ۲۴/
۷/ سوره شعراء، آیه ۹۰/ “ازلفت” از “اعدت” رقیقتر است؛ چون اعداد و استعداد، گاه استعداد بعید و متوسط را نیز شامل می شود، ولی “إزلاف” آمادگی نزدیک را می گویند.
۸/ سوره ق، آیه ۳۱/
۹/ سوره واقعه، ۸۷ ـ ۸۸/
۱۰/ سوره آل عمران، آیه ۱۶۳/
۱۱/ “أنتم فى الجنة فاسئلوا الله أن لا یخرجکم منها” (بحار، ج ۶۵، ص ۱۰۲، ح ۱۱).
۱۲/ همان، ج ۴۰، ص ۲۰۱، ح ۲/
۱۳/ سوره نساء، آیه ۱۰/
۱۴/ سوره توبه، آیه ۴۹/
۱۵/ سوره علق، آیات ۱۷ ـ ۱۸/
۱۶/ سوره آل عمران، آیه ۱۰۶/
۱۷/ “لمّاأهبط الله آدم من الجنةظهرت فیه شامةسوداءفى‌وجهه…”(علل الشرایع،ج ۲،ص ۳۴، ح ۲
۱۸/سوره فجر، آیه ۲۳/
۱۹/ سوره زمر، آیه ۶۷/
۲۰/ سوره تکویر، آیات ۱ ـ ۲/
۲۱/ سوره نمل، آیه ۸۹/
۲۲/ سوره انعام، آیه ۱۶۰/
۲۳/سوره بقره، آیه ۲۶۱/
۲۴/ سوره آل عمران، آیه ۱۳۳/
۲۵/ “إنما خلّد أهل النار فى النار لأن نیّاتهم کانت فى الدنیا…”(کافی، ج ۲، ص ۸۵، ح ۵).
۲۶/ سوره اسراء، آیه ۸۴/
۲۷/ بحار، ج ۱، ص ۸۲، ح ۲/
۲۸/ سوره بقره، آیه ۵/
۲۹/ سوره شعراء، آیه ۱۳۶/
۳۰/سوره بقره، آیه ۲۸۴/
۳۱/ نهج البلاغه، خطبه ۱۸/
۳۲/ سوره اسراء، آیه ۸۴/
۳۳/سوره ق، آیه ۳۵/
۳۴/ سوره همزه، آیات ۶ ـ ۷/
۳۵/ سوره حج، آیه ۲۱/
۳۶/ سوره همزه، آیات ۶ ـ ۷/
۳۷/ سوره واقعه، آیات ۸۸ ـ ۸۹/
۳۸/مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۲، ح ۱۳۳۷۶/
۳۹/ شرح غرر الحکم، ج ۲، ص ۴۷/
۴۰/ همان، ص ۳۸۰/
۴۱/همان، ج ۶، ص ۳۶۱/
۴۲/ همان، ج ۲، ص ۳۹۰/
۳/ همان، ص ۴۰۸/
۴۴/ همان، ص ۱۱۱/
۴۵/ “قلت یا رسول الله أکتب کلّما أسمع منک؟ قال: نعم…”(بحار، ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۱۹).
۴۶/شرح غررالحکم، ج ۴، ص ۸۹/
۴۷/ نهج البلاغه، حکمت ۱۱ و ۵۲/
۴۸/همان، حکمت ۱۷۴/
۴۹/ همان، خطبه ۶۶/
۵۰/ سوره همزه، آیات ۶ ـ ۷/
۵۱/ اختصاص مفید، ص ۲۳۳/
۵۲/ قال النّبى (صلی الله علیه و آله و سلم): “إنّ الله تبارک وتعالی لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها” (بحار، ج ۴۳، ص‌۲۶، ح ۲۶).
۵۳/ سوره اسراء، آیه ۸۲/

esramagazine.net

 

پیراهن شهوت

 

پیراهن شهوت


پیراهن شهوت

امام علی(ع) در حدیثی فرموده اند:
«قد خلع سرابیل الشهوات و تخلی من الهموم الا هما واحدا انفردبه»؛ پیراهن شهوت را از تن بیرون کرده و به جز یک غم که تنها غم اوست، از هر اندوهی خویشتن را تهی ساخته است. (نهج البلاغه خ 87)

مفهوم و کاربردهای شهوت

امام علی علیه السلام دراین عبارت نورانی، شهوت را به پیراهن تشبیه کرده اند و پرداختن به شهوات را بسان پوشیدن آن دانسته اند؛ و سپس در وصف دوستان برگزیده خداوند فرموده اند: «پیراهن شهوت را از تن به در آورده اند.» اما آیا چنان که پیروان برخی ادیان تحریف شده پیشین و پاره ای از فرقه های اسلامی معتقدند، لذت ها و شهوات دنیا به کلی پلید و منفورند؟ و کسی که می خواهد در راه خدا گام بردارد باید همه آنها را کنار نهد؟ یا آنکه حضرت از پوشیدن لباس شهوت منظور دیگری دارند؟ نظیر این پرسش را در آغاز خطبه، درباره استوار شدن لباس ترس و اندوه بر قامت دوستان خدا، مطرح کردیم. اکنون نیز با بررسی معنای لغوی و اصطلاحی شهوت و کاربردهای آن، منظور حضرت و پاسخ پرسش فوق روشن خواهد گشت.
«شهوت» در لغت هم در مقام اسم و به معنای «درخواست نفس آنچه را موافق میل است» آمده، که جمع آن «شهوات» است، و هم در مقام مصدر و به معنای تمایل و میل داشتن1. «اشتهاء» نیز که مصدر باب افتعال است و از شهوت اشتقاق یافته، به معنای تمایل، میل داشتن است.

الف- کاربرد تکوینی شهوت

اصل تمایل و میل، که در معنای لغوی شهوت نهفته است، امری طبیعی و تکوینی است که خداوند در نهاد انسان قرار داده است. براین اساس، وقتی نیاز گرسنگی در ما پدید می آید، میل و اشتها به غذا رخ می نمایاند. با این وصف تمایل و میل داشتن، خود به خود، در قلمرو اخلاق قرار نمی گیرد و به «خوب» یا «بد» اخلاقی متصف نمی شود و ارزش یا ضدارزش به شمار نمی آید. همان گونه که میل و تمایل داشتن در دنیا، امری تکوینی برای انسان به شمار می آید. در بهشت نیز میل به لذت ها و نعمت های بهشتی مطرح است. خداوند دراین باره می فرماید: «وفیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین و انتم فیها خالدون» (زخرف 71) و در آنجا آنچه دل ها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید هست و شما در آن جاودانید.
آیه ای دیگر درباره بخشی از نعمت های بهشت و تمایل بهشتیان بدان ها و لذت جویی ایشان از آن نعمت ها می فرماید: «مثل الجنه التی وعد المتقون فیها انهار من ماء غیرآسن و انهار من لبن لم یتغیر طعمه و انهار من خمر لذه للشاربین و انهار من عسل مصفی...»؛ وصف آن بهشتی که پرهیزگاران را وعده داده اند این است که در آن رودهایی است از آبی دگرگون نشدنی (نگندد و بوی و مزه آن برنگردد) و رودهایی از شیری که مزه اش برنگردد و رودهایی از باده ای که لذت بخش آشامندگان است و رودهایی از عسل ناب. (محمد 51)

