
ویژه مراسم شب قدر (شب نوزدهم ماه مبارک رمضان)
مسجد جامع بازار تهران
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]
مروری بر مباحث گذشته
گفته شد که ماه مبارک رمضان، ماهی است که عبد کلام ربّش را بازگو میکند؛ یعنی ماهِ تلاوت قرآن است و ماهی است که عبد با ربّ خود سخن میگوید که از آن به دعا تعبیر میکنیم. دعا هم دو نوع مأثور و غیرمأثور دارد که دارای آداب و شرایطی است و ما بحثمان در گذشته مربوط به همین معنا بود. گفته شد عواملی هستند که بر روی دعا اثر میگذارند. یعنی هر چند که دعا خودش کاربرد دارد، ولی عواملی هستند که در سه رابطه بر روی دعا اثر میگذارند؛ اوّل تشدید مقتضی، دوم به فعلیت رساندن مقتضی، سوم تسریع در اجابت. اموری که در این سه رابطه بر روی دعا اثر میگذارد، یک بخش از آنها «اعمال» هستند، یک دسته «زمانها» هستند و یک دسته هم «حالات» هستند. از آنجا که من نسبت به عامل اول که همان «اعمال» است، بحث کردهام، فعلاً به آن کاری ندارم؛ بحث من نسبت به زمانهایی بود که بر روی اجابت دعا اثر میگذارد؛ چه در شبانهروز، چه نسبت به روزِ خاص در ایام هفته.
سائل ماه مبارک، محروم نمیشود
یکی از زمانهایی که در این سه رابطه بر روی دعا اثر میگذارد، ماه مبارک رمضان است. یعنی این ماه و این زمان، روی اجابت دعا اثر میگذارد. ما در روایات بسیار این معنا را داریم که این زمان بر دعا مؤثّر است. مثلاً در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است که حضرت فرمودند: «ذِکْرُ اللهِ فِی رَمَضَانَ مَغْفُورٌ لَهُ وَ سَائِلُ اللهِ فِیهِ لَایَخِیبُ».[2] بهیادآورنده خدا در این ماه آمرزیده است و سؤال کننده در این ماه، محروم نمیشود.
خداوند هر شب سه مرتبه صدا میزند...
در یک روایت دیگر آمده است که پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند: «یَقُولُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالَی فِی کُلِّ لَیْلَۀٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأعْطِیَهُ سُؤْلهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأغْفِرَ لَهُ».[3] خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان سه مرتبه این جملات را میفرماید: آیا درخواست کنندهای هست، تا من درخواستش را به او عطا کنم؟ آیا کسی هست که توبه کند، تا من توبه او را بپذیرم؟ آیا کسی هست که از من طلب آمرزش کند، تا من او را بیامرزم؟
دربهای آسمان باز است...
ما در روایات متعدد داریم که از ناحیه خداوند تمام دربهای عِلوی و سماوی باز است و حتی در روایتی چنین آمده است که در این ماه خداوند، دربانی برای خودش قرار نداده است. همه دربها باز است و دربانی ندارد. «أتَاکُمْ رَمَضانُ شَهْرٌ مُبارَکٌ، فَرَضَ اللهُ عَلیْکُمْ صِیَامَهُ تُفْتَحُ فِیهِ أبْوَابَ السَّمَاءِ».[4] ماه رمضان به سوی شما آمده است و ماهی پر برکت است که خداوند روزه آن را بر شما واجب گردانیده و درب های آسمان در آن باز شده است.
اگر خدا توفیقی عنایت کند و حیاتی باقی باشد، من متناسب با سه شب قدر مطالبی را آماده کردهام که هر شب یک مطلب را در ربط با دعا مطرح میکنم. من مجموعهای از آیات و روایاتی که مرتبط با بحث است را به طور فهرستوار عرض می کنم.
شبِ تقدیرِ ارزاق، عمرها و نزول فرشتگان
ماه مبارک رمضان ماهی است که خودش بر روی دعای عبد اثر میگذارد و در این ماه هم، شبهای قدر وجود دارد که در آنها بهطور خاص و ویژه این تاثیرگذاری تشدید میشود. به این معنا که اثر گذاری آنها بر روی دعا خیلی زیاد است؛ به نحوی که هیچیک از زمانهای سال، این اثر را بر روی «اجابت دعا» ندارد.[5]
از مجموعه روایات راجع به شب قدر که من به آنها مراجعه کردهام، این به دست میآید که شبهای قدر، شبهایی هستند که در آن ارزاق و عمرها و سایر امورِ خیر و شرّ سال آینده تقدیر میشود. شبی است که در هر سال، قرآن بر قلب مقدّس ولیّاللهالأعظم نازل میشود. شبی است که عبادت در آن، بهتر از عبادت هزار ماه است.[6] شبی است که فرشتگان نازل شده و پراکنده میشوند؛ به مجالس مؤمنین میروند ـکه امیدواریم إنشاءالله این مجلس ما هم محفوف به این فرشتگان باشدـ و بر آنها سلام میکنند؛ یعنی به آنها و دعاهایشان تا طلوع فجر ایمنی میبخشند.
شبِ سجده، نماز، تسبیح، تلاوت قرآن و دعا
شبی است که دربهای آسمانها در آن شب باز است و بر روی هیچکس بسته نیست که من هم روایات آن را خواندهام. شبی است که هر سجده در آن، اثرش این است که درختی در بهشت برای سجده کننده غَرس میشود. شبی است که هر رکعت نماز در آن شب، موجب میشود خانهای در بهشت از یاقوت و زبرجد و لُؤلُؤ برای آن شخصی که نماز خوانده است، تهیه شود. به ازای هر آیهای که تلاوت میشود، تاجی از تاجهای بهشتی به قاری آن داده میشود. شبی است که هر تسبیح برای گویندهاش پرنده و طائری در بهشت میشود. شبی است که هر چه در آن برای سال آینده تقدیر شود، تبدیل نمیشود مگر به مشیت حق تعالی. شبی است که دعای احدی در آن شب رد نمیشود.[7]
دعا برای تمامِ سال آینده
آنچه که مورد نظر همه ما است، که برای آن میآییم و در این مجلس شرکت میکنیم، این است که ما دلنگران سال آیندهمان هستیم و در این لیالی قدر، میخواهیم از خدا تقاضا کنیم که سال آیندهمان، چه از نظر معنوی چه از نظر مادی، از هر دو جهت برای ما سال خوبی باشد. فکر میکنم همه برای رفع گرفتاریهای معنوی و مادّیمان، اینجا آمدهایم. بعید میدانم که «غیرگرفتار» در این جلسات حضور داشته باشد. همین گرفتاریهای ما است که موجب میشود ما به این مجالس رو بیاوریم و از این فرصتها استفاده کنیم.
شبِ تقدیر امورِ سال آینده
من سالهای گذشته مطلبی را تذکر میدادم و امسال هم این را عرض میکنم که بر اساس روایات، هر سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، از لیالی قدر است. به حسب روایات، شب نوزدهم شبی است که در آن امور سال آینده تقدیر میشود که تقدیر یعنی اندازهگیری کردن؛ به این معنا که در این شب برای هر موجودی، از جمله انسانها، تمام امورشان بررسی میشود. درباره شب بیست و یکم در روایات دو تعبیر آمده است؛ امام صادق(علیهالسلام) فرمودند: «فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِیرُ»؛ یعنی در شب نوزدهم ماه مبارک، همه امور تقدیر میشود. «وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ الْقَضَاءُ».[8] و شب بیست و یکم ترسیم میشود. در بعضی از روایات «الإبرام» آمده است؛ یعنی در این شب تقدیرها ثبت و ضبط میشود. فرشتگان و کارگزاران عالم در شب نوزدهم همه امور را بررسی میکنند و در شب بیست و یکم ثبت و ضبط میکنند و همه تقدیراتِ ثبت شده، در شب بیست و سوم امضا میشود. تعبیر بعضی از روایات نسبت به شب بیست و سوم «الإمضاء» است، یعنی این امور تقدیر شده، توشیح میشود و به امضاء ولیّاللهالأعظم میرسد.
دعا، مدعوّ و داعی
امشب مثل شبهای گذشته، بحث من در مورد دعا است؛ من در نظر داشتم که در این سه شب یک بحث منُسجم، راجع به دعا داشته باشم. همانطور که گفته بودم، دعا صدا زدن است و وقتی که عبد ربّش را صدا میزند، از او یک درخواست و تقاضایی دارد. لذا در اینجا ما میبینیم که سه چیز وجود دارد؛ یکی «داعی» است؛ یعنی کسی که دعا میکند. دوم «دعا» است؛ یعنی همان چیزی که عبد تقاضا میکند. سوم «مدعوّ» است که همان خداوند است. در هر دعا و درخواستی همینطور است که درخواستکنندهای هست و درخواستی و درخواستشوندهای.
بررسی سابقه، پیش از درخواست
در این جلسه من میخواهم راجع به داعی صحبت کنم؛ یعنی در مورد خودمان که آمدهایم و میخواهیم دعا کنیم. در اینجا با توجه به این روایاتی که میفرمایند شب نوزدهم شب بررسی است، ما هم باید وضعیت خودمان را بررسی کنیم. من یک مثال ساده بزنم تا مطلب روشن شود. فرض کنید کسی که میخواهد از دیگری تقاضایی کند؛ تقاضا شونده در ابتدای کار، پیش از آنکه حاجت او را برآورد چه کار میکند؟ اوّل سوابق درخواستکننده را بررسی کرده و امور درخواستکننده را خوب مطالعه میکنند که او چه سوابقی داشته است. در امور استخدامی، این مطلب خیلی روشن است که پیش از استخدام، اوّل به سوابق فرد رسیدگی میکنند. لذا آدم پیش از آنکه درخواستی کند، باید بداند که وضعیّت او بررسی میشود. سوابق بنده و شما را پیش میکشند و امشب همهاش را بررسی میکنند.
چه رابطهای با او داشتهای که الآن درخواست داری؟
از شما سؤال میکنم؛ آیا ما خودمان میتوانیم بررسی کنیم که سال گذشته چه کار کردهایم؟ هرکسی از شما، خودش پیشِ خودش، منصفانه بگوید که سال گذشته چه کار کرده است؟ در ربط با آنکه میخواهی از او تقاضا کنی، نه در ربط با دیگران، چه کار کردهای که الآن از او چیزی میخواهی؟ در گذشته رابطهات با آن کسی که میخواهی از او تقاضا کنی، چه رابطهای بوده است؟ آیا میتوانید جواب بدهید؟ آیا جوابی دارید؟ بعید میدانم یک نفر باشد که بگوید من میتوانم بگویم سال گذشته در ربط با خدا چه کردهام.
او از هیچ چیز غافل نبوده است!
این را هم بدان که طرف مقابلت که امور تو را بررسی میکند کیست. او همانی است که «وَ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلاَّ أَحْصاها».[9] هیچ کوچک و بزرگی نیست، مگر آن که به آن رسیدگی میکند و به شمارش میآورد. من و تو آن قدر خطا کردهایم که چه بسا فراموش کرده و غفلت کرده باشیم؛ امّا خدا غفلت نکرده است. در آنجا غفلت راه ندارد. همه چیز نزد او ثبت و ضبط است. امشب، ما با این وضع روبهرو هستیم. اوّل باید خودمان را و وضعمان را بررسی کنیم، بعد دعا کنیم.
امّا من میگویم «من که رو ندارم کلمهای بگویم»؛ تعارف هم نداریم! من میخواهم خیلی ساده و خودمانی صحبت کنم. الآن من چه کار کنم؟ من با سوابقی که در گذشته داشتهام، رو ندارم چیزی از او بخواهم یا تقاضایی کنم. من که زبانم بسته میشود و هیچ چیزی نمیتوانم بگویم. ما باید بنشینیم و فکر کنیم که چه باید بکنیم.
خودش گفته اگر بیایی، تو را رد نمیکنم!
حالا ما که رو نداریم، پس چرا اینجا آمدهایم و جمع شدهایم؟ بحث در این است که چه چیز میتواند زبان ما را به دعا باز کند؟ من به دو عامل اشاره میکنم. یکی عاملِ «زمان» است. یعنی وقتی من مینشینم و با خودم فکر میکنم که من امشب با چه رویی درِ خانه خدا بروم، میبینم خودِ او به من گفته است که اگر در این موقعیت بیایی تو را رد نمیکنم. دلیل را از خودش میگیرم. خودِ خدا گفته است که اگر در این موقعیت بیایی، من تو را رد نمیکنم. در روایات آمده بود که در ماه رمضان و لیالی قدر، خدا کسی را رد نمیکند. من چند روایت را نسبت به همین معنا خواندم. صحبت در این است که چون خودش گفته است بیا، من هم آمدهام.
