باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

پزشکی

چگونه بفهمیم بیماری کیسه صفرا داریم؟

موقعیت کیسه صفرا

بیماری کیسه صفرا (کوله سیستیت)، اغلب بعد از اینکه فرد چندین بار دچار سنگ های صفراوی گردید، آشکار می شود. درد این بیماری در ناحیه مشخصی از بدن و شدید می باشد.

 

طی مراحل زیر متوجه خواهید شد که آیا دچار بیماری کیسه صفرا هستید یا خیر؟

 

1- قسمتی از بدن را که درد شدیدی دارد، مشخص کنید. وقتی شخص دچار سنگ کیسه صفرا باشد، درد در قسمت کیسه صفرا دیده می شود که در سمت راست بدن و بالای شکم ، درست در زیر قفسه سینه است. درد می تواند به ناحیه پشت و شانه ها هم منتشر شود.

 

2- مراقب علائم بیماری باشید که تب، عرق سرد، تهوع، اسهال و درد شدید از مهم ترین آنها هستند. درد به قدری شدید است که نمی توانید به راحتی بنشینید، بایستید یا دراز بکشید.

 

3- آخرین باری که غذا خوردید، به یاد داشته باشد. درد سنگ کیسه صفرا معمولاً بعد از عصر شروع می شود. مثلا فرد بعد از خوردن شام، وقتی بخوابد، بعد از چند ساعت دچار دل درد می شود. هنگامی که بدن در حال استراحت است، عمل هضم غذا شروع می شود و باعث شروع درد می شود. درد به سرعت زیاد می شود و حدود 6 تا 8 ساعت طول می کشد.

سنگ کیسه صفرا

 

4- ببینید که آیا در معرض خطر ابتلا به بیماری های کیسه صفرا هستید یا خیر؟ اگرچه هر فردی ممکن است به این بیماری دچار شود، ولی کسانی که بیشتر در معرض خطر هستند شامل خانم های باردار، خانم های بالای 40 سال سن، مردان و زنان چاق و هر کسی است که اخیراً کاهش وزن سریعی داشته است.

 

5- به پزشک مراجعه کنید.

تنها راهی که می توانید از وجود سنگ در کیسه صفرای خود مطمئن شوید، انجام سونوگرافی یا عکس برداری با اشعه ایکس است.

اگر سنگ ها دیده شوند، پزشک آنها را اندازه می گیرد تا مشخص شود، بیماری شما تا چه حدی شدید است.

سنگ های کوچک تر، بیشتر از سنگ های بزرگ مشکل زا هستند، زیرا می توانند وارد مجرای صفراوی شوند و آن را مسدود کنند، ولی سنگ های بزرگ نمی توانند وارد این مجرا شوند.

نیره ولدخانی – سایت تبیان

*مطالب مرتبط:

جلوگیری از تشکیل سنگ های صفراوی

کیسه صفرا و بیماری های آن

گیاه قاصدک برای درمان سنگ کلیه و کیسه صفرا

سنگ کیسه صفرا

آ

پزشکی

علائم و علل سنگ های صفراوی

سنگ های صفراوی

سنگ های صفراوی رسوبات سخت شده ای از مایعات گوارشی هستند که می توانند در کیسه ی صفرا تشکیل گردند.

 

کیسه صفرا یک اندام کوچک گلابی شکل است که در سمت راست شکم، درست زیر کبد قرار گرفته است. کیسه صفرا حاوی مایعات گوارشی است که تحت عنوان کلی، صفرا نامیده می شوند و به درون روده ی کوچک آزاد می شوند.

 

اندازه ی سنگ های صفراوی متفاوت بوده و از اندازه کوچک(مثلا یک دانه شن ریز) تا اندازه بزرگ(مثلا اندازه یک توپ گلف) متغیر می باشند.

 

همچنین برخی از افراد ممکن است تنها یک سنگ و برخی دیگر ممکن است در یک زمان چندین سنگ صفراوی داشته باشند.

 

ابتلاء به سنگ های صفراوی یکی از مشکلات متداول گوارشی است. افرادی که با علائم سنگ کیسه صفرا مواجه می شوند معمولا مجبور به جراحی برداشت کیسه صفرا می گردند. اگر چه سنگ هایی که باعث ظهور هیچ علامت و نشانه ای نشوند معمولا به جراحی نیاز نخواهند داشت.