ب- کاربرد تشریعی شهوت و مصادیق نکوهیده آن در قرآن

عرف، اغلب شهوت را درباره غرایز و امیال جسمانی، نظیر غریزه جنسی و میل به غذا به کار می برد، و از این واژه برای تعبیر از امیال معنوی، نظیر میل به مناجات با خدا، استفاده نمی کند و مثلا نمی گوید «شهوت مناجات». در این کاربرد شهوت و میل در قلمرو اخلاق قرار می گیرد و برحسب متعلق و انگیزه و محرک آن، می تواند ارزش یا ضدارزش به شمار آید. در پنج آیه قرآن، واژه «شهوت» و جمع آن «شهوات» در موارد نکوهیده به کار رفته است.
1- «انکم لتاتون الرجال شهوه من دون النساء»؛ هر آینه شما از روی شهوت به جای زنان با مردان درمی آمیزید. (اعراف 18)
2- همین عبارت تنها با اضافه همزه استفهام در آغاز آن و در قالب جمله ای استفهامی در آیه 55 سوره نمل تکرار شده است.
3- «زین للناس حب الشهوات من النساء والبنین و القناطیر المقنطره من الذهب والفضه و الخیل المسومه والانعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا والله عنده حسن المآب»؛ دوستی خواستنی های ] گوناگون[ از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب های نشاندار و دام ها و کشتزار]ها[ برای مردم آراسته شده است، ]لیکن[ اینها برخورداری زندگی این جهانی است، و سرانجام نیک نزد خداست. (آل عمران 41)
دراین آیه، دلبستگی به لذت ها و خواسته های دنیوی و آراستن خود بدان ها نکوهش شده است؛ زیرا دلبستگی به دنیا و لذت های آن موجب می شود که انسان تمام همت و تلاش خود را صرف متاع ناچیز دنیا سازد و به جای پرداختن به آخرت، که مقصد اصلی است، متاع دنیا را که تنها وسیله ای برای رسیدن به رضوان و قرب الهی است، مقصد و تأمین کننده نیازهای برین و کمال خویش بپندارد و در نتیجه، از رسیدن به مقصد اصلی و سعادت ابدی خویش باز ماند. پس آنچه خداوند نکوهیده است، دلبستگی و اصالت دادن به لذت ها و خواستنی های دنیا و غفلت از مقصد ابدی و نهایی است؛ وگرنه گرایش و میل به لذت های دنیا، کششی طبیعی و غریزی است که از بستر آن انسان به تأمین نیازهای ضروری خود می پردازد.
وقتی انسان گرسنه شود به صورت طبیعی و غریزی، میل به غذا برای رفع گرسنگی در او پدید می آید. همچنین وقتی نیاز جنسی یا سایر نیازها در انسان برانگیخته می شود، غریزه خاصی وی را به سوی آن نیازها می کشاند. به دیگر سخن، تمایل به لذت های دنیوی، خود نه تنها نکوهیده نیست، بلکه چون زمینه تأمین نیازهای ضروری دنیوی را فراهم می آورد و موجب فراهم آمدن امکان تداوم حیات، سلامتی، آمادگی برای انجام تکالیف الهی و دست یابی به مقصد اصلی می شود، پسندیده و ارزشمند است. آنچه مهم و مورد نظر خداوند است، ترجیح ندادن لذت های زوال پذیر دنیا بر لذت های پایدار آخرت است. از این رو، خداوند برای بیان تقدم و برتری نعمت ها و لذت های آخرت بر دنیا، در آیه بعد لذت های اخروی را وصف می کند تا انسان های مؤمن، حسابگر و هوشمند به مقایسه آنها با لذت های فانی دنیا بپردازند و وقتی دریافتند که نسبت دنیا و لذت های آن با آخرت و لذت های آن، نسبت محدود با نامحدود و متناهی با نامتناهی است، دل از دنیا و لذت های آن برکنند و تنها دلبسته خداوند و رضوان او شوند: «قل اونبئکم بخیر من ذلکم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله و الله بصیر بالعباد». بگو: آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم؟ برای تقوا پیشگان نزد خداوند باغ هایی است که از زیر ]درختان[ آنها نهرها روان است. در آن جاودانه بمانند و همسرانی پاکیزه و ]نیز[ خشنودی خدا ]را دارند[ و خداوند به ]امور[ بندگان ]خود[ بیناست. (اعراف 51)
بنابراین، روشن شد آنچه خداوند نکوهش کرده، صرف بهره برداری از شهوات نیست، بلکه دوستی شهوات و خواستنی های دنیا و دلبستن به آنهاست. این دلبستگی در نتیجه وسوسه های شیطانی پدید می آید. شیطان برای اینکه مردم را از خداوند و نعمت های پایدار آخرت غافل سازد، نعمت ها و لذت های حقیر دنیا را در نظر آنان بزرگ جلوه می دهد و می آراید. در نتیجه، انسان برای رسیدن به برخی لذت های دنیوی، وقت و سرمایه زیادی صرف می کند. اما وقتی به آنها رسید درمی یابد که ارزش سرمایه ای را که برای آن صرف کرده نداشته، و در دام فریب شیطان گرفتار آمده است. از سوی دیگر وسوسه های شیطانی قدرت محاسبه صحیح و تعقل را از انسان می ستانند و موجب می شوند انسان به ارزش و اهمیت لذتی که در پی آن است نیندیشد، و در نتیجه سرمایه بسیاری را برای رسیدن به لذتی اندک از دست بدهد و وقتی به آن لذت رسید، درمی یابد که فریب خورده است. اما شگفت آنکه پند نمی گیرد و باز در روز و فرصتی دیگر همان رفتار از او سر می زند و هر بار داغ فریب شیطان و پشیمانی بر پیشانی او می نشیند.
4. خداوند پس از بیان ویژگی های متعالی انبیا و اولیای خویش می فرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاه واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا»؛ آن گاه از پی ایشان جانشینان بد و ناشایسته ای آمدند که نماز را فرو گذاشتند (در آن سهل انگاری کردند) و از خواستنی ها ]و خواهش های دل[ پیروی کردند، پس به زودی ]سزای[ گمراهی خود را ببینند.(مریم 95)
براساس سخن خداوند، دو نسل از پی هم و با ویژگی های کاملا متفاوت در زمین زندگی کرده اند: نسل اول، انبیا و اولیای خاص الهی بودند که به مناجات با خدا و عبادت او عشق می ورزیدند و چنان جذبه انس با معبود و شنیدن کلام او آنان را به وجد می آورد که با شنیدن سخنان خداوند، اشک از چشمانشان جاری می شد و به سجده می افتادند. اما نسل دوم از معنویات و کمالات والای انسانی بی بهره، و به زشتی ها و پلیدی ها آلوده بودند. خداوند از شمار ویژگی های ناپسند این نسل، بر دو ویژگی تأکید می ورزد: یکی بی اعتنایی به نماز و مناجات با خداوند، و دیگری پیروی از خواهش های دل. بین این دو حالت و دو ویژگی تلازم و ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. هر قدر توجه انسان به شهوات و خواهش های دل بیشتر شود، بی اعتنایی او به نماز و مناجات با خدا افزون می گردد و از نشاط او برای عبادت کاسته می شود. در مقابل، هر قدر از شهوات و خواهش های دل دور شود، آمادگی او برای درک مناجات با خدا و پرداختن به عبادت بیشتر می گردد. فرجام آن دو ویژگی ناپسند، گمراهی و بی بهره گشتن از هدایت خداوند است. شخص گمراه و اسیر وسوسه های شیطان، دیوانه وار به رفتاری دست می زند که با منطق عقل قابل توجیه نیست. وی سرمایه، عمر و بالاتر از همه آخرتش را در ازای رسیدن به خواهش های پوچ و بی مقدار دل از کف می دهد که اگر به درستی در رفتار خویش اندیشه کند، درمی یابد که چه زیان بزرگ و جبران ناپذیری بر او وارد شده است. این غفلت و بی توجهی به رفتار ناشایست و فرجام خسارت بار آن ناشی از آن است که شخص گمراه، دل در گرو پیروی از شیطان نهاده است و شیطان بر اندیشه و رفتار او تسلط یافته و فرصت اندیشیدن را از او گرفته است. به تعبیر دیگر، شخص گمراه چون مرکبی است که عقل، شعور و اختیار خویش را به سوار خود یعنی شیطان سپرده است و از پی فرمان او به حرکت درمی آید و با خیالی موهوم مشغول کامجویی و لذت بردن از دنیا و جلوه های آن می شود؛ اما دیری نمی پاید که پرده ها کنار می روند و حقایق آشکار می شوند و او می فهمد که در ازای محروم شدن از رضوان خدا و نعمت های ابدی، دستاوردی جز جلب رضایت شیطان و پشیمانی ابدی نداشته است. خداوند درباره ویژگی و فرجام کسانی که عنان اختیار خویش را به شیطان می سپارند می فرماید: «ان عبادی لیس لک علیهم سلطان الا من اتبعک من الغاوین و ان جهنم لموعدهم اجمعین». همانا تو را بر بندگان من تسلطی نیست، مگر گمراهان که تو را پیروی کنند. همانا دوزخ وعده گاه همه آنهاست. (حجر 34-24)
5. «والله یرید أن یتوب علیکم ویرید الذین یتیعون الشهوات أن تمیلوا میلاً عظیما»؛ و خدا می خواهد که ]به مهر و بخشایش خویش[ بر شما بازگردد ]و شما را از کارهای ناپسند توبه دهد[ و کسانی که از خواستنی ها ]و آرزوهای دل[ پیروی می کنند می خواهند که به کجروی و لغزش بزرگ گرفتار شوید. (نساء 72)