حال داعی؛ زاری، بیچارگی و سرافکندگی
حالا بحث اینجا است که اکنون که من به خاطر گفته او آمدهام، با چه حالتی بیایم؟ زمان، اثر خودش را در دعا کردن و درخواست من گذاشت، امّا من چه حالتی باید داشته باشم؟ عامل دیگر «حالتِ داعی» است، یعنی حالت کسی که میخواهد از خدا درخواست کند. من جملاتی را از ائمه اطهار (علیهمالسلام) نقل میکنم و بعد هم یک آیه از قرآن را میخوانم. روایت از امام صادق (صلواتاللهعلیه) است که حضرت فرمود: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْأَلُکَ مَسْأَلَةَ الْمِسْکِینِ الْمُسْتَکِینِ».[10] حضرت در همان اوّل دعایش عرضه میدارد: خدایا من از تو مانند یک فقیرِ بیچاره درخواست میکنم. من از خدا درخواست میکنم امّا میدانی با چه حالتی؟ با حالت کسی که زمینگیر شده است. إستکانه به معنای زمینگیری است. خدایا زمینگیر شدهام، درماندهام، دیگر راه به جایی ندارم، من با این حال آمدهام. دیگر هیچ پناه و پناهگاهی جز تو ندارم که مشکلاتم را حل کند.
سرِ دلت پائین باشد!
امّا آیه شریفه قرآن چه میگوید؟ میفرماید: «أُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَة».[11] پروردگارت را بخوان، دعا کن، امّا با چه حالتی؟ با حالت تضرّع و زاری؛ بعد هم دارد «خُفیَةً» یعنی نهانی. خدا بهتر آگاه است که در دلِ تو چه حالتی است. آیا سرِ دل تو رو به پائین است یا نه؟ شرمنده هستی یا نه؟ آن خواری و خاکساری در قلب تو هست یا نه؟ علی (علیهالسلام) فرمود: «نِعمَ عونُ الدُّعاءِ الخُشُوعِ».[12] حالت خشوع برای دعا، نیکو یاوری است.
هرچه کردی نشد؟! حالا بیا!
امشب باید با این حالت به درِ خانه خدا برویم؛ یعنی باید سربهزیر باشیم. در این لیالی قدر ما باید با این حالت پیش خدا برویم. خدایا ما درماندهایم؛ سال گذشته به هر وسیلهای که به ذهنمان میرسید برای رفع مشکلاتمان متوسل شدیم، امّا نتوانستیم؛ هر چه تدبیر کردیم کاری از پیش نبردیم؛ حالا جمع شدهایم و به سراغ تو آمدیم که کلید گشایش تمام گرفتاریها به دست قدرت تو است. خدا به ما وعده کرده است که بیا، من جوابت را میدهم. در آن روایت بود که خدا امشب میگوید: «هَل مِن سائلٍِ»؛ آیا کسی هست که از من بخواهد، تا من به او بدهم؟ خودش اجازه داده است که بیاییم و با خواری و خاکساری از او درخواست کنیم. بد کردهای؟ بیا و توبه کن! «هَل مِن تائبٍ فأتوبَ عَلیه»؛ من توبهات را قبول میکنم. «هَل مِن مُستغفِر»؛ آیا کسی هست که بیاید از من پوزش بطلبد تا من او را بیامرزم؟
با «شفیع و وسیله» بیا!
بله، یک عامل دیگر هم ما داریم و در این شُبههای نیست و آن عامل، این است که خودِ خدا گفته است حالا که سابقهات خراب است و رویَت نمیشود پیش من بیایی، حالا که شرمنده هستی، بیا یک کاری کن؛ «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ».[13] آن کسی که پیش من آبرو دارد را همراه خودت بیاور. ما هم همینطور هستیم که اگر یک کاری داشته باشیم و به کسی که از او درخواست داریم بد کرده باشیم و رو نداشته باشیم که پیش او برویم، پیش یک آبرومند میرویم و میگوییم تو بیا و دست ما را بگیر تا نزد او برویم! بیا و این مشکل ما را تو حل کن! بهترین وسیله برای پیش خدا رفتن، علی(علیهالسلام) است.
ذکر توسل به امیر المؤمنین (علیهالسلام)
التماس دعا دارم؛ در روایت دارد علی (علیهالسلام) در این شبهای ماه مبارک رمضان، هرشب به منزل یکی از فرزندانش میرفت. شب نوزدهم منزل امّکلثوم بود. روایت را امّکلثوم نقل میکند. میگوید پدر آمد، اذان مغرب به نماز ایستاد. من برای او افطار مُهیّا کردم. در یک طَبَق، دو قرص نان جو گذاشتم، یک کاسه شیر و یک مقداری هم نمک سوده. پدر نمازش تمام شد، نگاهی به این طَبَق کرد و شروع کرد هایهای گریه کردن. رو کرد به من گفت ای دختر، تو برای من دو خُورِشت مُهیّا کردهای؟ تو مگر نمیدانی که من از پسر عمویم، پیغمبر اکرم متابعت میکنم؟ ای دختر، بِدان که هر کس در دنیا خوراک و پوشاکش نیکوتر باشد، در قیامت ایستادنش نزد خداوند بیشتر است. ای دختر، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است... شروع کرد به نصیحت کردن. بعد هم گفت به خدا قسم اگر یکی از این خُورشتها را بر نداری، من افطار نمیکنم.
امّکلثوم میگوید من کاسه شیر را برداشتم. پدرم چند لقمه نان جو با نمک سوده تناول کرد و سپس حمد و ثنای الهی را به جا آورد. دوباره به نماز ایستاد و شروع کرد به رکوع و سجود. امّا دیدم از بیت خارج شد و به صحن خانه آمد. سرش را به سمت آسمان بلند میکرد و به اطراف آسمان نگاه میکرد. این جملات را میگفت : «وَ اللَّهِ مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِبْتُ وَ إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی وُعِدْتُ». به خدا قسم دروغ نمیگویم و به من دروغ گفته نشده است؛ امشب همان شبی است که به من وعده کردهاند. گاهی هم میگفت : «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ»؛ خدایا! مرگ را بر علی مبارک فرما.
هنگام سحر شد؛ پدر به سوی مسجد حرکت کرد. وارد صحن خانه شد. پرندگان دور او را گرفتند؛ زبان حالشان این است که علی کجا میروی؟ امّکلثوم میگوید ما آمدیم پرندهها را دور کنیم، پدر فرمود: «دَعُوهُنَّ»، اینها را رها کنید، «فَإِنَّهُنَّ نَوَائِحُ»، این شیونها و صیحهها بعدش گریهها دارد. آمد به درب خانه رسید. قلّاب درب خانه، به کمربند علی گیر کرد؛ کمربند باز شد؛ جمادات هم اظهار محبت میکنند و زبان حالشان این است که علی کجا میخواهی بروی؟
رفت وارد مسجد کوفه شد. چند رکعت نماز خواند. بالای مسجد رفت که اذان بگوید، چشمش به افق افتاد؛ خطاب به افق کرد که نَشُد ای سپیدهدم تو بدمی و چشم علی خواب باشد. اذان گفت و پائین آمد. وارد مسجد شد. خفتگان را بیدار کرد. به آن ملعون ازل و ابد رسید که به رو خوابیده بود؛ به او سفارش کرد که چگونه بخواب. بعد به او فرمود قصدی به خاطر داری که از آن میخواهد آسمانها فرو ریزد، زمین چاک شود، کوهساران نگون گردند. به خدا قسم اگر بخواهم بگویم چه در زیر جامه داری میتوانم به تو بگویم...
وارد محراب شد، به نماز ایستاد؛ نمیگویم چه شد؛ فقط یک جمله میگویم که منادی ندا داد: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِیُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ»[14]....
[1]. بحارالأنوار 91 96
[2] . کنز العماال 8 464
[3] . بحارالانوار 93 337
[4] . جامع الاصول 9 258
[5] . و البته اثر این شبها، تنها بر روی دعا نیست.
[6] . توجه داشته باشید که اینها همه برگرفته از آیات و روایات ما است.
[7] . البته چند استثنا هم دارد؛ کسی که عاقّ والدین است، قاطع رحم است، شارب خمر است یا عداوت و کینه مؤمنی را در دل دارد، دعایش مستجاب نمیشود.
[8] . وسائل الشیعه 10 357
[9] . سوره کهف، آیه 49
[10]. بحار الأنوار 87 87
[11]. سوره اعراف، آیه 55
[12]. غررالحکم 193
[13]. سوره مائده، آیه 35
[14]. بحارالأنوار 42 280

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین
وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ».[1]
مروری بر مباحث گذشته
گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام ربّ، یعنی «قرائت قرآن» و ماه سخن گفتن عبد با ربّ، یعنی «دعا کردن» است. دعا هم بر دو گونه است؛ مأثور و غیرمأثور که دارای آداب و شرایطی است. در جلسات گذشته هم گفته شد که بعضی از امور بر دعا مؤثر هستند. یعنی دعا خودش قطعاً کارآیی دارد، امّا بر طبق آنچه که در معارف ما وارد شده است، اموری هستند که روی دعا اثر میگذارند و تأثیرشان به سه نحو است؛ به این نحو که یا تشدید مقتضی میکنند، یا مقتضی را به فعلیت میرسانند، یا اینکه تسریع در اجابت میکنند. اینها بحثهایی است که در جلسات گذشته داشتیم.
ادامه بحث تأثیر نماز بر دعا
دعا در نماز عشاء
بحث ما به اموری رسید که بر اجابت دعاء مؤثرند. جلسه گذشته من یک دسته از اعمال و یک سری زمانهایی را که بر دعا مؤثرند، مطرح کردم. بحث ما به اینجا رسید که در باب اعمالِ مؤثر، ما میبینیم که در روایات مسأله نمازهای پنجگانه مطرح شده و تصویراتی هم برای دعا کردن به هنگام نماز، قبل و بعد و در بین آن وجود دارد که من آنها را در جلسه گذشته عرض کردم. روایاتی راجع به نمازهای صبح و ظهر و مغرب خواندم و الآن روایتی راجع به نماز عشاء میخوانم که بحث از نظر روایات مرتبط با نمازها تکمیل شده باشد.
ما در یک روایت داریم که پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: «مَنْ کَانَ طَالِباً إلَى اللهِ حَاجَةً فِی أمْرِ دُنیَاهُ وَ آخِرَتِهِ فَلْیَطْلُبْهَا فِی الْعِشَاءِ الآخِرَةِ فَإنَّهَا صَلاةٌ لَمْ یُصَلِّهَا أحَدٌ مِنَ الأمَمِ قَبْلَکُمْ».[2] اگر کسی حاجتی دارد، چه دنیوی و چه اخروی، آن را در نماز عشای آخر یعنی همین نماز عشایی که ما داریم، از خداوند بخواهد که این نماز عشا را امتهای گذشته نداشتهاند. من این روایت را برای تکمیل مباحث گذشته خواندم.
دعای مستجاب بعد از نماز واجب
روایتی از امام صادق (علیهالسلام) است که حضرت فرمود: «إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ فِی أَحَبِّ الْأَوْقَاتِ إِلَیْهِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ حَوَائِجَکُمْ عَقِیبَ فَرَائِضِکُم».[3] همانا خداوند نمازها را در دوست داشتنیترین ساعات بر شما واجب گردانیده است؛ پس بعد از نمازهای واجب، حاجاتتان را از خدا بخواهید. در اینجا بحث دعای بعد از نماز و تعقیب را مطرح فرموده است. حالا من روی این نکته، نظر دارم و بحث خواهم کرد.
چند روایت با یک مضمون است؛ هم از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) و هم از امام صادق (علیهالسلام) روایاتی داریم که من یکی از آنها را میخوانم: «مَنْ أَدَّى لِلَّهِ مَکْتُوبَةً فَلَهُ فِی أَثَرِهَا دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ».[4] هر کس نماز واجبی را بهجا آورد، در پی او دعای مستجابی دارد. در یک روایت دیگر دارد: «قِیلَ لِرَسُولِ اللهِ أیُّ الدُّعَاءِ أسْمَعُ؟ قَالَ جَوفَ اللَّیلِ الآخِرِ وَ دُبُرَ الصَّلَوَاتِ المَکتُوبَةِ».[5] از حضرت سؤال کردند کدام دعا زودتر به اجابت میرسد؟ مراد از «أسمع» شاید این باشد که کدام دعا زودتر مستجاب میشود. حضرت در پاسخ فرمودند که از نظر زمانی، دعا در آخر شب و از نظر عملی، دعا بعد از نمازهای واجب.