 

علائم

سنگ های صفراوی ممکن است هیچ علامت و نشانه ای نداشته باشند. اگر سنگ در مجرا ایجاد انسداد کند، ممکن است علائم و نشانه هایی به شرح زیر به وجود آیند:

* درد ناگهانی و شدید در سمت راست بالایی شکم

* درد ناگهانی و شدید در مرکز شکم درست زیر جناغ سینه

* درد در پشت و بین استخوان های کتف

* درد در شانه راست

درد های ناشی از سنگ های صفراوی ممکن است برای چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد.

 

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

اگر هر علامت یا نشانه ی نگران کننده ای داشتید به پزشک مراجعه کنید.

اگر هر یک از نشانه های عارضه ی جدی سنگ کیسه صفرا شامل موارد زیر در شما ظهور کرد، فوری از خدمات پزشکی استفاده نمایید:

* درد شکمی به شدتی که نتوانید آرام بنشینید.

* زرد شدن پوست و سفیدی چشم ها

* تب بالا با سرما(تب و لرز)

 

علل:

هنوز کاملا مشخص نشده که چه عللی باعث شکل گیری سنگ های صفراوی می شوند. پزشکان حدس می زنند که سنگ های صفراوی نتیجه شرایطی به شرح زیر می باشند:

* اگر صفرای شما حاوی مقدار زیادی کلسترول باشد.

صفرا به طور طبیعی حاوی ترکیبات شیمیایی برای تجزیه ی کلسترول دفع شده به وسیله ی کبد می باشد ولی اگر میزان کلسترول صفرا به قدری بالا باشد که تجزیه ی آن امکان پذیر نشود، این کلسترول ممکن است به شکل کریستال و در نهایت سنگ درآید. کلسترول صفرا به میزان کلسترول خون ارتباطی ندارد.

* اگر صفرای شما حاوی مقدار زیادی بیلی روبین باشد.

بیلی روبین ترکیبی است که در اثر تجزیه ی گلبول های قرمز در بدن به وجود می آید. برخی شرایط باعث می شوند که کبد مقدار زیادی بیلی روبین تولید کند، مثل سیروز کبدی، عفونت های مجرای صفراوی و برخی بیماری های خونی خاص.

* اگر کیسه صفرا به طور کامل تخلیه نشود.

اگر کیسه صفرا به طور کامل یا کافی تخلیه نشود، ممکن است صفرا غلیظ شده و منجر به تشکیل سنگ های صفراوی شود.

 

انواع سنگ های صفراوی

انواع سنگ های صفراوی که می توانند در کیسه صفرا شکل بگیرد شامل:

* سنگ های صفراوی کلسترولی

متداول ترین نوع سنگ ها، که سنگ کلسترولی نام دارند، اغلب به رنگ زرد هستند. این سنگ ها به طور اصلی از کلسترول حل نشده درست شده اند، اگرچه می توانند شامل اجزاء دیگری هم باشند.

* سنگ های صفراوی پیگمانته(حاوی دانه های رنگی)

این سنگ های سیاه یا قهوه ای تیره، زمانی که صفرا حاوی مقدار زیادی بیلی روبین باشد، شکل می گیرند.

 

برای مشاهده ی وب سایت دکتر فرشچی می توانید به آدرس اینترنتی www.novindiet.com مراجعه نمایید.

 

دکتر حمیدرضا فرشچی - همکار تبیان

متخصص تغذیه - فوق تخصص دیابت و چاقی

 

اگر می خواهید با پزشکان سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

اگر می خواهید با کارشناسان تغذیه ی سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید. 

برای شرکت در بحث های انجمن سایت مرتبط با بهداشت و سلامت، اینجا را کلیک کنید. 

 

* مطالب مرتبط:

رژیم غذائی درسنگ های کیسه صفرا(1) و (2)

کیسه‌ی صفرا و بیماری های آن

جلوگیری از تشکیل سنگ های صفراوی

چگونه بفهمیم بیماری کیسه صفرا داریم؟

سنگ کیسه صفرا

احکام

قاعده طهارت (اصالت طهارت)

کلُّ شی‏ءٍ طاهرٌ حتّى تعلم أنه قَذر

(قسمت دوم)

اصالت طهارت

بسم الله الرحمن الرحیم

اشاره

از مجموعه مقالات «تبیان» در بخش آموزش حوزوی، که به صورت « مختصر و مفید» به قواعد فقه می پردازد؛ پس از آشنایی با کلیاتی از قواعد فقه، یک قاعده ساده و کاربردی یعنی «اصالت طهارت» را آغاز کردیم.