ضرورت بازشناسی دنیای نکوهیده از دنیای مطلوب

بنابرآنچه گذشت، مراد حضرت از اینکه بندگان محبوب و شایسته خدا پیراهن شهوات را از تن درآورده اند، این است که دلبستگی و تعلق خاطر به لذت های دنیا به مثابه پیراهنی است که شیطان بر تن انسان می پوشاند و مادام که انسان تحت تأثیر وسوسه های شیطانی است، این پیراهن از تن او بیرون نمی آید و توجه به دنیا و لذت های آن پیوسته فکر و ذهن وی را به خود مشغول می دارد. پس آنچه نکوهیده است، دلبستگی به لذت های دنیاست و اولیای خدا چون از حقیقت دنیا و لذت های آن آگاهند، بدان دل نمی سپارند. البته، این نه بدان معناست که لذت و بهره بردن از نعمت های دنیا بکلی مذموم و ممنوع است و انسان باید از جامعه و لذت های دنیا دوری گزیند. متأسفانه برخی با سوءاستفاده یا سوءبرداشت از این سخنان، موجب انحراف دیگران می شوند.
بهره بردن از لذت ها و نعمت های دنیا نه فقط ممنوع و نکوهیده نیست، بلکه در مواردی واجب است. اساساً خداوند براساس حکمت خویش نعمت های دنیا را آفریده تا انسان برای تأمین نیازها و رسیدن به مقاصد خویش از آنها استفاده کند. همچنین خداوند در استفاده از آن نعمت ها لذت های فراوانی قرار داده است؛ زیرا اگر انسان از آنها لذتی نمی برد، سراغشان می رفت، و در نتیجه، زندگی فردی وا جتماعی اش مختل می گشت. انسان باید در این دنیا زندگی کند و باید به درستی ازابزارهایی که تداوم حیات او را تسهیل می کنند بهره برد: او باید غذا بخورد؛ زیرا درغیر این صورت مریض می شود و سلامتی خود را ازدست می دهد. او باید از غریزه جنسی استفاده کند؛ چه در غیر این صورت نسل او منقرض می شود. خداوند انسان را آفریده که در این دنیا رشد و ترقی کند و از جمله تولیدمثل داشته باشد تا نسل انسان ها افزایش و تداوم یابد. اما باید توجه داشت که انسان باید از دنیا و نعمت های آن به منزله ابزار و وسیله برای رسیدن به مقاصد و اهداف متعالی خویش استفاده کند و آنها را اصیل نپندارد. آنچه نکوهیده است و مصداق دنیای نکوهیده و به اصطلاح قرآن «متاع الغرور» به شمار می آید، نگاه استقلالی به دنیا و لذت های آن و هدف دانستن آنها و دلبستگی و تعلق خاطر داشتن به آنهاست که در برخی از آیات قرآن مذمت شده است. برای نمونه خداوند می فرماید: «اعلموا أنما الحیاه الدنیا لعب ولهو وزینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال والاولاد کمثل غیث أعجب الکفار نباته ثم یهیج فتراه مصفرا ثم یکون حطاما وفی الآخره عذاب شدید و مغفره من الله و رضوان ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور»؛ بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخر کردن با یکدیگر و نازیدن ]یا افزون طلبی[ در مال ها و فرزندان است. همچون بارانی که گیاه رویانیدنش کشاورزان را خوش آید و به شگفت آورد، پس پژمرده شود و آن را زردبینی و آن گاه خشک و شکسته و خرد گردد و در آن جهان ]کافران را[ عذابی سخت و ]مؤمنان را[ آمرزشی از جانب خدا و خشنودی اوست؛ و زندگی این جهان جز کالای فریبنده نیست.(حدید02)
همچنین خداوند می فرماید: «وما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون»؛ این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست و زندگی حقیقی همانا ]در[ سرای آخرت است. ای کاش می دانستند. (عنکبوت 46)

بازتاب منفی دلبستگی به دنیا در روان و رفتار انسان

کسی که به شهوات و لذت های دنیا دلبستگی ندارد و خود را اسیر آنها قرار نداده است، درحدی که عقل لازم می داند و شرع برای او تجویز کرده است، از نعمت ها و لذت های دنیا بهره می برد و خود را فارغ از غم و اهتمام به دنیا ساخته است. به جرئت می توان گفت که ریشه و خاستگاه همه ناراحتی ها، غصه ها و افسردگی ها در اغلب افراد، محرومیت از لذت ها و نعمت های دنیوی است. تحقیقات روان شناسان و معاینات روان کاوان درباره اغلب مردم نشان می دهد که علاقه به خدا و آخرت در شمار عوامل ناراحتی ها و افسردگی ها نمی باشد، بلکه همه آن ناراحتی ها، غصه ها و افسردگی ها با امور دنیا ارتباط دارند. چه کسانی که از لذت ها و نعمت های دنیا بهره مندند و چه کسانی که از آنها بی بهره اند. توجه به دنیا و لذت های آن چنان بر دلشان سایه افکنده و فکرشان را به خود مشغول ساخته که نمی توانند لحظه ای به خود آیند و خویشتن را از دام دنیا و ناراحتی های آن برهانند.
کسانی که از نعمت ها و لذت های دنیا برخوردار شده اند وگمان می کنند چیزی به دست آورده اند، توجه ندارند که در برابر آنچه به دست آورده اند آسایش و آرامش خویش را از دست داده و مشکلات و ناراحتی های فراوانی را متحمل گشته اند، و چه بسا برای رسیدن به آنها دست به خیانت نیز زده باشند. حال اگر ناراحتی ها و سختی هایی را که برای رسیدن به لذتی دنیوی کشیده اند، با لذتی که دستاورد آنان است بسنجند، درمی یابند بهای گزافی برای رسیدن به آن لذت پرداخته اند که ارزش آن لذت در برابر آن همه سختی ناچیز است. پس برخورداری از لذت های بیشتر بر خوشی ها و آرامش انسان نمی افزاید، بلکه از آنها می کاهد. اوضاع و شرایطی که امروزه در کشورهای پیشرفته حاکم است، این ادعا را تأیید می کند. امروزه در کشوری که بیشترین امکانات زندگی فراهم است و مردم آن ازنعمت ها و لذت هایی برخوردارند که دیگران به کلی از آنها بی خبرند، بیشترین داروهای روانی تولید و مصرف می شود و بیشتر داروهای تولیدی، داروهای روانی است. همچنین از بیشترین روان پزشکان، روان کاوان و کلینیک های روانی برخوردارند و مجهزترین بیمارستان ها به بیماران روانی اختصاص دارد. حال اگر لذت های دنیا موجب راحتی وآسایش انسان است، چرا در کشوری که چنین امکانات گسترده ای برای زندگی و لذت جویی دارد، آمار افسردگی ها و بیماری های روانی تا این میزان بالاست؟ اما در برابر، در گوشه و کنار کشور خودمان افرادی هستند که از امکانات محدودی برخوردارند، ولی چون به دنیا تعلق خاطر ندارند، سرزنده و با نشاطند و از زندگی ساده خود لذت می برند و محبت خداوند کانون دلشان را گرم و باطراوت نگاه داشته است و خداوند را به پاس نعمت هایی که به آنها داده پی درپی شکر می گویند.