تأثیر دعا بر نماز
مطالبی که تا اینجا گفتیم همه نسبت به اثرگذاری نماز بر روی دعا بود. حالا میخواهم یک چیز تازه عرض کنم و آن عکس این مطلبی است که مطرح کردم و شاید شما هم این را نشنیده باشید؛ اثر گذاری دعا بر روی نماز. میخواهم اهمیّت دعا را عرض کنم. همه این مطالب تا اینجا این بود که انسان وقتی نماز میخواند، قبل و وسط و بعد از نماز، این بر روی دعای او تأثیر میگذارد و کاربرد دعا را زیاد میکند. روایاتی داشتیم که اینها روی دعا، اثر میگذارد و کاربرد دعا را بالا میبرد. امّا از این طرف هم داریم که دعا روی نماز اثر میگذارد. این یعنی چه؟ یعنی روی قبولی نماز تأثیر دارد.
در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) آمده است که: «قَالَ کَانَ أَبِی یَقُولُ»؛ حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر(علیهالسلام) نقل میفرمایند که ایشان در ذیل این آیه: «فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى رَبِّکَ فَارْغَبْ » میفرمود: «إِذَا قَضَیْتَ الصَّلَاةَ بَعْدَ أَنْ تُسَلِّمَ»، بعد از اینکه نمازت را خواندی و سلام دادی، «وَ أَنْتَ جَالِسٌ»، در حالی که نشستهای و هنوز بلند نشدهای، «فَانْصَبْ فِی الدُّعَاءِ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ در دعا کردن برای امور دنیا و آخرتت بکوش! «فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ الدُّعَاءِ فَارْغَبْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَتَقَبَّلَهَا مِنْک».[6] و وقتی که از دعا فارغ شدی، مُلتمسانه از خدا بخواه که نمازت را از تو بپذیرد! عَجَب! پس این دعای بعد از نماز، باعث میشود که خدا نمازت را قبول کند. توجه داشته باشید که ضمیرِ «هَا» در «أَنْ یَتَقَبَّلَهَا» به «الصَّلَاة» برمیگردد؛ یعنی اثر دعا بر نماز را مطرح فرمودهاند.
نمازش را به صورتش بزنید!
حالا این روایت لحن نرمی داشت؛ امّا روایتی داریم که نسبت به کسانی که نماز میخوانند، ولی بعد از آن دعا نمیکنند، لحن تندی دارد. «رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ أَنَّهُ قَالَ إِذَا فَرَغَ الْعَبْدُ مِنَ الصَّلَاةِ وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَةً یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ» پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود آنگاه که بنده از نماز فارغ میشود و حاجتی از خدا نمیخواهد، خدا به فرشتههایش میگوید: «اُنْظُرُوا إِلَى عَبْدِی»؛ به این بنده من نگاه کنید! «فَقَدْ أَدَّى فَرِیضَتِی»، نماز واجبش را خواند، «وَ لَمْ یَسْأَلْ حَاجَتَهُ مِنِّی»؛ امّا از من درخواستی نکرد؛ «کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنَى عَنِّی»؛ مثل اینکه او خودش را از من بینیاز میداند که چیزی از من نمیخواهد. چون اگر خودش را نیازمند میدیدید، الآن که به حسب ظاهر، بالاترین عملی را که عبودیّت و بندگی در آن جلوه میکند ـیعنی نمازـ را به جا آورده است، از من درخواست میکرد. «کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنَى عَنِّی»؛ مثل اینکه خودش را از من بینیاز میبیند. «خُذُوا صَلَاتَهُ»، نمازش را بگیرید، «فَاضْرِبُوا بِهَا وَجْهَهُ».[7] نمازش را به صورتش بزنید! این کنایه از عدم قبولی نماز است. خدا میگوید این نماز خواندنت را من نمیپذیرم.[8]
دعا یا نماز مستحبی؟
در سنوات گذشته، من یک بحث کلّی را مطرح کردم که خودش یک بحث مستقل است و آن اینکه در مقایسه بین دعا و نماز مستحب، از نظر فضیلت و محبوبیّت عنداللهتعالی، کدامیک أفضل است؟ دعا کنم یا نماز مستحبی بخوانم؟ کدام را خدا بیشتر دوست دارد؟[9] در آنجا من عرض کردم که دعا أفضل است. حالا من در این رابطه که نماز مستحبی بخوانم یا دعا کنم، فقط یک روایت میخوانم که اشاره کرده باشم و رد میشوم. روایت از امام باقر(علیهالسلام) است که: «الدُّعَاءُ بَعْدَ الْفَرِیضَةِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ تَنَفُّلاً».[10] دعای بعد از نماز واجب بهتر از نماز مستحبی است. روایت «نصّ» است و دیگر هیچ احتمال مخالفی در آن مطرح نیست. این روایت اشاره به دعای بعد از نماز دارد.
نماز کال و ناقص
ما حتی درباره «دعای بین نماز» هم روایت داریم که نمازی که وسطش دعا نباشد «ناقص» یا «کال و نارَس» است. میوه باید رسیده باشد تا قابل أکل شود. نماز هم باید قابل پذیرش باشد، تا به کار آید. روایتی است از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) که حضرت فرمودند: «کُلُّ صَلاۀٍ لایُدْعَی فِیهَا لِلمُؤمِنِینَ وَ المُؤمِناتِ فَهِیَ خِدَاجٌ».[11] نماز بدون دعا برای مؤمنین و مؤمنات ناقص و نارَس است.
میخواستم این را عرض کنم که آنچه ما در مجموعه دَهها روایت در باب دعا هنگام نماز داریم، این است که قبل از نماز، در نماز و بعد از نماز ـبهخصوص نمازهای واجبـ دعا کردن وارد شده و این دعا هم بر نماز اثر میگذارد و هم نماز بر روی آن اثر دارد. این دو بر روی یکدیگر اثر متقابل دارند و هم نماز روی دعا اثر میگذارد که یا مقتضیاش را تشدید میکند، یا آن را به فعلیت میرساند و یا تسریع در اجابت میکند؛ و هم دعا روی نماز اثر میگذارد و باعث میشود نمازت قبول شود و به نمازت مقبولیّت میدهد. من مطالب و مجموعه روایاتی که در این باب داریم را خلاصه کردم. اینها همه، اهمیت دعا را میرساند که من دیگر نمیخواهم وارد شوم؛ چون قبلاً این موضوع را بحث کرده بودم، میگذرم.
تأثیر قرآن بر دعا
عامل دیگری که باز به عنوان عامل اثرگذار بر روی دعا مطرح است، مسأله قرائت قرآن است. من این را که میگویم بهخاطر ایّام ماه مبارک رمضان است و میخواهم یکمقدار به شما راهکار بدهم و مقیّد هم هستم که بحثهایم به گونهای باشد که کارآیی داشته باشد. ما دو دسته روایت داریم که من آن را خلاصه میکنم. در یک دسته از روایات اینطور آمده که بعد از ختم قرآن، دعا مستجاب است. انسان اگر یک بار قرآن را ختم کند و بعد از آن دعا کند، دعایش مستجاب است. اینها یک دسته از روایاتند. یک دسته دیگر از روایات را داریم که میفرماید یک ختم قرآن لازم نیست، بلکه صد آیه از هر کجای قرآن که بخوانی و بعد از آن دعا کنی، این دعایت مستجاب است. البته اینها هیچکدام با هم منافات ندارد. من حالا به عنوان نمونه به بعضی از این روایات اشاره میکنم.
دعا بعد از ختم قرآن
یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که حضرت فرمودند: «مَنْ خَتَمَ القُرآنَ فَلَهُ دَعْوَۀٌ مُسْتَجَابَۀٌ».[12] هر کسی که قرآن را ختم کند، دعای او پس از تلاوت قرآن مستجاب است. یک تعبیر دیگر به همین مضمون است که: «إنّ لِصاحِبِ القُرْآنِ عِنْدَ کلِّ خَتمَةٍ دَعْوَةً مُسْتَجابَةً».[13] برای هر صاحب قرآنی، در هر بار ختم کردن قرآن، یک دعای مستجاب هست.
دعا بعد از تلاوت صد آیه
دسته دوم روایات را که گفتم، مربوط به «صد آیه خواندن» است. عبدالله بنمسعود ایستاده بود و داشت نماز میخواند. پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) هم آنجا تشریف داشتند. عبدالله بنمسعود در نمازش سوره نساء را میخواند؛ تا به آیه صَدُم رسید، پیغمبر وسط نماز به او رو کرد و فرمود زود حاجتت را بخواه! «کَانَ عَبدُاللهِ بنِمَسعُودِ قَائِماً یُصَلِّی فَلَمَّا بَلَغَ المِأۀَ مِنَ النِّسَاءِ قَالَ لَهُ النَّبِیُّ سَلْ تُعْطَ». درخواست کن که الآن به تو میدهند.
یک روایت از علی (علیهالسلام) داریم که حضرت فرمود: «مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آیَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ أَیِّ الْقُرْآنِ شَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ»؛ هر کس صد آیه از قرآن را بخواند از هر کجای قرآن، هر سورهای و هر جزئی که باشد و بعد از آن هفت مرتبه بگوید «یا الله»، «فَلَوْ دَعَا عَلَى الصَّخْرَةِ لَقَلَعَهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[14] اگر دعا کند، در صورتی که خدا بخواهد، کوه را از جا خواهد کَند. یعنی اگر نفرین کند، به خواست خدا کوه را از جا میکَند.[15] یعنی این دعا این قدر بُرد دارد. حالا من بحث را خلاصه کردم؛ چون فقط میخواستم یک تذکّر بدهم.
لااقل سوداگر باشید!
عرض کردم که ماه مبارک رمضان، هم ماه تلاوت قرآن و بازگو کردن کلام ربّ است و هم ماه سخن گفتن عبد با ربّ است؛ آن هم این همه آثار بر آن مترتّب است که ما هم مفصّل اینها را بحث کردیم. میخواهم اینها را با هم تلفیق کنم. قرآن که میخوانید حواستان جمع باشد. لااقل سوداگر باشید! البته این «لااقل» است که میگویم. لااقل سوداگر باشید! لااقل حسابگر باشید! از فرصتهایتان استفاده کنید! هم از فرصت زمانی بهره بگیرید که این فرصت عبارت از ماه مبارک رمضان است و ما بعداً وارد بحث خاص آن میشویم؛ هم از فرصتهایی که از ناحیه اعمال به دست شما میرسد، برای اینکه دعاهایتان به اجابت برسد، از این فرصت ها استفاده کنید. چه از نمازهای واجب، چه از قرآنهایی که میخوانید، از همه این فرصتها کمال بهرهبرداری را بکنید. من میخواستم این را توصیه کنم که دعا کنید؛ بهخصوص برای دیگران که اگر برای غیر دعا کنید، نفعش برای شما بیشتر است، إنشاءالله!
ذکر مصیبت عصر روز یازدهم محرّم
امّا بروم سراغ توسّلم؛ ما در توسّلاتمان به حسین (علیهالسلام) همینطور گامبهگام کشیده شدیم به روز عاشورا که با آن حوادث سخت و ناگوارش گذشت؛ امّا خدا میداند چه گذشت! اینطور که من در مقاتل و روایات دیدهام، عمرسعد (لعنةاللهعلیه)، آن اجساد کثیف لشکریانش را دفن کرد. امّا این پیکرهای مقدّس و مطهّر را روی زمین گذاشت. تا عصر روز یازدهم هم آنجا بودند و بعد دستور داد که حرکت کنند. خاندان حسین (علیهالسلام) را به اسارت گرفته بود. مَرکبهای بیجهازی را آوردند که اینها را سوار کنند. سوار شدن بر مَرکبهای بدون مَحمِل خیلی مشکل است. اینطور که نقل میکنند، حضرت زینب (سلاماللهعلیها) خودش متکفّل شد که این بیبیها و کودکان را سوار کند.