قسمت اول این مطلب را می توانید در اینجا ببینید و اکنون بخش دوم:

 

محل جریان قاعده اصالت طهارت

شک در طهارت یا نجاست، گاه از جهت «شبهه حکمیه» است و گاه از جهت «شبهه موضوعیه»؛ شک در صورت اول به علت شک در حکم شرعی و ندانستن آن است، اما در صورت دوم، حکم شرعی را می دانیم و در موضوع پیش آمده و مصداق خارجی، شبهه وجود دارد.

 

شبهه موضوعیه

چند مثال:

1. حکم نجس شدن عصیر عنبی در اثر جوشش و غلیان برای ما ثابت باشد اما شک داریم که این آب انگور آیا به مرحله غلیان رسیده است یا نه؟

2. حکم نجاست خمر را بدانیم، اما شک داریم که این انگور تبدیل به خمر شده است یا نه؟

3. کافر را نجس بدانیم، اما این انسان را نمی دانیم کافر است یا مسلمان

4. این حکم برای ما ثابت باشد که اگر بو یا رنگ یا مزه آب در اثر برخورد با نجاست تغییر کرد نجس می شود؛ اما شک داریم که آیا اوصاف سه گانه این آب در اثر ملاقات با نجاست تغییر کرده یا نه؟

5. شک داریم که آیا نجاستی با لباس ما برخورد کرده یا نه؟

 

در همه این موارد اگر حالت قبلی موضوع را بدانیم، به مقتضای «استصحاب» عمل می شود؛ اما اگر حالت سابقه نداشته باشد به مقتضای قاعده «اصالت طهارت» حکم به پاک بودن آن می شود.

 

آیا در شبهات موضوعیه، احتیاط کردن بهتر نیست؟

از سویی با توجه به عمومیت ادله ای که احتیاط در امور دین را مستحب می داند، احتیاط کردن رجحان دارد؛ اما بهتر است که فقط در مواردی که شبهه آن قوی است و در معرض اتهام شدید می باشد، احتیاط کنیم نه این که درباره هر چه از بازار مسلمین یا از دست اهل دین گرفتیم به مجرد احتمال نجس بودن، احتیاط نماییم. رجحان چنین احتیاط کردنی در شرع ثابت نیست و حتی ظاهر این است که «چنین احتیاطی مخالف احتیاط است» زیرا مفاسد متعددی مانند ایذاء مؤمنین، اتلاف وقت و مال، وسواس و... به دنبال دارد. به نظر می رسد چنین احتیاطی حتی مخاف روش پیامبر صلّى اللّه علیه و آله، امامان علیهم السلام و اصحابشان است؛ زیرا ایشان با مردم بودند، با آن ها می خوردند و می آشامیدند، داخل حمام ها می شدند، از بازار مسلمین لباس و غذا می خریدند و بدون آب کشیدن، از آن استفاده می کردند.

 

شبهه حکمیه

مثال 1. از یک حیوان پاک و یک حیوان نجس، موجود جدیدی حاصل شده که هیچ یک از عناوین حیوانات موجود بر او صادق نیست؛ حکم نجاست یا طهارت این حیوان جدید را نمی دانیم.

مثال2. حکم نجاست یا پاکی برخی از اجزای یک حیوان را ندانیم. مثلا حکم فضولات پرندگان حرام گوشت را ندانیم.

مثال3. شک در نجاست عرق کسی که از راه حرام جنب شده است.

 

بسیاری از فقها و متأخرین، قاعده طهارت را در شبهات حکمیه جاری می دانند؛ اما با این حال از سوی برخی محققان مورد نقض و اشکال واقع شده است که در این باره لازم است به کتب مفصل مراجعه شود.