اولیای خدا و توجه کامل به معبود

چنان که گذشت، انسان نمی باید فریفته دنیا شود و تمام هم و غم خویش را صرف رسیدن به لذت های آن کند. بی شک دلبستگی به دنیا و توجه افراطی به شهوات و لذت های آن انسان را حقیر و خوار می سازد، و بالاتر از آن، انسان را از خدا دور می سازد؛ زیرا هر قدر لذت جویی و توجه به شهوات بیشتر شود، از ارتباط انسان با خدا و توجه و اهتمام او به آخرت کاسته می شود براساس تجربه ای که ما از زندگی خود داریم، هر قدر میل به شهوات و لذت های حلال بیشتر شود، از حال و نشاط فرد برای نماز، انس با خدا و مناجات با او کاسته می شود. از این رو، حضرت علی(ع) فارغ بودن از غم دنیا و لذت های آن و اهتمام به ارتباط با خدا و آخرت را از زمره ویژگی های دوستان خدا می دانند: «و تخلی من الهموم الا هما واحدا انفرد به»؛ و جز یک غم که تنها غم اوست، از هر اندوهی خویشتن را تهی ساخته است.
براساس آموزه های قرآن، هدف و مقصد نهایی انسان الله است، که انسان به سوی او در حرکت است و سراسر زندگی اش، در حوزه رفتار اختیاری و تشریعی، سیر تکوینی و سیر تشریعی به سوی خداست و اگر کسانی به این حرکت و مقصد خویش آگاهی داشته باشند، ممکن نیست اهتمام و دغدغه رسیدن به مقصد در آنان نباشد؛ زیرا بدون اهتمام و دغدغه رسیدن به مقصد و هدف، انسان از حرکت باز می ایستد. تنبلی و راحت طلبی و عدم تکاپو برای تأمین توشه و وسایل سفر، انسان را از حرکت به سوی مقصد نهایی، که همان لقای الهی است، باز می دارد. بر این اساس، بندگان محبوب خدا که هوای رسیدن به محبوب را در سر دارند، دغدغه و اهتمامشان تنها مصروف مقصد نهایی و رسیدن به لقای معبود است و باور دارند که سراسر زندگی شان تکاپو در مسیر رسیدن به اوست: «یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه»؛ ای انسان، همانا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد. (انشقاق6)
خداوند متعال در شب معراج به رسول خدا(ص) فرمودند: «یا أحمد، اجعل همک هما واحدا فاجعل لسانک لسانا واحدا واجعل بدنک حیا لاتغفل أبدا من یغفل لا ابالی بأی واد هلک»؛ ای احمد، هم و غمت را متوجه یک چیز ساز و زبانت را یکسان قرار بده؛ بدنت را زنده بدار و هرگز غافل مباش. کسی که از من غافل گردد، برایم مهم نیست که به کدام وادی هلاکت درافتد.(2)
کسی که فقط به مقصد نهایی می اندیشد، به غیر خداوند توجهی ندارد و هم و غم دنیا برای او بی ارزش است. او دل را از این امور تهی ساخته است؛ چون آنها را مانع رسیدن به مقصد نهایی خود می داند. او نگران است که کوتاهی هایش وی را از مقصد باز دارد یا دست کم وقفه ای در رسیدن به مقصود ایجاد کند. اما وقتی به سلامت به مقصد نهایی رسید و خود را در آستانه رضوان حق دید، یکباره همه نگرانی ها از دلش خارج می شود و سبکبار و سرشار از سرور و شادمانی قدم در بهشت خدا می نهد و به پاداش استقامت و پایداری در مسیر خداوند دست می یابد: «ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا ولاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون نحن أولیاؤکم فی الحیاه الدنیا و فی الاخره و لکم فیها ما تشتهی أنفسکم ولکم فیها ما تدعون». همانا کسانی که گفتند: پروردگار ما خدای یکتاست، و آن گاه ]بر آن[ پایداری کردند، فرشتگان بر آنان فرود آیند ]و گویند[ که مترسید و اندوه مخورید و شما را مژده باد به آن بهشتی که نوید داده می شدید. ما در زندگانی این جهان و در آن جهان دوستان شماییم و شما راست در آن جهان آنچه جان های شما خواهش کند و شما راست در آن هرچه درخواست کنید. (فصلت (3-03)

پی نوشتها :

1- مفردات الفاظ القرآن، ص 864.
2- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج77، ب2، ص92، ح6.