امّا من یک مطلبی را نقل کنم؛ شما میدانید، روزی که زینب (سلاماللهعلیها) از مکّه خواست حرکت کند، چگونه حرکت کرد آمد؟ حالا مقایسه کنید، روز یازدهم چگونه میخواهد برود؟ در آنجا مینویسند وقتی حسین(علیهالسلام) تصمیم گرفت که حرکت کند، آن کجاوهها و آن مَحمِلها را آماده کردند؛ اصحاب و خیلی افراد دیگر آمده بودند و صف کشیده بودند. همه کاروان آمدند و سوار شدند. در این هنگام زینب(سلاماللهعلیها) خواست بیاید و سوار شود. ببینید دختر علی چگونه سوار شد؛ در تاریخ مینویسند ابوالفضل(علیهالسلام) میان جمعیت آمد و گفت: «غَضُّوا أبْصَارَکُمْ»؛ چشمها را ببندید! «وَارتَعُوا رُؤُوسَکُمْ»؛ سرها را پایین بیندازید! او عصمةُالله است. زینب (سلاماللهعلیها) آمد؛ قاسم دوید یک کرسی آورد و پای مَحمل گذاشت؛ علیاکبر آمد این پرده مَحمل را بالا زد؛ ابوالفضل آمد زانویش را خم کرد که خواهر پایش را روی زانوی او بگذارد و بالا برود. حسین(علیهالسلام) هم زیر بغلهای زینب(سلاماللهعلیها) را گرفت و او را سوار کرد.
این سوار شدن زینب در مکه بود، امّا حالا که از کربلا میخواهد برود، ببینید چه وضعی است؛ خدا میداند چگونه این بیبیهاو بچهها را سوار کرد. نگذاشت کسی به آنها دست بزند. خوب، حالا نوبت خودش شده است. خودش چگونه سوار شود؟ نمیدانم چگونه سوار شد، امّا چشمش افتاد به چهره برادرزادهاش، زینالعابدین(علیهالسلام) یک نگاه کرد، دید او دارد قالب تهی میکند. گفت: «مَا لِی أَرَاکَ تَجُودُ بِنَفْسِک».[16] چه شده برادرزاده؟ چرا با جانت داری بازی میکنی؟ زینالعابدین(علیهالسلام) گفت مگر نمیبینی پیکر حجت خدا روی زمین...؟
[1]. بحارالأنوار 91 96
[2]. کنز العمال 2 109
[3]. بحارالأنوار 82 324
[4]. بحارالأنوار 90 347
[5]. شرح ریاض الصالحین 1 1723
[6]. وسائلالشیعة 6 431
[7]. مستدرکالوسائل 5 29
[8]. یک وقت اشتباه نکنید! بطلان نماز مطرح نیست؛ بلکه کنایه از عدم قبولی نماز دارد.
[9]. من حالا دقیقاً یادم نیست که چه زمانی این بحث را کردم. چون سال چهارم من است که دارم درباره دعا بحث میکنم. این را گفتهام و بحث کردهام و بحث نسبتاً مفصلی بود. یکی از موضوعات بحث من در گذشته همین بود.
[10]. الکافی 3 342
[11]. کنز العمال 2 109
[12]. الدر المنثور 10 406
[13]. جامع الاحادیث(عامه) 9 153
[14]. وسائلالشیعة 7 65
[15]. حضرت تعبیر فرمودند به «دعا علیه»؛ این نحو دعا را تعبیر به «نفرین» میکنند. من یک وقت در مباحث اخلاقی اینها را بحث کردهام؛ امّا اینجا جای آن بحثها نیست.
[16]. بحارالأنوار 28 55

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به ماه مبارک رمضان بود که عرض کردم این ماه، ماهی است که عبد قرآن را که کلام رب است، بازگو میکند و ماه دعا یعنی سخن گفتن عبد با ربّ است که آن هم دارای آداب و شرایطی است. دو نوع دعا داریم: ادعیه مأثوره و غیرمأثوره و بحث ما در ادعیه غیرمأثوره بود. این مسأله را مطرح کردیم که دعا به خودی خود مؤثر است، اما عواملی وجود دارند که بر روی اجابت دعا تأثیرگذار هستند؛ هم برخی از اعمال موثر را مطرح کردیم، از قبیل روزه، وضو، نماز و ... هم زمانهایی را در باب شبانهروز بحث کردیم و بعد هم در بین ایام هفته روز خاص و شب خاص را گفتیم.
تأثیر «زمان نماز» و «عمل آن»
حالا یک بحثی در دعا مطرح است که ما در روایاتمان داریم و من اینها را به دو دسته تقسیم میکنم. با بررسی ای روایات میبینیم که در اینها چند احتمال مطرح است. یکی اینکه احتمال دارد در این روایات «زمانِ خاص» برای اینکه در اجابت دعا مؤثر است، هدفگیری شده باشد، یا «عملِ خاص» و یا هر دوی اینها که من اینها را توضیح خواهم داد.
در یک روایتی است از پیغمبر اکرم دارد، حضرت فرمود: «إذا أُذِّنَ بالأذان فُتحَتْ أبوابُ السَّماءِ واستُجیبَ الدُّعاءُ» آنگاه که اذان گفته میشود دربهای آسمان، باز میشود و دعا به اجابت میرسد.
احتمالات سهگانه
در اینجا من سه تا احتمال را مطرح میکنم؛ یک، این که ممکن است نظر روایت، به عامل زمان باشد. یعنی میخواهد عامل زمان را مطرح کند. اذان در زمانی گفته میشود که مردم باید نمازهای فریضه را انجام دهند و اوقات فرائض هم، اوقات خاصی است. یعنی زمانی که انسان میخواهد نمازهای واجب را بخواند، با اذان اعلام میشود که وقت خواندن نمازها فرا رسیده است. و وقت نمازها هم مشخص است؛ طلوع فجر، زوال شمس، مابین ظهر و عصر و هنگام غروب. در جلسات گذشته همه اینها را تقریباً بررسی کردیم؛ هم طلوع فجر را گفتیم، هم زوال شمس را. ممکن است که این مطلب مورد نظر روایات باشد که آنچه به عنوان عامل تأثیرگذار مطرح است، عامل زمان ـ این زمانها ـ باشد.
احتمال دیگر این است «نفس عمل اذان» در اجابت دعا مؤثر باشد. همانگونه که در باب روزه و وضو و دیگر اعمال قربی و خیرات گفتیم که اینها روی دعا مؤثر است، ممکن است اذان گفتن هم ـ خودش ـ مؤثر باشد. این هم احتمال دوم؛ اما احتمال سوم این است که هر دوی اینها، این مجموعه «زمان و عمل» بر روی دعا مؤثر باشد. هیچ مشکلی هم پیش نمیآید که مسأله اینطور باشد. چون ما در روایات دیدیم که هم بر روی زمان تأکید شده است و هم بر روی عمل.[2]
فرار شیطان از صدای اذان
روایت دوم دوباره از پیغمبر اکرم است که: «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إذا نُودِیَ بِالصَّلَوۀِ أدْبَرَ الشَّیطانُ فِی مَا بَیْنَ الزَّوحَاءِ حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ وَ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أبْوَابُ الجَنَانِ وَ أُستُجیبَ الدُّعَاءُ»[3] حضرت فرمود: وقتی که صدا به نماز بلند میشود ـ که این ندای به نماز، همان اذان است ـ شیطان از آن شخص فرار میکند و فاصله میگیرد، فاصلش هم تا «زوحاء» است؛ یک محلی بین مکه و مدینه است و فاصلهاش هم دهها کیلومتر است، تا صوت اذان را نشنود، «حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ». بعد حضرت فرمودند: در این هنگام دربهای آسمان و بهشت باز میشود و دعا هم مستجاب است.
باز شدن دربهای آسمان هنگام اذان
روایت دیگر، « إذَا کَانَ عِنْدَ الأذَانِ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اُسْتُجِیبَ الدَّعَاءُ وَ إذَا کَانَ عِنْدَ الإقَامَۀِ لَمْ تُرَدْ دَعْوَۀً»[4] دارد پیغمبر اکرم فرمود: هنگام اذان که میشود همان تعبیر، دربهای آسمان باز میشود، دعا مستجاب. و «عند الإقامۀ» دعا رد نمیشود، اینجا اقامه اضافه شد. من یک نکتهای است البته این نکته ادبی است میگویم برای آن کسانی که اهلش هستند. این دو روایت چون درش إذای زمانیه به کار رفته چه بسا ظهورش در زمان بیشتر باشد، «إذا کان» هر دوتای آنها، آنجا هم «إذا نودی» تعبیر شده است.
روایت دیگر، از پیغمبر اکرم است که فردی از ایشان سؤال کرد: «إنّ رجُلاً قالَ: یَا رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سلَّم): إنَّ المُؤذِّنِینَ یَفضُلُونَا؟» آیا کسانی که اذان میگویند، بر ما برتری دارند؟ حضرت فرمودند «فَقَالَ رَسُولُ اللهِ قُل کَمَا یَقُولُونَ» تو هم همان چیزهایی که آنها میگویند را بگو! اذان را حکایت کن! « فَإذَا انْتَهَیْتَ فَسْئَلْ تُعْطَهَا»[5] وقتی که تمام شد از خدا درخواست کن که به تو عطا میکند. این روایت، خودِ اذان را مؤثر دانسته است. بحث، بحث زمان نیست بلکه عملِ اذان گفتن مطرح است. در آخر بحث من میخواهم جمعبندی کرده و بعد هم یک توصیه کنم.
دعای بین اذان و اقامه رد نمیشود
در روایاتی از پیغمبر اکرم آمده است که حضرت فرمود: «لایُرَدُّ الدُّعاءُ بَیْنَ الأذانِ و الإِقامَۀِ»[6] وقتی انسان اذان گفت، اگر بین اذان و اقامهاش دعا کند، دعایش رد نمیشود. در یک روایت دیگر که خیلی روشنتر است، اینطور آمده است که « الدُّعَاءُ بَینَ الأذانِ وَ الإقامۀِ مُسْتَجَابٌ فَادْعُوا».[7] دعا در بین اذان و اقامه مستجاب است پس دعا کنید! البته به شما بگویم که من از میان روایات، چند روایت را به صورت نمونه انتخاب کردهام.
از این مجموعه به دست میآید که اولاً «زمان» خودش در باب تأثیر گذاری بر روی دعا، مدخلیّت دارد، ثانیاً این دو عمل ـ اذان و اقامه ـ هم مدخلیّت دارند. حتی در این دو روایت آخر که به دعا کردن بین این دو عمل سفارش فرموده بود، روی عمل تکیه میکند. یعنی وقتی میفرماید: بین این دو عمل اگر دعا کنی، دعا مستجاب است؛ دیگر بحث زمان مطرح نیست و آنچه اثر دارد عمل است.
تذکر؛ بحث راجع به دعای غیر مأثور است.
من یک تذکر بدهم یک وقت اشتباه نکنند، آنهایی که اهلش هستند، من «دعای مأثور» را بحث نمیکنم. دعاهای وارد شده در باب مسأله اذان و اقامه گفتن و اینکه بین آنها چه بگو، اینها هیچکدام مورد بحث من نیست. بحث من «دعاهای غیرمأثور» است. اشتباه نکنید! میگوید: دعا کن! نمیگوید چه بگو. دعای مأثور معنایش این است که او به تو میگوید این را بگو! خواستهات این باشد.
مثلاً در باب وضو داریم که وقتی آب را روی صورتت میریزی، بگو: «اللهم بیِّضْ وَجْهِی....» آب را که روی دست راستت میریزی، بگو: «اللهمَّ أعْطِنِی کِتابِی بِیَمِیِنِی ....» دست چپ را که میشوری، بگو: «اللهمَّ لاتُعْطِنِی کِتابِی بِیَسَارِی ...» آنها دعای مأثور است. من در مورد آنها بحث نمیکنم. اینها بحث جدایی دارد و من بحثم دعاهای غیرمأثور است، یعنی حاجتهایی را که خودم دارم، از خدا بخواهم. بحث ما اینها است. یک وقت اشتباه نکنید!
از این فرصتها استفاده کن!
این روایات اینها همه نگرششان به همین دعاهای غیرمأثور و حاجاتی است که بنده دارد. میگویند هم از نظر زمانی، هم از نظر عملی، از این فرصتها استفاده کن! تو که داری اذان میگویی، حاجتت را هم از خدا بخواه! تو که اذانت را گفتی و بعد میخواهی اقامه بگویی و نمازت را بخوانی، بین اذان و اقامه یک حاجت بخواه! مطلب را خیلی ساده کردم.