 

جریان قاعده طهارت در شبهات حدثیه

آن چه در بالا گذشت مربوط به اجرای صالت طهارت در جایی بود که شک در «خَبَث» داشتیم یعنی شک در پاکی یا نجاست اشیاء. اما نقطه مقابل طهارتی که با غسل یا وضو یا تیمم ، ایجاد می شود؛ «حَدَث» است. اگر شک داشتیم که آیا حدثی پیش آمده یا اینکه هنوز طهارت باقی است؛ آیا اینجا هم می توان با اصالت طهارت، حکم به «عدم حدث» کرد؟

 

برخی فقها، این قاعده را در شبهات حدثیه جاری دانسته اند اما در برخی از کتب قواعد فقه، قاعده «اصالت طهارت» فقط از منظر «طهارت خبثیه» بررسی شده است. به نظر می رسد روایاتی هم که در بخش نخست این مقاله با هم دیدیم، به همان جنبه پرداخته بود. در برخی از اقسامی که در ادامه با هم می بینیم که قاعده طهارت را در آن جاری دانسته اند؛ به نظر می رسد که «عدم حدث» با «استصحاب» قابل اثبات است و نیازی به «اصالت طهارت» نیست.

 

شبهه حدثیه موضوعیه

که سه صورت دارد:

1. مانند شک در این که رطوبتی که از او خارج شده، منی است (که موجب حدث جنابت می باشد) یا مذی است (که موجب جنابت نیست).

در این قسم، به قاعده «اصالت طهارت» عمل می شود. در مثال بالا، طبق این قاعده حکم به عدم جنابت می شود.

2. مانند این که لباسی آلوده به منی شده و شکی در خروج منی نیست؛ اما این لباس را دو نفر پوشیده اند و شک دارند که این رطوبت منی، مربوط به کدام یک از آن دو است.

در این قسم نیز، قاعده «اصالت طهارت» درباره هر دو نفر اجرا می شود. برخی محققین برای این قسم، فروع فقهی دقیقی مطرح کرده اند.

3. هم یقین به طهارت و هم یقین به حدث داریم؛ اما نمی دانیم کدام یک دیرتر پیش آمده است.

این قسم، از موارد بحث انگیز میان فقهاست و در جریان ادله «اصل طهارت» یا «برائت» اشکال وجود دارد و مشهور فقها، حکم به لزوم تطهیر مجدد کرده اند.

توضیح المسائل مراجع، مسأله302: کسى که مى‏داند وضو گرفته و حَدَثى هم از او سر زده، مثلا بول کرده، اگر نداند کدام جلوتر بوده ... باید وضو بگیرد و...

 

شبهه حدثیه حکمیه

مثال1. شک در حدثیت «مذی» که آیا موجب وضو یا غسل می شود؟

مثال2. شک در این که آیا «نعاس» و چرت زدن، وضو را باطل می کند؟

مثال3. شک در این که آیا مس گوشت بدون استخوان میت، موجب غسل مس میت می شود؟

مثال4. آیا عمل زشت وطی بهائم موجب جنابت می شود؟

 

فقهایی که اصل طهارت را در شبهه حدثیه حکمیه جاری می دانند برایش وجوهی ذکر نموده اند، از جمله:

اصالت برائت از احکام مربوز به شخص مُحدِث

اصل عدم حدث

استصحاب بقای طهارت

ادله ای که وضو و غسل را مقید به اسباب خاصی مانند بول و جنابت می داند

اطلاق ادله که بر جواز نماز و امر به دخول مساجد دلالت دارد

 

تذکر

 گاهی مقصود از شک در موضوع، مصداق خارجی نیست بلکه شک در معنای لفظی موضوع مطرح شده در حکم شرعی است که معنای آن عرفا یا لغةً مشتبه است. این مورد، در واقع به شبهه حکمیه بر می گردد. برخی از فقها این مورد را شبهه در «موضوع مستنبط» نامیده اند.

مثال1. می دانیم که لفظ «محتلم» بر کسی که در خواب از او «منی» خارج شود صدق می کند؛ حال شک داشته باشیم که این لفظ بر کسی که در خواب از او «مذی» خارج شده نیز صادق است یا نه؟

مثال2. شک در این که لفظ «خمر» شامل «فقاع» یا «سایر مسکرات مایع» می شود یا نه؟


منابع:

القواعد الفقهیة؛ آیت الله مکارم شیرازی، ص418 تا 422

العناوین الفقهیة؛ سید میر عبد الفتاح مراغی، ج1، ص481 تا 502

توضیح المسائل مراجع، ج1


ترجمه، تلخیص و فرآوری: رهنما، گروه حوزه علمیه تبیان

مناظره

  • تاریخ :

مناظره امام صادق(علیه السلام) با صوفیان
مناظره امام صادق

سفیان ثورى وگروهى اززاهد نمایان نزدامام صادق(علیه السلام) آمدند. سفیان ثورى لباسى پشمینه و زبر به تن کرده وامام لباس نازکى به تن کرده بود.