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی
کیهان

محاسبه نفس



خداوند متعال در ایه‌ای از قرآن می‌فرماید: قد افلح من زکها و قد خاب من دسّاها؛به راستی کسی که تزکیه نفس کرد،رستگار شد و هر کس به کفر و گناه گروید، زیانکار گشت.و در ایه دیگر می‌فرماید: واما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأوی؛ و کسی که از حضور در پیشگاه پروردگار ترسید و خدا پرست شد و از هوای نفس دوری جست،همانا بهشت منزلگاه اوست.(سوره نازعات،ایات 40 ـ 41)
رسول خدا فرمود:«انسان،مؤمن نخواهد بود،مگر آنکه محاسبه نفس داشته باشد و این محاسبه باید سخت تر از محاسبه شخص با شریک خود و حساب کشی مولا از مملوک خود باشد».(بحار الانوار،ج77)
آن حضرت به رزمندگانی که پیروزمندانه از جبهه جنگ برگشته بودند،فرمود:
«آفرین بر کسانی که جهاد اصغر را تمام کردند و لکن جهاد اکبر باقی مانده است.پرسیدند:جهاد اکبر چیست؟فرمود:این جهاد،همان جهاد و پیکار با خواسته های نفس اماره است».(اصول کافی،ج5)
همچنین فرمود:کسی که به جای دشمنی با مردم به نفس خویش به دیده دشمنی و غضب بنگرد، خداوند وی را از سختی هولناک روز قیامت حفظ خواهد کرد.(وسائل الشیعه،ج15)
بنابراین گفته‌اند:عرفا،جز با نفس اماره خود با کسی جنگ و پیکار ندارند.
دشمن تو، نفس کافر کیش توست و آن هوای طبع بداندیش توست
دشمن تو خـود تویی ای تیـره رو! دیگران را بی سبب دشمن مگـو
امام راحل(ره) در کتاب جهاد اکبر می فرماید:«هان ای عزیز! از خواب بیدار شو و از غفلت تنبه پیدا کن و دامن همت به کمر زن و تا وقت است،فرصت را غنیمت شمار و تا عمر باقی است و قوای تو تحت تصرف تواست و جوانی برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده و ملکات رذیله بر تو چیره نگردیده، چاره ای کن و دوایی برای رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا کن و راهی برای اطفاء نایره شهوت و غضب پیدا نما!». (جهاد اکبر)
هفت خصلت طریق بندگی
خداوند متعال به حضرت رسول(ص) فرمود:«ای احمد،ایا می دانی چه وقت بنده من عابد به شمار می‌رود؟عرض کرد:نمی‌دانم.فرمود: زمانی که هفت خصلت در او پدید اید:تقوایی که مانع از انجام گناه باشد، سکوتی که مانع از گفتن سخنان بیهوده باشد، ترسی که گریه را از ترس خداوند زیاد کند، حیایی که در تنهایی از من شرم کند (وگناه نکند)، به غذای ضروری قناعت ورزد،محبت دنیا را دشمن بدارد؛زیرا من آن را دشمن دارم و با نیکان دوستی کند؛زیرا من درستکاران و نیکان را دوست دارم». (مستدرک الوسائل ج9)
همت پست
کسی که تمام همتش غذا و شکم باشد،نتیجه و ارزش او همان چیزی خواهد بود که از او دفع می‌شود. (جامع الاخبار)
سخن اهل دل
صاحب دل و سالکی از شخصی که عمرش را در بیهودگی و بی‌خبری گذرانده بود، پرسید:تو بزرگتری یا ریش تو؟ گفت:من قبل از ریش خود متولد شده‌ام و قبل از روییدن آن سالها در این جهان بوده‌ام.اهل دل گفت:ریش تو از سیاهی به سفیدی برگشته؛ولی هنوز خوی زشت تو برنگشته است،پس وای بر تو! که دلت از معاصی سیاه گردیده،ریش تو بعد از خود تو به وجود آمده،اما در کسب کمال از تو پیشی گرفته است،اما تو به همان حال اول درمانده‌ای و هنوز قدمی پیش ننهاده‌ای،مانند آن گیاه نا چیزی که پایش در گل فرو رفته است،اگر چه باد هوی و هوس سرت را می جنباند.
امام کاظم(ع) فرمود:«کسی که دو روزش در زندگی (از جهت انجام اعمال نیک) مساوی باشد،او مغبون و کسی که آخرین روزش بدتر از روز قبلی باشد،ملعون و کسی که در خود (از نظر معنویت) احساس نقصان کند،برای چنین کسی مرگ بهتر از زندگی است». (بحار الانوار ج 78)
حق هـمی گوید چه آوردی مـرا انـدر این مهلت که دادم من تـورا
عمر خود را در چه پایان برده ای؟ قوت و قوت در چه فانی کرده‌ای؟
گـوهـر دیـده کجـا فرسـوده‌ای؟ پنج حـس را در کجـا پـالوده‌ای؟
تقوا
خداوند در قرآن می فرماید: وتزودوا فان خیر الزاد التقوی واتقون یا اولی الالباب؛زاد و توشه برای آخرت برگیرید که بهترین توشه این راه،تقواست و از من پروا کنید و خدا ترس شوید،ای صاحبان عقل و خرد.(سوره بقره،ایه 197)در ایه دیگری می‌فرماید: و اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا؛بترسید از روزی که در آن روز، کسی به جای دیگری مجازات نخواهد شد.(سوره بقره،ایه 48)رسول گرامی اسلام (ص) فرمود:«بیشتر امت من به وسیله دو چیز وارد بهشت می‌گردند؛یکی رعایت تقوای الهی و دیگری خوش خلقی».(بحار الانوار،ج 68)امام رضا(ع) فرمود:«لا دین لمن لا ورع له؛ کسی که ورع و تقوا نداشته باشد،دین هم ندارد.(میزان الحکمة،ج3)
امام باقر(ع) فرمود:«به راستی،خداوند متعال می‌فرماید:به عزت و جلال،عظمت و بلندی مقام خود سوگند،اگر بنده‌ای خواسته مرا بر خواسته خودش مقدم بدارد، تمام نیازهای وی را برعهده می‌گیرم و زمین و آسمان،رزق و روزی وی را تضمین می‌کنند و من در پی تجارت و سود هر تجارتی از طرق گوناگون، روزی او را می‌رسانم».(وسائل الشیعة،ج 15)
تسخیر طبیعت از راه تقوا
امام صادق(ع) در سفری وارد کوفه و سپس،راهی مدینه گردیدند، علما و شخصیت‌های کوفه از جمله سفیان ثوری و ابراهیم بن ادهم آن حضرت را بدرقه کردند.گروهی از بدرقه کنندگان،جلوتر از امام حرکت می کردند،ناگهان در مسیر خود با شیری رویارو شدند که از طرف بیابان به سوی آنان می‌آمد،همانجا ایستادند.ابراهیم ادهم که همراه آنان بود گفت:از جای خود حرکت نکنید،تا جعفر بن محمد(ع) یعنی امام صادق(ع) بیاید و چاره‌ای بیندیشد!ماجرا را به امام خبر دادند، آن حضرت،بدون هیج ترسی،به سمت شیر رفت، حیوان هم با کمال ادب،به کنار امام(ع) آمد، ایشان گوش‌های شیر را گرفته و با اشاره از آن مکان دور کرد،آن حیوان،با حالت سرافکندگی،سربه بیابان گذاشت و رفت. در این هنگام،امام صادق(ع) رو به حاضران کردند و فرمودند:«ان الناس لو اطاعوا الله حق طاعته لحملوا علیه اثقالهم؛اگر مردم تقوای الهی را کاملا مراعات و خدا را اطاعت می‌کردند،خداوند شیر را مطیع آنان می‌کرد،تا بارها و کالاهای خود را با آن حمل نمایند و در خدمت آنان باشد».(بحار الانوار،ج47)
موعظه امام حسن مجتبی(ع)فردی نزد امام حسن مجتبی(ع) آمد و عرض کرد:من مردی گناهکار هستم که در برابر گناه نمی‌توانم مقاومت و شکیبایی کنم،بنابراین در این زمینه مرا نصیحت کن! حضرت فرمود:پنج چیز را انجام بده،آنگاه هر چه می خواهی گناه کن:روزی حضرت حق را مخور،در این صورت هرچه می خواهی گناه کن، به مکانی برو که خدا تو را نبیند،و هر چه خواهی گناه کن،از ولایت و حکومت خدا بیرون برو،آن گاه،هرچه خواستی گناه کن، وقتی عزرائیل برای گرفتن روح تو آمد،او را از خود دور کن،آن گاه معصیت خدا را بکن، وقتی مالک آتش جهنم خواست تو را به جهنم ببرد،داخل مشو و هر گناهی که خواستی مرتکب شو!.(الموعظة العددیة)
امام حسن(ع):«من عبد اللّه،عبد اللّه له کل شیء؛هر کس خدا را بندگی کند،خداوند متعال همه چیز را بنده و مطیع وی می‌گرداند.(بحار الانوار،ح 71)
بنده حقیقی
ابراهیم ادهم،غلامی را خرید و برای خدمت به منزل آورد؛او گفت:ای غلام چه می خوری؟ غلام گفت:هرچه شما بدهید.سؤال کرد:چه لباسی را می پوشی؟ پاسخ شنید:آنچه شما بر من بپوشانید.گفت:چه درخواستی از من داری؟ جواب شنید:مرا با درخواست چه کار، من بنده و خدمتکار تو هستم. ابراهیم ادهم گریست و خطاب به خود گفت:ای مسکین! ایا در تمام عمرت،برای خدا،چنین بندگی کرده‌ای؟
چوپان با تقوا
از چوپان پارسایی پرسیدند: چگونه است که با وجود آنکه گرگها به درون گله گوسفندان تو وارد می‌شوند،ولی آنها را نمی درند.از چه زمانی گرگها با گوسفندان آشتی نموده اند؟ او در پاسخ گفت:از آن زمانی که چوپان با خدا آشتی نموده است(یعنی از وقتی که گناه را ترک نموده‌ام).
چهار چیز سبب از بین رفتن گناهان
پیامبر(ص) فرمودند: هر کس دارای چهار خصلت باشد،گرچه از سر تا پا غرق در گناهان باشد،ولی خداوند،آنها را به «حسنات» تبدیل می‌کند و آن چهار خصلت عبارتند از:راستگویی،حیاء،خوش اخلاقی و سپاسگذاری از نعمتها.(اصول کافی،ج3)
رفیق شما که خوش اخلاق بود!در دوران رسول خدا(ص)شخصی از دنیا رفت مسلمانان جنازه او را به گورستان بردند: گورکن‌ها مشغول کندن قبر شدند،ولی زمین،به اندازه‌ای سخت بود که چیزی از آن کنده نشد.آنها نزد پیامبر(ص) آمدند و شکایت کردند و گفتند:«ای رسول خدا(ص)! کلنگ ما در زمین، کاگر نمی‌افتد،مثل این که کلنگ خود را بر سنگ می‌زنیم!» پیامبر(ص) فرمود:«برای چه؟رفیق شما که آدم خوش اخلاقی بود؟!»
سپس،حضرت ظرف آبی را خواست و دست در آن برد،آب را بر زمین پاشید.آنگاه فرمود:«بِکَنید!»، گورکنها کندند و زمین را مثل ریگ نرمی یافتند.از این گفتار رسول خدا(ص) که فرمودند:«رفیق شما که خوش اخلاق بود پس چرا زمین، سخت است؟!» مشخص می‌شود که خوش اخلاقی،مایه راحتی و آسایش دنیا و آخرت،اما تند خویی،مایه نابودی است.(اصول کافی،ج2)
امام صادق(ع) فرمود:«ان الخلق الحسن یمیت الخطیئة کما تمیت الشمس الجلید؛به راستی،خوش خلقی، گناهان را از بین می برد،همچون گرمی آفتاب که یخ را آب می کند.(بحار الانوار ج68)
به شیرین زبانی و لطف و خوشی توانی که پیلی به موئی کشی
من ندیدم در جـهـان جـستـجـو هیچ اهلیت به از خـلق نکو