رحمت واسعه حق تعالی یک مداری را برای اجابت دعای بندگان باز میکند که هم مرتبط با زمان است و هم مرتبط با عمل است. نگاه کنید! این «فتحت»ها را خوب توجه کنید! من اینها را از خودم نمیگویم. همه این مطالب در روایات است که دربهای رحمت و فضل خدا در این زمانها و با این کارها باز میشود. وقتی که شما در این زمانها قرار میگیرید یا این اعمال را برای خدا انجام میدهید، از این موقعیت پیش آمده استفاده کنید! بهرهگیری کنید! از آنهایی نباشید که غفلت دارند! غفلت نکنید و از این موقعیتها استفاده کنید! این روایات دارد موقعیتهایی را بیان میکند که در آنها، فضل و رحمت واسعه حق تعالی بر بندگانش، گسترش پیدا میکند. هم زمانی آن را میگوید و هم عملیاش را.
توسعه دایره رحمت حق، برای اینکه تو دعا کنی!
موقعی که شما این کارها را میکنید، برای خدا انجام میدهید دیگر!؟ اذان که میگویی که برای شیطان که نمیگویی؟ چون شیطان فرار میکند؛ اینطور که در روایت گفته در روایت بود، شیطان فرار میکند و فاصلهاش هم با آدم، دهها کیلومتر است. تو این اذان را برای خدا میگویی؛ خدا هم درب فضل و رحمتش را بر تو باز میکند؛ از این موقعیت استفاده کن!
لذا از نظر موازین معرفتی ما هیچ مانعی نیست که هر دو عامل ـ چه زمانیاش باشد، چه عملیاش باشد ـ بر دعا مؤثر باشد. قبل از عمل، بعد از عمل، وسط عمل و در این زمانها دعا کردن وارد شده است. ببین کجاها را گرفته است. اینقدر توسعهاش داده است که تو از او حاجتت را بخواهی. این موجب میشود که خدا دعایت را به اجابت برساند.
اوقات نماز بهترین ساعات است
اینها یک دسته از روایات هستند ولی یک دسته دیگر از روایات داریم که اینها را میشود دو چهرهای تعبیر کرد. «قالَ رسولُ اللهِ (صلّی اللهُ علَیهِ وَ آلِه وَ سَلّمَ): وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ» در اوقات نمازهایتان، دستهاتان را به دعا کردن و درخواست کردن، به سوی خداوند بلند کنید. اینجا اشاره به اوقات نمازهای فریضه است.[8] حضرت در ادامه ویژگی اوقات را بیان میکند. «یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ»[9] خواستههایشان را میدهد چه به طریق مناجات باشد، چه به طریق ندا باشد، چه دعا باشد. این روایت در عامل زمانی ظهور دارد.
دعا در «وقتِ نماز» و دعا «قبل و بعد از نماز»
روایتی از امام باقر (علیهالسلام) است که: «الْمَسْأَلَةُ قَبْلَ الصَّلَاةِ وَ بَعْدَهَا مُسْتَجَابَة»[10] دعای پیش از نماز و بعد از نمازمستجاب است. در اینجا حضرت، «عمل» را مطرح کردهاند. میخواهی از خدا درخواست کنی؟ چه وقت دعا کنی بهتر است؟ قبل از نماز و بعد از نماز بهترین زمان است. همان وقتی که ایستادهای و میخواهی نماز بخوانی، زود دعا کن! فرصتطلب باش! بیا از این فرصت استفاده کن![11] فرصت طلبی همین را اقتضا میکند، آدم عاقل و کسی که به خدا اعتقاد دارد اینطور است.
امام صادق (صلواتاللهعلیه) فرمود: «عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ»[12] بعد از نماز. بر شما باد که دعا کنید و مستجاب است. نگاه کنید! من این دو روایت را به ترتیب خواندم؛ اولی بحث زمان بود و دومی بحث عمل. روایت سوم را که میخوانم هم در مورد زمان است، هم در مورد عمل. این روایت از امام صادق (علیهالسلام) است که: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِی أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ»[13] همانا خداوند نمازهای پنجانه را در بهترین ساعات بر شما واجب گردانیده است، پس بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازها.
سفارشِ دو قبضه
بخش اول روایت اشاره به زمان دارد که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِی أَفْضَلِ السَّاعَاتِ» خداوند، نمازهای پنجگانه را در بهترین اوقات، بر شما واجب کرد. پس معلوم میشود «زمان» خودش فضیلت دارد. در بخش دوم که داشت: «فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ» بحث «عمل» را پیش کشید. گویی این روایت یک سفارشِ دو قبضه است. «بهترین ساعات» عامل زمانی است و «بهترین عمل» ـ نماز ـ عامل عملی است. پس از این موقعیت استفاده کن! وقتی اول وقت به نماز ایستادی، زمان اجابت دعا است. نمازت که تمام شد هم، هنوز وقت، وقت اجابت دعا است. نماز خودش عامل دیگری است که دعایت مستجاب شود. هر عامل به تنهایی بر دعای تو اثر میگذارد، چه رسد به اینکه دو عامل در کنار هم باشد! ببین اگر اینها با هم جمع شوند، چقدر اثر میگذارد. من دیگر نمیرسم همه روایات را بخوانم، چون روایات خیلی زیاد است، شاید من از این روایات بین ده تا بیست روایت دیدم.[14]
حال داعی در این زمانها متوجه به خدا است
اما آن چیزی که در همه اینها سریان دارد و مشترک است، بحث «حالت داعی» است. موقعی که اذان میگوید، برای شیطان که ـ نعوذبالله ـ اذان نمیگوید، برای خدا میگوید؛ آن حال توجه مؤذن به خدا است که او را برای دعا کردن مهیا کرده و دعایش را تقویت میکند که به هدف اجابت برسد. مابین اذان و اقامه باز حال توجه، به خدا است. بعد از اذان و اقامه حال توجه، به خدا است. قبل از صلوۀ، و موقع تکبیر «الله اکبر» توجه به خدا است. نمازت که تمام شد، هنوز منقطع نشدهای و به این زودی، توجهت به خدا گرفته نشده است؛ شیطان به این زودی نمیتواند توجه به خدا را از تو بگیرد.
با خدا درد دل کن و گرههایت را به او بگو!
در تمام این حالات یک چیز دارد و او حال داعی است و آنچه که در دعا اثر اساسی دارد نیز همین توجه تامّ داعی به خداوند است. یعنی دعا که لقلقه زبان نیست، یک حالت اتصال به معبود است. میگوید همین که سیم متصل شد، از این فرصت استفاده کن! از همان حال خودت بهره بگیر! از این حالت خوبت که متوجه خدا شدهای، استفاده کن! همانجا درد دلها و گرههایت را با خدا در میان بگذار. ببین چطور جواب میدهد! اگر مؤثر نبود؟! آنچه که در تمام این موارد مشترک است این است که تمام عملهایی را که مطرح میکند، برای یک حالت توجه به معبود را ایجاد میکند.
دعا به حق محمد و آل محمد(صلواتاللهعلیهماجمعین) و نماز با سلام به اباعبداللهالحسین(علیه السلام)
میگویند: از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است و توسل به اولیای خدا! من پیرامون اثر توسل به اولیای خدا قبلاً بحث کردهام. فکر میکنم سال گذشته بود و چون قبلاً گفتهام، الآن فقط یک تذکر میدهم که وقتی خواستی دعا کنی، «به حق محمد و آل محمد» دعا کن! که این یکی از اموری است که در سفارشات ما هم هست. یک وقت از آن غفلت نکنی! بعضی از بزرگان ما بودند که قبل از ورودشان به نماز، یک سلامی به حسین (علیهالسلام) میدادند. میگفتند: خیلی کاربرد دارد. سلام به او خیلی کاربرد دارد. قبل از نمازشان وقتی که میخواستند به نماز بایستند، یک سلام میدادند بعد وارد دعاهایشان میشدند و اذان و اقامه میگفتند.
ذکر مصیبت آخرین ساعات اباعبداللهالحسین(علیه السلام)
در مقاتل مینویسند حسین (علیهالسلام) روز عاشورا در آن لحظات آخر که آن حوادث سنگین و تلخ پیش آمد، یک مختصر رمقی داشت، یک وقت نگاه کرد، دید لشکر دشمن دارد به خیمهها حمله میکند. خیلی سخت است، برای حسینِ غیور که ببیند به خانوادهاش حمله میکنند. چه وضعی است. جملاتی را از او نقل میکنند که یک جملهاش این بود، به آنها خطاب کرد و گفت: «یا شیعۀ آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین فکونوا احراراً» اگر شما دین ندارید، از نظر دنیاییتان آزاده باشید! آخر این زن و بچه، چه کار کردند که شما سراغ آنها میروید. بعضیها هم نقل کردند به اینکه خطابی هم به اصحابش کرد و گفت: «قوموا عن نومتکم أیها الکرام» بلند شوید! ببینید اینها دارند به خیام حمله میکنند. «فادفعوا عن حرم الرسول» اینها اولاد پیغمبرند.
دارد حسین (علیه السلام) روی زمین بود. مرکب حسین (علیهالسلام) از او دفاع میکرد. واقعاً آدم نمیداند چه بگوید. تا آنجایی که توانست دفاع کرد. دید دیگر نمیتواند کاری کند، خودش را به خونهای حسین (علیهالسلام)آغشته کرد و رفت به سوی خیمهها. اما صیحه میکشد. این بیبیها به سفارش حسین (علیهالسلام) در خیمهها بودند، از خیمهها بیرون نمیآمدند. خبر نداشتند که چه شده که، وقتی صدای مرکب حسین (علیهالسلام) را شنیدند، ابتدا خوشحال شدند، گفتند حتماً آقا از میدان برگشته است. ولی وقتی آمدند بیرون مواجه شدند با مرکبی که، راکب ندارد و آغشته به خون است. اطراف این مرکب را گرفتند، هر کسی یک چیزی میگوید. در این میان نازدانه دختر حسین آمد. سکینه است. رو کرد به او گفت: «یا جواد! هل سقی أبی أم قتلوه عطشانا؟» بگو به من آیا به بابایم آب دادند، یا با لب تشنه شهیدش کردند؟
[1]. بحارالأنوار 91 96
[2]. من فقط احتمالات مسأله را فهرستوار گفتم و آنهایی که اهلش هستند، میفهمند.
[3]. کنز العمال 7 692
[4]. کنز العمال 2 108
[5]. کنز العمال 7 699
[6]. المغنی 2 251
[7]. کنز العمال 2 103
[8]. این غیر از آن بحثی است که من قبلاً کردم که هر کسی میخواهد دعا کند، دو رکعت نماز بخواند. آن دستور، مخصوص به مورد خودش بود. یک وقت اشتباه نشود با آن.
[9]. وسائلالشیعة 10 313
[10]. بحارالأنوار 82 325
[11]. من که خودم همینطور هستم و تمام سعی خود را میکنم که از فرصتها استفاده کنم؛ البته اگر فرصتها را بفهمم.
[12]. وسائلالشیعة 7 66
[13]. وسائلالشیعة 6 431
[14]. من اینها را انتخاب کردم و روی احتمالاتی که دادم جمعبندی کردم. بهترین موقعیت همین موقعیت ماه مبارک رمضان است که بهره بگیرید و با معارفتان کمی آشنا شوید.

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]
خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو، هنگامی که تو را صدا میزنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آنهنگام که تو را میخوانم و رو به من فرما، در آنزمان که با تو نجوا میکنم. همانا من به سوی تو فرار کردهام و در مقابل تو ایستادهام.
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به ماه مبارک رمضان بود که عرض کردم ماه تلاوت قرآن، یعنی بازگوکردن کلام ربّ و ماه دعا، یعنی سخن گفتن عبد با ربّ است و دعا هم بر دو قسم است؛ مأثور و غیرمأثور. عرض کردم که برای دعا شرایط و آدابی هست و بحث ما به اینجا رسید که دعا مؤثر است اما عواملی هم هستند که اینها بر روی دعا اثرگذار در سه رابطه هستند. یکی از عوامل مؤثر بر دعا، عامل زمان بود. ما اوّل در مورد «شبانهروز» بحث کردیم؛ در شب چه موقعی از شب و در روز نیز به همین صورت.