سفیان به امام گفت :

به درستى که این لباس شما نیست و نیاکان شما همیشه لباسهاى درشت وخشن به تن مى کردند. چرا در این روش به آنها اقتدا نمی کنید؟!

امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن چه را به تو مى گویم از من بشنو و به دل سپار که خیر دنیا و آخرت تو است; ... من به تو خبر مى دهم که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در زمان تنگدستى مسلمانان زندگى مى کرد.

این گشایش که امروز در بین مسلمانان به وجود آمده , در آن روزنبوده است وهرگاه دنیا اقبال کند سزاوارترین أفراد براىاستفاده از نعمت ها نیکانند نه بدکاران , مومنانند نه منافقان, مسلمانانند نه کفار.

خداوند دنیا را براى مومن آفریده است, نه براى کافر; زیرا کافر ارزشى نزد خداوند ندارد.

اى ثورى ! من با این وضعى که مى بینى از روزى که خردمند شدم, شامى برمن نگذشته است که در مالم حقى باشد که خدا به من فرموده باشد آن را در مصرفى برسانم; جز آن که بدان مصرفش رساندم. 

اگر امیر مومنان على (علیه السلام) در این زمان به سر مى برد هرگز آن لباسهایى که در آن روزگار مى پوشید را به تن نمى کرد, تا نگویند او ریاکارى مى کند و لباس شهرت مى پوشد.

امیرمومنان(علیه السلام) امام و والى مسلمانان بود و بر والى مسلمانان سزاوار نیست که از نظر زندگى و معاش بالاتر از فقرا باشد.

حضرت على (علیه السلام) در جواب کسانى که به وى گفتند: تو شب را گرسنه مى مانى در حالى که ملک و خلافت از آن تو است; فرمود:

بیم آن دارم که سیر شوم در حالى که در ( یمامه) یک نفر با شکم گرسنه شب را سپرى کرده باشد.

من والى نیستم. خلافت از ما غصب گردیده است. اگر والى بودم, در این جهت به آن حضرت اقتدا مى کردم.

امام صادق(علیه السلام) به سفیان ثورى فرمود:

نزدیک من بیا! او پیش حضرت آمد.

حضرت پیراهن پشمى وزبرسفیان را کنار زد و پیراهن ابریشمى را که سفیان در زیر لباس هاى خود به تن کرده بود, به او نشان داد آن گاه فرمود: سفیان! نگاه کن که در زیر این پیراهن هاى نازک که به تن دارم, چه مى بینى؟

سفیان با تعجب دید که آن حضرت پیراهن پشمى زبرى در زیر لباس هاى خود به تن کرده است.

امام فرمود: سفیان! این لباس زیرین را براى خدا به تن کرده ام و پیراهن دیگر را جهت اظهار نعمت پروردگار پوشیده ام. 

برخى زهد فروشان از پاسخ آن حضرت به سفیان پندگرفته, گفتند:

راستى این رفیق ما از سخن شما آزرده شد, زبانش بند آمد و دلیلى به نظرش نیامد. حضرت به آنها فرمود:

شما دلیل هاى خود را بیاورید.

آنها گفتند: دلیل ما از قرآن است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: آن را حاضر کنید که از هر چیزى به پیروى و عمل سزاوارتر است.

گفتند: خداى تبارک و تعالى در مقام توصیف یاران پیامبر(صلّی الله علیه وآله) فرمود: دیگران را برخود مقدم مى دارند, گرچه نیازمند باشند.

خداوند مردم را ازإسراف نهى کرده و به حد وسط فرمان داده است. مسلمان باید هرچه دارد به دیگران بجهد وپس ازآن از خدا روزى خواهد, چون عایش به أجابت نمى رشد. پیامبر(صلّی الله علیه وآله) فرمود: درعای چند دسته از أمتم به أجابت نمى رشد: مردى که به پدر و ماد رش أتفرین مى کند...

و مردى که خداوند به اومال بسیارى مى دهد و اوهمه را انفاق مى کند; سپس به درگاه خداوند دعا مى کند که پروردگارا, به من روزى بده.