بشارت ، شماره 66

چگونه یک ضد ویروس مناسب انتخاب کنیم؟

 
در دنیای شبکه ای امروز، لزوم داشتن یک نرم افزار ضدویروس قدرتمند که کامپیوتر ما را از انواع ویروس ها، کرم ها، بمب های منطقی و به طور کلی کدهای مخرب مصون بدارد، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. خوشبختانه (شاید هم متأسفانه) انتخاب های متعددی در این زمینه وجود دارد. ولی واقعاً کدام یک از آن ها می تواند بهتر مشکل کامپیوتر (یا کامپیوترهای شبکه) ما را حل کند؟ کافی است سری به سایت های مربوط به فروشندگان این نوع نرم افزارها بزنید. به نظر می رسد که همه آن ها از بهترین ها هستند. و همه آن ها در تمام طول سال و در تمام ۲۴ ساعت شبانه روز خدمات خود را ارایه می دهند. از طرفی به دلیل بازار رقابتی موجود، هیچکدام از آن ها اطلاعات دقیقی از نرم افزارخود ارایه نمی دهند. شما چه یک متخصصIT باشید و چه یک کاربر معمولی، ممکن است به دلیل نداشتن اطلاعات صحیح برای انتخاب ضدویروس مناسب خود با مشکل مواجه می شوید. بنابراین بسیار مهم است که بدانید ضدویروس ها چگونه کار می کنند و در واقع عوامل مهم برای انتخاب آن ها کدامند.
ضدویروس ها چگونه کار می کنند؟
اولین قدم جهت انتخاب یک ضدویروس مناسب آشنایی با کارکرد ضدویروس ها می باشد.پس از آشنایی با خصوصیات یک ضدویروس، واژگانی که در این زمینه استفاده می شود، را خواهید شناخت. این که بدانید ضدویروس چه کارهایی می تواند انجام بدهد و چه کارهایی نمی تواند انجام دهد، به شما کمک می کند که انتظارات معقولی از آن داشته باشید.
یک ضدویروس چگونه ویروس ها را شناسایی می کند؟
روش های مختلفی برای شناسایی ویروس ها وجود دارد. ویروس ها (به طور معمول) چیزی بیشتر از کد یک برنامه نیستند. بنابراین اگر ما بدانیم که هر کدی چه کاری انجام می دهد قادر خواهیم بود که کد حامل ویروس را به محض رویت شناسایی کنیم.این کار اولین عملی است که انجام می گیرد و به نام Signature Matching معروف است. نرم افزارهای ضدویروس که به این روش کار می کنند دارای یک بانک اطلاعاتی هستند که شامل Virus signatureها است و به محض این که کدی را ملاحظه کرد که معادل یکی از رکوردها باشد آن را به عنوان ویروس شناسایی می کند. به نظر می رسد که موثرترین راه برای کشف ویروس ها همین باشد. روش فوق ذاتاً به گونه ای است که اول ویروس را شناسایی می کند و بعد متناظر با آن یک رکورد (virus signature) به بانک اطلاعاتی اضافه می کند و حالا اگر ویروسی پیدا کند، در صورتی که متناظر با این ویروس رکوردی در بانک اطلاعاتی باشد قادر به شناسایی آن خواهد بود و همین امر ایجاب می کند شرکت هایی که از این فناوری در نرم افزار خود استفاده می کنند مدام آن را بروز نگه دارند. به هر حال این یک نقطه ضعف می باشد و برای فائق آمدن بر آن دو روش دیگر در نرم افزارهای ضدویروس معرفی شده است.
۱- Heuristic method (روش مکاشفه ای)
فلسفه Heuristic این است که بتوانیم ویروس هایی را شناسایی کنیم که هنوز Virus Signature آن ها در بانک اطلاعاتی موجود نمی باشد. این کار با استفاده از یک بانک اطلاعاتی که رکوردهای آن حاوی Virus behavior signature می باشد قابل انجام است. رکوردهای این بانک اطلاعاتی امضای ویروس خاصی را نگهداری نمی کنند بلکه بیشتر رفتارهای (رفتار بد) ویروس ها را ذخیره می کنند. مثلاً این که هر کجا تشخیص بدهند کدی قصد پاک کردن Boot Sector را دارد از آن جلوگیری می کنند.
الگوریتم هایHeuristic به دو صورت پیاده سازی می شوند:
● اگر تکنولوژی Heuristic کد هر برنامه را با Virus behavior Signature مقایسه کند و مورد آنالیز قرار دهد آن را روش static heuristic می نامیم.
● در بعضی مواقع این تکنولوژی قطعه کد را در یک ماشین مجازی اجرا می کند تا نتایج رفتاری آن را ببیند به این روش dynamic heuristic می گوییم. این روش ممکن است نتایج غلطی نیز تولید کند.
Integrity checksum (جامعیت سرجمع)
در روش integrity checksum، فرض براین است که ویروس قصد اعمال تغییراتی در فایل دارد. مثلا ً یک ویروس می خواهد که روی یک فایل چیزی بنویسد یا این که خودش را به آخر فایلی اضافه کند. در این روش نرم افزار checksum فایل غیرویروسی و یا درایورهای تمیز را ذخیره می کند و هرگاه که تغییری در این checksum مشاهده شود متوجه می شود که احتمال دارد ویروسی این کار را انجام داده باشد. در این روش نیز احتمال تولید نتایج غلط وجود دارد. این روش در مقابله با ویروس های ماکرویی یا ویروس های مانند code Red که بدون این که در هیچ فایلی ذخیره شوند در حافظه بارگذاری و اجرا می شوند، کارایی چندانی ندارد. اگر یک کد مزاحم از تمام الگوریتم های یک ضدویروس که تاکنون نام بردیم بگذرد، در گام آخر توسط فناوری دیگری به نام Activity Blocker از فعالیت آن جلوگیری می شود. این تکنولوژی از تمام فعالیت هایی که ممکن است توسط یک کد مخرب صورت بپذیرد جلوگیری می کند مثلاً اگر تشخیص دهد که هارددیسک در حال فرمت شدن است از آن جلوگیری می کند.
یک ضدویروس چه موقع ویروس ها را شناسایی می کند؟
معمولاً ضدویروس ها به دو روش می توانند ویروس ها را شناسایی کنند.
در روش اول ضدویروس، به صورت Real Time (بلادرنگ) و همان موقع که فایل مورد دسترسی قرار می گیرد عمل می کند. در این روش، ضدویروس درون حافظه مقیم می شود و تمام فعالیت های مربوط به سیستم را مورد ارزیابی و بررسی قرار می دهد. این نرم افزارها با همکاری سیستم عامل متوجه می شوند که هم اکنون قرار است فایلی مورد دسترسی قرار بگیرد. سریعاً این فایل را بررسی و نتیجه را گزارش می دهند. به این روش on-access می گویند. مزیت این روش در ارایه یک حفاظت دایمی است ولی اشکالی که دارد این است که تنها فایل ها را به هنگام دسترسی مورد بررسی قرار می دهد. یعنی احتمالاً اگر ویروسی در یک فایل قرار گرفته باشد و در دیسک ذخیره شده باشد، با این روش قابل شناسایی نیست. در روش دوم این امکان به کاربر داده می شود که خودش نرم افزار ضدویروس را برای بررسی کردن دیسک یا یک فایل به کمک بگیرد. برای این که فعالیت فوق بازده بهتری داشته باشد باید ضدویروس را طوری تنظیم کرد که در دوره های زمانی معین اقدام به اسکن کند. این روش به on-demand معروف است.