درباره روز که جلسه گذشته بحث کردم، اگر دقت کنید سه موقعیت را مطرح میکنند؛ یکی هنگام طلوع آفتاب، دوم هنگام زوال شمس، یعنی نیمروز و سوم هنگام غروب آفتاب. اگر خوب دقت کنید، میبینید که در معارف ما چقدر زیبا مسائل معنوی ما به مسائل ماّدی ما آمیخته شده است. اوّل و وسط و آخر هر روز نسبت به جمیع امورت، به یاد خدا باش و از او بخواه و خودت را به او واگذار کن. «لَا حَولَ وَ لَا قُوَّۀَ إلَّابِالله»؛ متوجه این معنا باش که هیچ پناهگاهی و هیچ نیرویی جز پناهگاه الهی و نیروی الهی نیست. لذا آیات و روایات ما اوّل و وسط و آخر روز را مطرح میکند. این برای شبانهروز بود؛ حالا گامبهگام پیش میرویم.
تأثیر شب و روز جمعه بر دعا
امّا هفته؛ در روزهایی که ایّام هفته را تشکیل میدهند، میبینیم که در روایات ما شبِ جمعه و روز جمعه را از نظر اثرگذاریشان بر روی دعا بهطور خاص مطرح میکنند. روایات در این زمینه بسیار است. من بنایم بر این است که نمونهبرداری میکنم و مطلبم را روی آن استوار میکنم.
ندای فرشته منادی در شب جمعه
در باب شب جمعه ما روایات متعددی داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که حضرت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا کُلَّ لَیْلَةٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ»؛ خداوند در هر شب، در ثلث آخر شب، فرشتهای را به آسمان دنیا فرو میفرستد؛ «وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ»؛ شب جمعه هم که میشود از اوّل شب میفرستد؛ «فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی»، به او فرمان میدهد، پس او ندا میکند. حالا نداهایش چیست؟ «هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ»؛ آیا درخواست کنندهای هست که من درخواستش را اجابت کنم؟ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آیا توبه کنندهای هست که توبهاش را بپذیرم؟ «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛ آیا کسی هست که طلب آمرزش کند و او را بیامرزم؟ «یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ»؛ ای کسی که طالب خوبیها هستی، روی بیاور؛ «یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ»؛ ای کسی که ـنعوذباللهـ به سمت شرّ داری میروی، دست بردار. «فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا إِلَى أَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛ این فرشته آنقدر ندا میکند تا سپیدهدم بدمد. «فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ».[2] وقتی که فجر طالع میشود، برمیگردد به همان محلّ خودش که ملکوت آسمان است.
ندای الهی در شب جمعه
روایت دیگر، روایتی است که ابوبصیر از امام باقر (علیهالسلام) نقل میکند. تفاوت دو روایت را خوب دقت کنید؛ چون من با توجّه به این نکات این روایات را میخوانم. آن روایت اوّل این بود که خدا یک فرشته را میفرستد که ندا کند؛ امّا در روایت دوم میفرماید خودِ خدا ندا میکند. حضرت میفرماید: «إنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَیُنَادِی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ إِلَى آخِرِهِ»، خدای متعال هر شب جمعه از سر شب تا آخر شب، از بالای عرش ندا میدهد: «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونِی لآِخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِیبَهُ»؛ آیا بندهای هست که من را بخواند و از من برای آخرت و دنیایش درخواست کند، تا قبل از آنکه فجر طالع شود که جوابش را بدهم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَتُوبُ إِلَیَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آیا بنده مؤمنی هست که قبل از طلوع فجر از گناهانش توبه کند تا من توبه او را بپذیرم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قَتَّرْتُ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَسْأَلَنِی الزِّیَادَةَ فِی رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَزِیدَهُ وَ أُوَسِّعَ عَلَیْهِ»؛ آیا بنده مؤمنی هست که من از نظر رزق و روزی بر او تنگ گرفته باشم، بیاید از من توسعه رزق و روزی را تقاضا کند و روزی بطلبد تا من روزی دنیاییاش را توسعه دهم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقِیمٌ یَسْأَلُنِی أَنْ أَشْفِیَهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُعَافِیَهُ».[3] آیا یک بنده مؤمنی هست که بیماری داشته باشد و بیاید از من شفا بخواهد قبل از اینکه فجر طالع شود تا من هم او را شفا و عافیتش دهم؟
همه حاجات را شب جمعه بخواه!
این روایت مفصل است و ادامه دارد. به همین مقدار در این دو روایتی که خواندم دقت کنید؛ هم مسأله امور معنوی را مطرح میکنند، هم امور مادّی را؛ هم گرفتاریهای معنوی را که انسان از بار گناه، سبکبار شود که در آن مغفرت و توبه هست، هم مسأله حاجات دنیویاش را مطرح میکند. البته روایت اوّل به صورت کلی فرمود: «فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ»؛ آیا کسی هست که از من درخواستی کند، تا من به او بدهم؛ امّا روایت دوم این درخواستها و حاجتها را بخشبخش میکند.
حاجات معنوی و آخرتی
امام باقر (علیهالسلام) به ابوبصیر، اوّل بهطور کلّی میفرماید «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونِی لآِخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ»؛ اوّل این مطلب کلّی را فرمود؛ «دنیا» و «آخرت». اوّل هم آخرت را مطرح میکند. در بین امور آخرتی هم اهمّ امور برای من این است که گناهانم آمرزیده شود. میگوییم «دفع ضرر» اولی است از «جلب منفعت»؛ آیا بهتر نیست که انسان جلوی ضرر را بگیرد تا بخواهد جلب منفعت کند؟ اصلاً عاقل اینگونه است. میگوید اوّل ضرر نکنم؛ منفعت پیشکش! لذا اوّل سراغ این میرود. البته اینجا «دفع ضرر» نیست، بلکه «رفع ضرر» است. یعنی مسأله آمرزش نسبت به گناهان مطرح است. لذا اوّلاً امور معنوی که اهمّ امور است را مطرح فرمود؛ در امور معنوی هم اهمّ آن چیست؟ آمرزش گناهان است که رفع مانع است.
حاجات مادّی و دنیایی
بعد هم میرود سراغ دنیایت. وسعت رزق میخواهی؟ خیال نکنی فقط با تلاش خودت، روزیات وسیع میشود! نه، تنگ و گشادیِ روزی دست کسی است که روزیرسان است. دست من و تو نیست. یکوقت اشتباه نکنید؛ رزق یعنی روزی؛ روزی یعنی چه؟ یعنی آن چیزی که من در حیات مادی و نشئه دنیویام از آن بهره میگیرم؛ نه پول زیاد. در آخر بحثم هم به این مسأله اشاره میکنم. ممکن است کسی بدود و پول زیاد گیر بیاورد؛ بعد تا آن پول را گیر آورد، یک چاله و بلکه چاهی پیدا شود و یکدفعه در آن بیفتد. خوب، این روزی تو نبود. بیخود خودت را خسته کردی! این همه تلاش کردی، آخرش هیچ!
اینها را در روایات داریم؛ اینهایی که من میگویم از خودم نیست. پس مسأله این نیست؛ توسعه رزق به معنای آن چیزهایی است که من نسبت به زندگی دنیاییام از آن بهرهبرداری کنم و سود ببرم. گاهی هم ممکن است خیلی داشته باشم، امّا از آن طرف مبتلا به یک سنخ رذیلهای باشم که حتّی برای خودم هم سود نبرم. میخواهم این را عرض کنم که در اینجا تعبیر روایت، رزق و توسعه رزق است.
وسعت رزق و سلامتی؛ سرآمد حاجات دنیایی
پس بعد از امور آخرتی و معنوی، میآید سراغ امور دنیایی که دو چیزی که اهمّ امور مادّی است را من خواندم. یکی اینکه اگر گرفتاری مادّی دارم و رزقم تنگ است و دستْتنگ هستم، به مقداری که احتیاجم هست و بهرهبرداری میکنم دست و بالم باز شود. دوم، مسأله بدنی و بیماری است؛ این دو تا را مطرح را میکند. سرآمد نیازها و امور دنیایی، همین دو مسأله است. بعد در روایت مسائل دیگر هم هست که من بیش از این نمیخوانم. لذا بر دعا در شب جمعه تأکید شده است. یعنی این زمان، خصوصیت دارد و تأثیر میگذارد روی دعاهایی که انسان میکند؛ چه در بُعد معنویاش، چه در بُعد مادّیاش. حضرت بُعد مادّی را هم بخشبخش کردند؛ مثلاً امور معیشتی و مزاجیاش از نظر بیماری و سلامتی را مطرح فرمودند.
روز جمعه، آقای روزهای هفته
من از شبِ جمعه بگذرم و به روزِ جمعه برسم.[4] امّا روز جمعه؛ راجع به روز جمعه روایات متعدد و بسیاری داریم. من اهمّ آنها را مطرح میکنم. یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که حضرت فرمود: «إنَّ یَوْمَ الْجُمُعَةِ سَیِّدُ الْأَیَّامِ » روز جمعه، سیّد و آقای ایّام هفته است؛ «یُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْحَسَنَاتِ»؛ خدا در روز جمعه حسنات را دو برابر میکند؛ «وَ یَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ»؛ گناهان را در این روز میآمرزد؛ «وَ یَرْفَعُ فِیهِ الدَّرَجَاتِ»؛ و بر درجات او میافزاید. اوّل حسنات، بعد سیئات، بعد درجات؛ منظور از درجات، مقامات معنویه است و دیگر ربطی به اعمال خارجیه ندارد. اما مراد از حسنات، اعمال جوارحی بود که در مقابلش پاداش است؛ در مقابل سیئات هم ـنعوذباللهـ کیفر است. «وَ یَسْتَجِیبُ فِیهِ الدَّعَوَاتِ»؛ بهطور کلی خداوند دعاهایی را که در روز جمعه میکنند، مورد اجابت قرار میدهد. «وَ یَکْشِفُ فِیهِ الْکُرُبَاتِ»؛ رنجها و گرفتاریها را در این روز برطرف میکند. «وَ یَقْضِی فِیهِ الْحَاجَاتِ الْعِظَامَ».[5] خداوند در روز جمعه حاجتهای بزرگ را برآورده میکند.
ساعت پر برکت در روز جمعه
بسیار خوب؛ تا اینجا جنبه کلی داشت که روز جمعه و شب جمعه روی دعا یک چنین اثری دارد. نکته بعدی راجع به این است که چه ساعتی از ساعات روز جمعه این اثر هست؟ آیا سراسری است یا ساعت خاصی است؟ در یک روایت که خطبهای است که علی (علیهالسلام) خوانده و من فقط این جملهاش را که راجع به جمعه است میگویم که فرمودند: «وَ فِیهِ سَاعَةٌ مُبَارَکَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ».[6] یعنی در روز جمعه ساعتی هست که بنده مؤمن از خدای متعال چیزی درخواست نمیکند، مگر آنکه خدا به او اعطاء میفرماید. معلوم میشود یک ساعت خاصی در روز جمعه هست که آن ساعت خصوصیت دارد. مثل اینکه تأثیرش روی دعا بیشتر است که این تعبیر را میفرماید. «وَ فِیهِ سَاعَةٌ مُبَارَکَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ».
ساعات اجابت دعا در روز جمعه
این یک تعبیر بود؛ باز هم یک روایت دیگر از علی (علیهالسلام) داریم که میفرمایند: «أَکْثِرُوا الْمَسْأَلَةَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الدُّعَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ».[7] تفاوت بین این دو روایت را میخواهم بگویم؛ در آن خطبه میفرماید «ساعت»، ولی در این روایت «ساعات» میفرماید. معلوم میشود ساعات خاصی در روز جمعه هست.[8] علی (علیهالسلام) وقتی که میفرماید: «فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ»، بعد در ذیل آن یک جمله دارد که میفرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ یعنی بدانید که در روز جمعه خیر و شرّ مضاعف میشود. هم در این خطبه و هم در این روایتی که خواندم، دو مطلب هست. یکی این است که در روز جمعه ساعت مخصوص و زمان مخصوصی هست که آن زمان اثرش بر روی دعا بیشتر است. هیچ منافاتی ندارد که سرتاسر روز مؤثر باشد، امّا یک ساعت خاص اثرش بیشتر باشد. این یک مطلب بود. اما مطلب دوم را در آخر بحث میگویم.