خدا مى فرماید: آیا روزى فراوان به تو دادم؟! چرا میانه روى کردى؟ چرا إسراف کردى...؟

سپس خدا به پیامبرش آموخت که چگونه انفاق کند. پیامبر(صلّی الله علیه وآله) یک(أتوقیه طلا) داشت ونمى خواست که آن را یک شب در نزد خود نگه دارد. بدین خاطرهمه آن را صدقه داد. بامدادان سألى نزد اوآمد و آن حضرت چیزى نداشت که به او بجهد. سأل او را سرزنش کرد وآن حضرت غمناک شد.

*********************** ادامه دارد *******************************

مناظره

مناظره امام  رضا علیه السلام با دانشمند یهودی.
امام رضا

قسمت اول را اینجا بخوانید

در اینجا امام رو به (رأس الجالوت) بزرگ دانشمندان یهودی کرد و فرمود: تو از من سوال می‌کنی یا من سؤال کنم؟

ـ : من سؤال می‌کنم... با کدام دلیل نبوت محمد را اثبات می‌کنی؟

امام: موسی ‌بن عمران، و عیسی بن مریم، و داود نماینده خدا در زمین، به رسالت او گواهی داده‌اند.

ـ : گواهی موسی را بر رسالت او ثابت کن.

امام: می‌دانی که مو‌سی به بنی‌اسرائیل فرمود که: «بطور حتم پیامبری از برادران شما برای شما مبعوث میشود، حتماً او را تصدیق کنید، سخن او را بشنوید»

آیا برای بنی اسرائیل برادرانی جز فرزندان اسماعیل می‌دانی؟...

ـ : مطلبی را که نقل کردید، گفته موسی است و ما آن را انکار نمی‌کنیم.

امام: آیا از برادران بنی‌اسرائیل پیامبری جز محمد برای شما آمده؟

ـ : نه.

امام: آیا آنچه گفتم صحیح نیست «و نبوت محمد را اثبات نمی‌کند»

ـ : چرا، ولی دوست دارم صحت آن را بوسیله تورات تأیید کنید؟

امام: آیا نمی‌پذیری که تورات به شما می‌گوید: «روشنائی، از کوه طور سینا، آمد، از کوه ساعیر بر ما پرتو افکند و از کوه فاران بر ما آشکار شد»؟

ـ : این کلمات در تورات هست ولی مقصود از آن‌ها را نمی‌دانم.

امام: من مقصود را بیان می‌کنم: مقصود از این جمله (نور از طرف طور سینا آ‌مد) مطالبی است که به عنوان وحی خداوند به موسی بر کوه طور نازل فرمود. و مقصود از جمله (پرتو افکند بر مردم از کوه ساعیر)، «ساعیر» کوهی است که خدا بر آن به عیسی وحی می‌نمود. و مقصود از جمله (از کوه فاران بر ما آشکار شد)، «فاران» کوهی است از کوههای مکه، بین آن و مکه مسافت یک روز راه فاصله است. و «شعیای پیامبر» در مطالبی که تو و یارانت آن را جزء تورات می‌دانید گفته:

«دو سوار دیدم که زمین برای آنها روشن شده بود، یکی سوار بر درازگوش و دیگری سوار بر شتر»

مقصود از سوار بر درازگوش، و سوار بر شتر چیست؟

ـ : نمی‌دانم شما بفرمائید.

امام: مقصود از اولی عیسی، و از دومی محمد است، آیا انکار می‌کنی که این جزء تورات باشد؟

ـ : نه.

امام: (حیقوق) پیامبر را می‌شناسی؟

ـ : آری می‌شناسم.

امام: او گفته و کتاب شما به ‍آن گواهی می‌دهد: «خداوند از کوه فاران سخنی روشنگر آورد، و آسمانها از تسبیح احمد و پیروانش پرشد، او لشکر خود را در دریا حمل می‌کند چنانکه در صحرا... برای ما کتاب نو می‌آورد بعد از خراب شدن بیت‌المقدس».

«مقصودش از کتاب، قرآن است» آیا این مطلب را می‌دانی و به آن معتقدی؟

رأس الجالوت: حیقوق پیامبر، این مطلب را گفته و ما منکر نیستیم.

امام: داود در زبور گفته، و تو آنرا می‌خوانی: «خدایا به پادازنده سنت پس از فترت را مبعوث کن».

آیا جز محمد پیامبری را می‌شناسی که «چنین کاری را انجام داده باشد»؟

ـ : این گفته داود را قبول داریم و انکار نمی‌کنیم، ولی مقصودش از این سخن عیسی است...