ضدویروس ها چه کارهایی را می توانند انجام دهند و چه کارهایی را نمی توانند انجام دهند؟
۱- محافظت صددرصدی
هیچ ضدویروسی وجود ندارد که بتواند به صورت صددرصد سیستم شما را در مقابل ویروس ها ایمن کند. ویروس ها و کدهای مخرب همیشه از ضد ویروس ها جلو بوده اند CodeRed .،Melissa ،Funlove ، Nimda و ویروس های زیاد دیگر این فرضیه را ثابت نموده اند و البته دلیل پویایی و حیات نرم افزارهای ضدویروس نیز همین قضیه می باشد. به خاطر دارید که ضدویروس ها برای شناسایی یک ویروس به طور معمول نیاز به virus signature دارند و البته هنگامی که این signature موجود نباشد از روش های heuristic استفاده می شود که این روش نیز همیشه جواب درست را برنمی گرداند. با این همه، ضدویروس ها در مقابل ویروس های شناخته شده (بیش از۶۰ هزار عدد) یک حفاظت همه جانبه از سیستم شما به عمل می آورند. بیشتر ضدویروس ها در صورت بروز و ظهور یک ویروس جدید قادر خواهند بود که به سرعت آن را شناسایی کنند و سیستم شما را از وجود این ویروس پاک نگه دارند.
۲- بازسازی فایل های ویروسی شده
آیا هر ویروسی که توسط نرم افزار ضدویروس شناسایی شد قابل از بین بردن است؟ بستگی دارد که عملکرد ویروس چگونه باشد. بعضی از ویروس ها مانند ویروس های ماکرویی به راحتی توسط نرم افزار ضدویروسی تشخیص داده می شوند و از فایل بیرون کشیده می شوند و پاک می شوند. این فایل ها هیچ آسیبی به فایل میزبان خود نمی رسانند.اما بعضی از ویروس های دیگر نیز هستند که بر روی فایل میزبان چیزی می نویسند یا این که اصلاً کدویروس را درون فایل میزبان قرار می دهند. یکی از انواع این ویروس ها Loveletter است. در این مورد به وضوح دیده می شود که فایل میزبان قابل بازیابی نیست و تنها راه حل این است که این فایل را پاک کنیم. دسته دیگری از ویروس ها وجود دارند (مانند ویروس Nimda) که علاوه بر ایجاد تغییرات بر روی فایل، قابلیت دستکاری فایل های سیستم و رجیستری را نیز دارند. در این موارد ضدویروس به تنهایی نمی تواند کاری بکند. شما به ابزاری نیاز دارید که بتواند فایل ویروسی را حذف کند و تغییرات اعمال شده در سیستم شما را به حالت اولیه برگرداند. معمولاً این ابزار کمکی بر روی وب سایت های فروشندگان نرم افزار ضدویروس موجود می باشد.
معیارهای انتخاب یک ضدویروس
حالا که متوجه شدید ضدویروس چگونه کار می کند و چه کارهایی را می تواند برای شما انجام دهد، وقت آن است ببینیم چه معیارهایی برای انتخاب یک ضدویروس مهم هستند.
۱- شناسای
مهمترین وظیفه یک ضدویروس شناسایی ویروس ها است. اما چگونه باید مطمئن شویم که یک ضدویروس همان کاری را که ادعا می کند انجام می دهد؟ آیا همین قدر که برنامه ضدویروس یک گزارش مبنی بر شناسایی ویروس ها تولید می کند متقاعد می شوید که کار خود را به خوبی انجام می دهد؟ پیدا کردن جواب دو سوال زیر می تواند به شما کمک کند:
پرسش اول: نرم افزار ضدویروس قادر است چه تعداد ویروس را مورد شناسایی قرار دهد. از این پارامتر عموماً با نام detection Rate یاد می شود.
پرسش دوم: نرم افزار ضدویروس تحت چه شرایطی می تواند یک ویروس را شناسایی کند؟ آیا اگر این ویروس در حافظه مقیم شده باشد توسط ضدویروس قابل تشخیص است؟
توصیه های مهم
اول: یک راه حل این است که شما خودتان ضدویروس را بررسی کنید. برای این کار بر روی اینترنت به دنبال ویروس های مختلفی بگردید و این ویروس ها را به سیستم خودتان بیاورید و ببینید که آیا ضد ویروس می تواند این ویروس ها را شناسایی کند یا نه؟ ولی من شما را از انجام این عمل شدیداً منع می کنم. حتی اگر فروشنده ضدویروس خودش این پیشنهاد را به عنوان یک راه حل برای آزمایش ضدویروس داده باشد. همان طورEicar که گفته است: استفاده از ویروس های واقعی برای تست کردن یک ضدویروس در یک محیط عملیاتی مانند این است که شما آتش را به دفتر کار خود بیاورید و بعد بخواهید بررسی کنید که آیا حسگرهای دود به خوبی کار می کنند یا نه؟ شما هرگز نمی توانید از نتیجه کار مطمئن باشید. ممکن است برنامه ضدویروس نتواند همه موارد را شناسایی کند و ویروس ها شروع به پاک کردن داده های ارزشمند سیستم شما و پخش شدن در شبکه بنمایند. امری که ممکن است به بهای از دست دادن شغلتان تمام شود.
دوم: اگر شما واقعاً می خواهید مطمئن شوید که یک ضدویروس قادر به انجام چه کارهایی است می توانید در سایتwww.eicar.org یک سری آزمایش های بی خطر جهت آزمایش ضدویروس پیدا کنید. در این سایت فایل های آزمایشی و بی خطری وجود دارند که بیشتر ضدویروس ها آن ها را به عنوان ویروس شناسایی می کنند. در این حالت اگر ضدویروس موفق به از بین بردن ویروس شود چه بهتر و چنانچه نتواند، شما هیچگونه اطلاعاتی از دست نخواهید داد. بدین ترتیب می توانید یک روش امن برای آزمایش ضدویروس به کار ببندید.
سوم: شما می توانید از منابع موجود که قبلاً این کار را انجام داده اند استفاده کنید. بعضی از سازمان ها، متولی انجام همین فعالیت می باشند. لیستی از ویروس ها توسط www.wildlist.org نگهداری می شود. در این سایت می توانید ببینید که detection Rate یا نرخ شناسایی هر ضدویروس چقدر است.
این سایت ها نیز برای این منظور مفید می باشند:
www.virusbtn.com: این سایت، آماری از توان ضدویروس ها برای شناسایی ویروس های موجود در سایت wildlist (در دو مورد on-demand,Real-time) را ارایه می کند. www.chech-mark.com/cgi-bin/Redirect.pl: در این سایت ضدویروس ها در دو سطح مورد بررسی قرار می گیرند. سطح اول همان است که در سایت Virusbtn نیز انجام می شود یعنی فقط شناسایی یروس ها.نرم افزارهایی در سطح دوم موفق هستند که قادر به از بین بردن ویروس نیز باشند.