ساعت اوّل؛ از ظهر شرعی تا ندای نماز جمعه
حالا برویم سراغ آن ساعت؛ همچنان گامبهگام پیش میروم. در روایات یک روایت هست از امام باقر(علیهالسلام) که میفرماید: «فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ سَاعَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ»؛ این همان کبرای کلیه است که در روایت علی(علیهالسلام) هم بود. فرمود در روز جمعه یک ساعتی هست که بنده مؤمنی از خدا درخواستی نمیکند و حاجتی نمیطلبد، مگر اینکه خدا به او عطا میکند. حالا بحث در این است که کدام ساعت است؟ بعد امام باقر (علیهالسلام) میفرماید: «وَ هِیَ مِنْ حِینِ تَزُولُ الشَّمْسُ إِلَى حِینِ یُنَادَى بِالصَّلَاةِ».[9] حضرت خیلی زیبا محدودش میکند! موقعی که ظهر میشود، یعنی ظهر شرعی که زوال شمس است، تا موقعی که ندا داده میشود که این اشاره به آیه شریفه در سوره جمعه و ندا برای نماز جمعه است.[10] چقدر زیبا حضرت آن ساعت را توضیح میدهند.
ساعت دوم؛ لحظات پایانی روز جمعه
در یک روایت دیگر هست که این روایت را من دیدهام که از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نقل میکنند که حضرت این جملات را فرمود: «سَمِعْتُ النَّبِیَّ أنَّ فِی الْجُمُعَةِ لَسَاعَةً لَا یُرَاقِبُهَا رَجُلٌ مُسْلِمٌ یَسْأَلُ اللهَ عَزَّوَجَلَّ فِیهَا خَیْراً إلَّا أعْطَاهُ إیَّاهُ»؛ میگوید من از پیغمبر شنیدم که فرمودند در روز جمعه یک ساعتی هست که اگر شخص مسلمان مراقبت داشته باشد و از خدا در آن ساعت خیری بخواهد، مطمئنّاً خدا به او عنایت میکند. «قَالَتْ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ أیُّ سَاعَةٍ هِیَ»؛ میگوید من از پیغمبر سؤال کردم این ساعتی که شما گفتید چه وقتی است؟ «قَالَ إذَا تُدَلَّى نِصْفُ عَیْنِ الشَّمْسِ لِلْغُرُوبِ»؛ یعنی حضرت فرمود آن موقعی که نصف خورشید هنگام غروب استتار پیدا کند. بعد در ادامه روایت دارد: «وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ تَقُولُ لِغُلَامِهَا إصْعَدْ عَلَى الضِّرابِ فَإذَا رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تُدَلَّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنِی حَتَّى أدْعُو».[11] یعنی حضرت زهرا به غلامش میفرمود برو به پشت بام و نگاه کن، هر وقت این زمان فرا رسید که موقع غروب، نصف خورشید بالا بود، من را خبر کن؛ میخواهم دعا کنم.
من همینطور گام به گام همه این روایات را برای شما بررسی کردم؛ محصولی که به دست من آمده از آنها این است که اوّلاً زمان مؤثر است. دعا خودش کاربرد دارد، اما اینها عواملی هستند که روی اجابت دعا اثر میگذارند؛ از جمله روز جمعه. اما در روز جمعه دو موقعیت و دو زمان است که اثرش بیشتر است. یکی وقت زوال شمس تا قبل از اینکه نماز جمعه شروع شود؛ دوم، هنگام غروب آفتاب که هنوز تمام قرص پنهان نشده باشد و. یک مقداری از قرص خورشید نمایان شده باشد؛ یعنی آخرین لحظات روز جمعه. بنابر این من این بحث را به این مقدار جمعبندی کرده باشم که در ایام هفته، شب جمعه و روز جمعه، این دو زمان مؤثرند. بعد هم روند اثرگذاری و جنبههای عملی و کاربردیاش را هم تا حدی بیان کردم.
ثواب خیر و عقاب شرّ در روز جمعه مضاعف است
امّا مطلب دوم که در علی (علیهالسلام) بود، این بود که بعد از آنکه حضرت فرمود: «أَکْثِرُوا الْمَسْأَلَةَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الدُّعَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ»، این جمله را هم اضافه کردند که: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ عجب! بیا ببین قضیه چه شد! این زمان، دو کاربرد دارد؛ یک کاربرد از نظر دعاها و امور خیر دارد؛ یعنی اعمال خیری که روز جمعه انجام میدهید دو برابر میشوند؛ چون در آن روایت دیگر از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهآلهوسلّم) هم بود که این اعمال خیر، از نظر پاداش و اثر نیک دو چندان میشود. از آن طرف هم عجیب است؛ اگر در این روز گناه کنی، کیفرت هم دو چندان میشود.
جمعه روز تفریح و لااُبالیگری نیست
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ یعنی بدانید که خیر و شرّ در روز جمعه دو چندان میشود. یعنی چه؟ یعنی این زمان اثری که میگذارد روی عمل تو این است که همینطور که حسناتت مضاعف میشود، سیئاتت هم مضاعف میشود. پس حواست را جمع کن! خیال نکنی روز جمعه، روز تفریح و روز لااُبالیگری و این چیزهایی است که متأسفانه متداول است و از احکام اسلامی و معارف ما به دور است. نکند بروید دنبال اینها که میگویند بگذارید مردم شاد باشند. وای بر شما که این حرفها را میزنید؛ وای بر شما بیخبرهای از اسلام که مردم را به سوی گناه و لااُبالیگری سوق میدهید و بعد هم برای آنها اسباب گناه را فراهم هم میکنید و تبلیغات میکنید. جمعه که میشود، میگویند دیگر ما میخواهیم مردم را شاد کنیم. شما با این کارهایتان در قعر جهنمید؛ چون از قیامت بیخبرید. شما در بسیاری از گناهان مردم شریکید. روز جمعه که میشود، دیگر روز آزادی است!؟ آزادی از هر چیزی؟ از قید و بند احکام شرعیه هم آزاد میشوید؟ آنوقت پسوند «اسلامی» را هم به دنبال اسم تشکیلات خود میکشید؟
غرضم این بود؛ «وَ اعْلَمُوا»، این را بدانید، خیال نکنید که این زمان فقط بر روی خیرت اثر میگذارد؛ روی شرّ هم اثر دارد. گناهانت را هم دو چندان میکند. لذا است که ائمه ما (سلاماللهعلیهماجمعین) دائم تأکید میکردند و میگفتند که شما خواهید مُرد و از این نشئه میروید؛ لذا حواستان جمع باشد؛ بار گناهتان را سنگین نکنید؛ بار خیرتان را زیاد کنید. در آخرین لحظات زندگیشان، سفارششان برای همین بود.
آماده سفر آخرت باش!
من بروم سراغ توسلم؛ جُناده است که میگوید من وارد شدم بر امام حسن (علیهالسلام) در همان آخرین لحظات زندگیشان. گفتم: «یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ عِظْنِی»؛ ای پسر پیغمبر، مرا موعظهای کن؛ بگذارید توشهای بگیرم. حضرت فرمود: «یَا جُنَادَۀُ اسْتَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِک»؛ ای جناده آماده سفر آخرتت باش؛ زاد و توشهات را قبل از آنکه عمرت به سر آید و بخواهی کوچ کنی، تهیه کن. «وَ اعْلَمْ أَنَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُکَ».[12] ای جناده، تو دنبال دنیا هستی، امّا بدان که مرگ به دنبال تو است و از قفای تو است. ای جناده، غم و اندوه روزی که نیامده است را بر روزی که هستی میفکن. چرا غم آیندهات را میخوری؟ ای جناده بیش از آنچه را که قُوت تو است که از آن بهره میگیری، هرچه از اموال دنیا جمع کنی خزینهدار دیگری هستی. ای جناده، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است و در شبهاتش عتاب است. ای جناده، از مذلّت معصیت خدا به سوی عزّت اطاعت خدا بیرون بیا. اطاعت خدا عزّتآفرین است. گناه ذلّتآفرین و خواریآفرین است...
جناده میگوید همینکه حضرت داشت این جملات را میگفت، یک وقت دیدم نفس امام حسن(علیهالسلام) قطع شد و رنگ چهره ایشان زرد شد. میگوید من موقعی که بر امام حسن(علیهالسلام) وارد شده بودم، دیدم طشتی جلوی حضرت هست و این لختههای خون از دهان مبارکشان میریزد. عرض کردم یا بن رسول الله، خودتان را معالجه کنید. حضرت رو کرد به من و گفت ای جناده، مرگ را به چه چیز میشود معالجه کرد؟ میگوید در این هنگام بود که برادرش حسین (علیه السلام) وارد شد؛ دیدم أسود بن اباالأسود همراه حسین(علیه السلام) بود؛ تا چشمش به برادر افتاد، حرکت کرد و برادر را در آغوش گرفت؛ حسین(علیه السلام) بین دو دیدگان امام حسن(علیه السلام) را بوسید؛ در کنارش نشست. دیدم با هم راز میگویند. میگوید من فاصله داشتم، یکوقت دیدم که صدای این أسود بن ابالأسود بلند شد: «إنّا لله وَ إنّا إلیه راجعون»...
توسّل به قمر بنی هاشم
امشب شب جمعه است؛ اینطور شنیدهام که امام زمان (صلواتاللهعلیه) یک توسّل را خیلی دوست دارد. من میخواهم یک جمله بیشتر نگویم. خودم حاجت دارم، شما هم حاجت دارید. شب جمعه ماه مبارک رمضان است؛ شبهای جمعه یکی پس از دیگری دارد میگذرد. نمیدانیم چه شد و چه کردیم. اینجا حسین(علیه السلام) به دیدار این برادر آمد، امّا کربلا یک وقت صدای ابالفضل(علیهالسلام) را شنید که میگوید: «یا أخاه ادرک أخاک»؛ حسین(علیه السلام) با عجله آمد. امّا با چه وضعی روبرو شد؟ جملاتش گویا است: «الآن إنکسر ظهری»... ابالفضل(علیهالسلام) رو کرد به حسین(علیه السلام) و گفت: «یا أخاه ما ترید»؛ حالا دیگر چه کار میخواهی بکنی؟ حسین(علیه السلام) گفت میخواهم تو را به خیمهها ببرم؛ ابالفضل گفت نبر...
[1]. بحارالأنوار 91 96
[2] . بحارالأنوار 3 314
[3] . وسائلالشیعة 7 389
[4] . این بحث دعای ما، با اینکه تند تند هم رد میشوم، احتمالاً به سال پنجم هم بکشد! باید قدر این معارف را بدانیم.
[5] . بحارالأنوار 86 274
[6] . وسائلالشیعة 7 379
[7] . بحارالأنوار 86 349
[8] . حرفهای من را خوب دقت کنید! این حرفها کاربردی است. امیدوارم إنشاءالله روز جمعه موفق شوید از این بحث استفاده کاربردی کنید.
[9] . مستدرکالوسائل 6 19
[10] . سوره مبارکه جمعه، آیه 9 ؛ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
[11] . معانیالأخبار 399
[12] بحارالأنوار 44 138
دعا 4 / رمضان المبارک 1431 / 3-6-1389 / جلسه (14)
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]
خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو، هنگامی که تو را صدا میزنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آنهنگام که تو را میخوانم و رو به من فرما، در آنزمان که با تو نجوا میکنم. همانا من به سوی تو فرار کردهام و در مقابل تو ایستادهام.
مروری بر مباحث گذشته
گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآن ـ یعنی بازگوکردن کلام ربّ ـ و ماه دعا ـ یعنی گفتگوی عبد است با ربّش ـ است و عرض کردیم که ادعیه بر دو گونه است؛ مأثور و غیرمأثور، که اینها هم دارای آداب و شرایطی است. بالأخره بحث ما به اینجا رسید که عواملی در دعا مؤثر هستند. یعنی خودِ دعا، کارآیی دارد، اما عواملی هم در کنارش اثرگذاری دارند؛ از جمله عامل زمان. در بحث زمان ابتدا، «روز و شب» را بهطور عمومی مطرح کردیم و إنشاءالله بعداً زمانهای خاص، یعنی ایّام و لیالی خاص را بحث خواهیم کرد.
من عرض کردم که در باب روز و شب، ما چند دسته روایت داریم. دستهای بر روی مسأله شب بهطور خاص تأکید کرده، دستهای هم بر نیمهشب به بعد، دستهای بر ثُلث آخر شب، یعنی سحرگاهان و گروهی هم بر «بینالطلوعین» تأکید فرموده است.