امام: نفهمیدی، زیرا عیسی با سنت ـ پیش از خود ـ مخالفت نکرد و با سنت تورات موافق بود تا هنگامیکه خدا او را بسوی خود بالا برد، و در انجیل نوشته: و او سنگینی‌ها را سبک می‌کند، وهر چیزی را برای شما توضیح می‌دهد، و او به من گواهی می‌دهد همانطور که من باو گواهی دادم، من برای شما مثلها آوردم و او «توضیح آنها» را برای شما خواهد آورد. آیا معتقدی که این مطلب در انجیل هست؟

ـ : آری انکار نمی‌کنم.

امام: درباره پیامبرت موسی سؤالی از تو دارم؟

ـ : بپرس.

امام: دلیلی که نبوت موسی را اثبات می‌کند چیست؟

ـ : معجزاتی آورد که هیچیک از انبیاء پیش از او نیاورد.

امام: مانند چه؟

ـ : مانند شکافتن دریا، تبدیل کردن عصا به مار زنده و ... معجزات دیگری که هیچکس نمی‌تواند مانند آن را بیاورد.

امام: درست می‌گوئی «هیچکس از مردم عادی کارهائی را که موسی انجام می‌داد نمی‌تواند انجام دهد، ولی اگر شخص دیگری هم ادعای نبوت کندو معجزاتی هم داشته باشد، آیا بر شما لازم نیست او را تصدیق کنید؟»

ـ : نه، مگر اینکه او هم معجزاتی مانند موسی داشته باشد.

امام: بنابراین چگونه شما به انبیاء پیش از موسی اعتقاد دارید، در صورتیکه آن‌ها معجزات موسی را نداشتند؟

ـ : لازم نیست معجزاتشان عین معجزات موسی باشد، همین مقدار که معجزه داشته باشند برای تصدیق نبوتشان کافی است.

امام: بنابراین پس چرا شما به نبوت عیسی ایمان نمی‌آورید، او هم معجزه داشت، مرده را زنده می‌کرد، کور و پیس را شفا می‌داد، از گل مجسمه می‌ساخت و در آن می‌دمید، به صورت پرنده‌ای در می‌آمد؟

ـ : اینها همه نقل قول است، ما که زمان عیسی نبوده‌ایم تا ببینیم این کارها را انجام داده یا نه.

امام: مگر زمان مو‍سی بوده‌ای، و معجزات او را دیده‌ای، آیا اینطور نیست که در مورد موسی هم تنها اخبار افراد مورد اطمینان از یاران موسی معجزات او را ثابت می‌کند؟

ـ : چرا همینطور است.

امام: در مورد عیسی هم مانند موسی خبرهای متواتر و قطعی به شما رسیده که عیسی چه کارهائی را انجام داده، پس چه‌طور کارهای موسی را تصدیق می‌کنید ولی عیسی را نه؟

دانشمند یهودی در پاسخ فروماند، ولی امام ادامه داد و فرمود: در مورد محمد ـ صلی الله علیه و آله - و هر پیامبری را که خداوند برانگیخته نیز مطلب همینطور است.

یکی از معجزات محمد ـ صلی الله علیه و آله - این بود که او یتیمی بود بینوا، چوپان و کارگر، و نوشتن نمی‌دانست، کلاس درس ندیده بود، و با این وصف پس از بعثت قرآنی آورد که در آن داستانهای پیامبران و اخبار آنها کلمه به کلمه نقل شده، و خبرهای پیشینیان، و آیندگان تا قیامت در آن درج گردیده است. علاوه بر این، او اسرار و رازهای مردم را بازگو می‌کرد، و به آنچه در خانه‌هاشان بود خبر می‌داد و معجزات بیشمار دیگر.

ـ : معجزات عیسی و محمد، برای ما ثابت نشده، و از این لحاظ ما نمی‌توانیم رسالت آنها را تصدیق کنیم.

امام: یعنی می‌خواهی بگوئی اینها که معجزات عیسی و محمد را نقل می‌کنند دروغگو هستند «ولی آنها که معجزات موسی را نقل کرده‌اند راستگو»؟

دانشمندان یهودی پاسخی نداشتند.

-------------------------------------------------------------------------------- ادامه دارد..........................

تنظیم برای تبیان گروه حوزه علمیه