مزایای استفاده از جی میل

 
● می دونید مزایای استفاده از جی میل چیه؟
همه ما عادت کردیم ایمیل هامون رو با yahoo همخوانی بدیم و هر وقت کسی از ما می پرسه که ایمیل داری فقط قسمت اول ایمیلمون رو می گیم که همون آی دی یاهومون هست. ولی در حقیقت یک صندوق پستی چیزی فراتر از این هاست. تا مدتها همین سرویس صندوق پستی یاهو توی جهان یکه تاز بود و امکاناتی که یاهو در اختیار کاربرانش قرار می داد در هیچ صندوق پستی دیگه وجود نداشت و رقیب آن چنانی براش وجود نداشت تا اینکه غولی بزرگ و رقیب دیرین یاهو دست به کار شد و سرویس ایمیل خودش رو برای کاربران ارایه کرد اولین چیزی که باعث تغییر و تحول در سطح کاربران شد ارایه حدود یک گیگابات فضای صندوق پستی بود که بی نظیر بود مثلا حجم صندوق یاهو به ۵ مگابایت می رسید. این سرویس در ابتدای کار با پارتی بازی و این حرفها روبرو بود یعنی اینکه اگه بخواین وارد جمع کاربران بشین حتما باید یک دعوتنامه از طرف یکی دیگه از کاربران دریافت می کردید. ولی حالا دیگه این پارتی بازی از بین رفته و همه کاربرها می تونن توی سرویس ایمیل گوگل وارد بشن.
● مزایای استفاده از گوگل میل
گوگل برای اینکه رقیب دیرینه خودش در زمینه جستجو رو توی پست الکترونیکی هم پشت سر بزاره اقدام به اضافه کردن امکانات و ویژگی های گسترده کرد. که همه اونها وابسته به اکانت صندوق پستیش بود. که توی این تاپیک می خوام آموزش استفاده از این امکانات رو بزارم پس منتظر باشین.
● سرویس pop۳
این سرویس تا قبل از گوگل توسط هیچ سایت دیگه ای به صورت مجانی در اختیار کاربران قرار نمی گیرفت حتی حالا هم یاهو این امکان رو به صورت پولی به کاربرانش واگذار میکنه. این سرویس این امکان رو به شما می ده که ایمیل هاتون رو با استفاده از نرم افزارهای مخصوص ایمیل خوان بخونید و بفرستید (سرویس smtp) که این کار بدون نیاز به صرف وقت توسط شما انجام می شه یعنی می تونین ایمیل هاتون رو در زمانی که به اینترنت وصل نیستید بخونید و جواب بدید و بعد وقتی که به اینترنت وصل شدید همه کارها خودکار انجام می شه و دیگه لازم نیست برای فرستادن هر نامه مدتها منتظر باشید تا صفحه های ایمیلتون لود بشه.
● طریقه استفاده:
برای استفاده از این امکان شما نیاز به یک نرم افزار ایمیل خوان داریم که فکر میکنم اکثر شما نرم افزار outlook رو دارین پس آموزش تنظیم برای outlook رو اینجا می نویسیم ابتدا باید سرویس ایمیلتون رو تنظیم کنید که از این به بعد اجازه دسترسی نرم افزار ایمیل خوانتون رو به سرویس بده برای این کار وارد ایمیل خودتون می شید و بعد قسمت settings رو انتخاب کرده و بعد Forwarding and POP رو توی تب ها انتخاب می کنید. توی این بخش همونطور که توی عکس می بینید سه انتخاب دارین که دو تای اول راه اندازی و سومی غیر فعال کردن سرویس POP رو انجام می ده. اگه گزینه اول رو انتخاب کنید تمام ایمیل هایی که تاکنون داشتید توسط نرم افزار ایمیل خوان به کامپیوتر شما انتقال داده خواهد شد ولی با انتخاب گزینه ایمیل هایی که از این به بعد براتون می رسه رو منتقل می کنید که من پیشنهاد می کنم برای اینکه توی اولین باری که وصل می شین حوصلوتن سر نره دومی رو انتخاب کنید. حالا یه تنظیم دیگه توی این بخش باقی مونده و اونم اینکه بعد از اینکه ایمیل شما به سیستمتون منتقل شد توی صندوق چه اتفاقی براش بیوفته. که می تونین تعیین کنین که توی این باکس بمونه یا آرشیو بشه و یا اینکه دیلیت بشه که بهتون پیشنهاد می دم گزینه دوم رو انتخاب کنید و بزارین ایمیل هاتون آرشیو بشه. حالا بعد از این تنظیم ها save changes رو کلیک کنید و خارج بشید دیگه کارمون از اینجا تموم شد.
حالا نوبت به تنظیم نرم افزارمون می رسه برای این کار Outlook رو باز کنید و این مراحل رو طی کنید.
۱) منوی tools رو باز کنید و از این منو گزینه E-mail Accounts رو انتخاب کنید
۲) توی پنجره ای که باز میشه Add a new e-mail account رو انتخاب کرده و next کنید.
۳) نوع سرورتون که همون POP۳ هست رو انتخاب کنید و ادامه بدید
۴) بعد اطلاعاتی که برای استفاده از ایمیلتون لازمه رو پر کنید
۵) بعد کلید More Settings رو کلیک کنید و توی پنجره ای که باز می شه تب Outgoing Server رو انتخاب کنید.
۶) گزینه My outgoing server (SMTP) requires authentication رو تیک دار کنید و بعد Use same settings as my incoming mail server. رو انتخاب کنید.۷) بعد از این کار تب Advanced رو انتخاب کنید
۸) با تیک دار کردن دو گزینه
▪ This server requires an encrypted connection (SSL)
▪ This server requires an encrypted connection (SSL)
مراحل رو ادامه بدید.
۹) عدد ۴۶۵ رو توی فیلد مقابل Outgoing Server (SMTP), وارد کنیند.
۱۰) ok رو کلیک کنید و از این پنجره با ثبت تنظیم ها خارج بشیند.
۱۱) در پنجره موجود Test Account Settings رو کلیک کنید و بعد از مطمئن شدن از اکانتتون با زدن کلید Finish از این بخش خارج بشیند
حالا Outlook آمادس که ایمیل های شما رو از Gmail دریافت کنه. برای چک کردن ایمیل ها و فرستادن ایمیل هایی که هنگام آفلاین بودن نوشین هم کلید F۹ رو بزنیند.