ساعات خاص روز برای دعا کردن
امّا در این جلسه سراغ ساعات خاص «روز» میرویم. ما در باب روز هم داریم که یک وقت خاصی از روز بر روی دعا مؤثر است. در آیه پانزدهم سوره مبارکه رعد آمده است: «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ». یعنی هر آنچه در آسمان و زمین است خواهناخواه، « و سایههای آنها، بامدادان و شامگاهان برای خداوند، سجده میکنند.[2]
* قبل از طلوع و غروب خورشید
در ذیل این آیه شریفه روایتی از امام ششم(علیهالسلام) آمده که حضرت فرموند: «هُوَ الدُّعَاءُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا وَ هِیَ سَاعَةُ إِجَابَةٍ».[3] یعنی منظور آیه، دعا کردن در این زمانها است و این ساعت ـقبل از طلوع و غروب آفتابـ زمان استجابت دعا است. روایت دیگری از امام صادق (علیهالسلام) است که حضرت فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا سُنَّةٌ وَاجِبَةٌ».[4] دعا کردن قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، از احکامی است که روی آن تأکید شده است. روایت دیگری باز هم از امام صادق (علیهالسلام) است که حضرت فرمود: «إِذَا کَانَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ فَعَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ وَ اجْتَهِدْ وَ لَا یَمْنَعُکَ مِنْ شَیْءٍ تَطْلُبُهُ مِنْ رَبِّکَ وَ لَا تَقُولُ هَذَا مَا لَا أُعْطَاهُ وَ ادْعُ فَإِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ».[5] قبل از طلوع آفتاب و غروب آن دعا کن و بر دعا کردن و خواستهای که از پروردگارت داری اصرار نما و چنین نگو که این خواسته من اجابتشدنی نیست؛ دعا کن؛ چون پروردگارت هر کاری را که بخواهد، انجام میدهد.
اثر این زمان بر روی داعی
من قبلاً عرض کردم که بحث تأثیرگذاری زمان، یکوقت در ارتباط با اثر زمان «بر روی دعا» است و یکوقت در مورد اثر «بر روی داعی» و در ربط با دعا کردن او است. یعنی زمان گاهی بر نَفسِ دعا اثر دارد و گاهی بر روی داعی اثر میگذارد که در نتیجه روی دعای او هم مؤثّر است. عرض کردم که وارد بحث اوّل نمیشوم، ولی بحث دوم را وارد شدم و در رابطه با دعا کردن در ثُلث آخر شب، سحرگاهان و بینالطلوعین مطالبی را گفتم. در جلسه گذشته این مسأله را در باب بینالطلوعین مطرح کردم که برای چه روی آن تأکید شده است. روایتی هم در این زمینه بود که من آن را خواندم. یعنی حرفها، از خودم نبود و من بین روایات را جمع کردم.
اوّل و آخر بگو خدا!
گفته شد که مردم، صبحها که بیدار میشوند، از نظر روند طبیعی و حالِ غالب اینطور است که در صدد آمادگی برای رفتن به دنبال امور مادّی و به دست آوردن رزق و روزی هستند. یعنی غالباً انسانها در آن ابتدایی که وارد روز میشوند، از همان موقع برای مسائل مادّی و به دست آوردن روزی تلاش میکنند. از قدیم هم اینطور بوده و بهطور متداول هم کار از همان طلوع شمس آغاز میشود و انتهای این تلاشها هم غروب است. این روایات بر روی «اوّل و آخر» همه تلاشها دست گذاشته است. از همان اوّل که بلند میشوی و میخواهی دنبال کار و کاسبی و مسائل مادّی بروی، خدا خدا کن! آخرش هم همین است. اوّل خدا، آخر هم خدا! خوب دقت کنید! ببینید چقدر زیبا است. آخر بحث عرض میکنم که منشأ اصلی این معارف ما چیست. بعداً در مورد آن توضیح میدهم.
جلوگیری از انحراف
چندین دلیل در این مسأله وجود دارد. یکی اینکه چرا در صبح و عصر باید دعا کرد و خدا را صدا کرد؟ چون مردم که در طول روز سراغ کسب و کار میروند، امور بسیاری از وسوسههای شیطانی برایشان پیش میآید؛ چه شیطان درونی و چه بیرونی که آنها را فریب داده و اغفال میکند. این امور دائماً میخواهد انسان را از صراط شرعی و راه و چارچوبهایی که شرع برای او تعیین کرده، خارج کند. من باید چه کار کنم که نجات پیدا کنم و از راه بیرون نروم؟
استغفار در آخر روز
میگوید همان اوّل صبح که میخواهی بیرون بروی، خودت را به خدا بسپار و دعا کن! اوّل کار هم طلوع شمس است. آخر کار هم بهطور غالب تا غروب شمس ادامه پیدا میکند. چهبسا در بین این دو مقطع زمانی، لغزشهایی هم پیدا شود. هنگام غروب که شد، خدا از یادت نرود! فکر کن و اگر خطایی از تو سرزده است، با دعا آن را برطرف کن! دعا کن و از خدا بخواه که از تقصیرت بگذرد. بهترین دعا برای این منظور چیست؟ استغفار است.
خود را به خدا بسپار!
این یک مسیر است برای اینکه دعا در این زمانها را توجیه کنیم. اما مسائل زیادی در اینجا مطرح است. مثلاً اینکه معمولاً حوادثی در روابط اجتماعی، برای انسان پیش میآید که از این گرفتاریها راه نجاتی نیست. وقتی انسان وارد جامعه میشود، حوادث و اتفاقاتی برای او پیش میآید که تنها حافظ او، خدا است. این مورد، غیر از آن مسأله قبلی است. آنجا بحث وسوسههای شیطانی و تخلّف از احکام الهی و حرام و حلالهای شرعی بود؛ امّا اینجا بحث حوادث و اتفاقاتی است که در طول روز پیش میآید. از وقتی که بیرون میآیم تا زمانی که برمیگردم، ممکن است برایم هزار اتفاق بیفتد و شاید صبح که میآیم، اصلاً به شب نرسم و دیگر برنگردم. لذا همان اوّل صبح که میخواهی راه بیفتی، خودت را نسبت به این حوادث به خدا بسپار!
پیشگیری از هر نوع پیشآمد
اگر انسان بخواهد سراغ ابعاد گوناگون مسأله برود، میبیند یک بُعد و دو بُعد نیست. همه این حرفها حساب شده است. از اوّل طلوع شمس تا غروبش که معمولاً در این وقت، انسان به دنبال کسب درآمد به درون جامعه میآید، برای انسان مسائلی پیش میآید، چه از نظر وساوس شیطانی، چه از نظر حوادث طبیعی و روابط انسانی که حافظ و نگهداری جز خدا، برای انسان نیست.[6] دعا در این اوقات از پیشآمدها، آن هم هر نوع پیشآمدی، پیشگیری میکند. در یک جمله، دعا از پیشآمدهایی که در این مقطع زمانی برای من ممکن است پیش بیاید، چه معنوی و چه مادّی و طبیعی، پیشگیری میکند.
* نماز و دعا هنگام زوال
دسته دیگری از روایات است که «عند زوال الشمس»، یعنی ظهر را مطرح میکند. دو روایت هست که یکی از آنها روایتی از پیغمبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) است که فرمود: «إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ»؛ آنگاه که ظهر میشود، دربهای آسمان و دربهای بهشت باز میشود؛ «وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ»؛ و دعا مستجاب میشود؛ «فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عِنْدَ ذَلِکَ عَمَلٌ صَالِحٌ».[7] پس خوشا به حال آن کسی که در این وقت، کردار نیکی از او بالا رود. این را خوب دقت کنید! من بعداً میگویم که این روایت به چه چیزی اشاره دارد.
روایت دوم را هم میخوانم: «کَانَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ یُصَلِّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ هَذِهِ سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُحِبُّ أَنْ یَصْعَدَ لِی فِیهَا عَمَلٌ صَالِحٌ».[8] پیغمبراکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) وقتی که نزدیک ظهر میشد، چهار رکعت نماز میخواندند. چرا؟ میفرمودند چون این ساعت زمانی است که دربهای آسمان باز میشود و من دوست دارم کار نیکی از من در این ساعت بالا رود.
توجه به بُعد روحانی انسان
اینها اشاره به مطلب دیگری دارد. انسان صبح که راه افتاد و دنبال کار رفت، بحبوحه اشتغالات او به مادّیت چه وقت است؟ سر ظهر، وسط کار است که دیگر گرم کار شده است و تمام همّ و غمّش، رفته سراغ پول ـنعوذباللهـ؛ در همین وقت حواست را به عالَم بالا جلب میکند که تو آدم هستی و فقط یک بُعد نداری. تو موجودی چند بُعدی هستی. دائماً که نباید به دنبال احتیاجات جسمانیات باشی. سَری بالا کن و متوجه عالَمی شو که روزیات باید از آن عالَمِ برتر به تو برسد. چه خبر است که اینقدر به دنیا مشغول شدهای؟! رزق و روزی همین دنیایی که در آن غرق شدهای، از جای دیگر ـاز یک عالم برترـ میرسد. این هم باید از بالا برسد.
روزیها در آسمان است
من به یک آیه اشاره کنم و او این آیه شریفه است که در سوره ذاریات است: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُون».[9] روزی شما و آنچه که وعده داده شدهاید، در آسمان است. روزیهای شما در عالَم عِلوی ـیک عالم برترـ است، نه در این خاک. نه اینکه میخواهد بگوید در دنیا کار نکن و فقط دعا کن! میگوید تمام توجّهت را صرف دنیا نکن! بله، راجع به زمین هم داریم که: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ».[10] ولی پیغمبر میگوید، عمل صالح در این موقع، یعنی وقت زوال شمس به آسمان میرود. موقع نماز ظهر و عصر که حتّی خدا آن را واجب هم کرده است، به سراغ خدا برو!
* بین وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر
حتی در روایتی از از امام صادق (صلواتاللهعلیه) آمده است که: «الْوَقْتُ الَّذِی لَا یُرَدُّ فِیهِ الدُّعَاءُ هُوَ مَا بَیْنَ وَقْتِکُمْ فِی الظُّهْرِ إِلَى وَقْتِکُمْ فِی الْعَصْرِ».[11] وقت و ساعتی که دعا در آن رد نمیشود، ما بین وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر است. حضرت میفرماید در این ساعت سراغ او برو! گاهی اینطور است که در بین روز، وسط کار که انسان گرم کار است، ممکن است ـ نعوذباللهـ حوادث ناگواری برای او پیش بیاید که دیگر نتواند کارش را ادامه دهد و یا دُرُست فکر کند. گاهی به چهکنم، چهکنم میافتد. همان وسط روز و وسط کار که به چهکنم، چهکنم افتادهای، متوجّه این معنا باش که گرهگشا بالا است. به آنجا توجه کن!
نه سرمست مادیّات شو و نه دستپاچه!
من به این روایاتی که میخوانم دقت دارم.[12] همه میخواهد بگوید خودت را گم نکن! پیشآمد ناگواری اتفاق افتاده است؟ نترس! تو خدا داری! چرا دست و پایت را گم کردهای؟! سرت را بالا کن و از او بخواه! گرهگشای اصلی او است. نه از این طرف سرمست مادّیات شو و نه از آن طرف اگر حادثهای پیشآمد کرد، دست و پایت را گم کن!
در متن مادّیت به معنویت هم توجه کن!
نکته اساسی این است که بر اساس معارفمان اصلاً مادیّت ما، آمیخته به معنویّت است و معنویت هم، در مادّیت گسترده شده است. این جزء معارف ما است که اینها از هم جدا نیستند. خیال نکنی که مادّیت از معنویت جدا است! این خبرها نیست. این اشتباه است که فکر کنی معنویت در امور مادّی، راه ندارد و اینها از هم بیگانهاند. مادّیت ما آمیخته به معنویت است. این روایات دارد این حرفها را به ما میآموزد. اینها، دستوراتی است که از ناحیه بزرگان دین برای ما آمده است که در متن مادّیت به معنویت هم توجه کن. در متن مادّیتِ من معنویت است. لذا یک مؤمن هیچگاه در زندگیاش هراس ندارد و دست و پای خودش را گم نمیکند؛ و نه غافل میشود و سرمست که خدا را فراموش کند. این روایات دارد این را به ما درس میدهد.
[1]. بحارالأنوار 91 96
[2]. این که «سجده» یا «ظلالشان» یعنی چه؟ باید در تفسیر در مباحث تفسیری آنها را بررسی کرد. ولی ما الآن به دنبال این بحث نیستیم.
[3]. الکافی 2 522
[4]. الکافی 2 532
[5]. وسائلالشیعة 7 33
[6]. تکرار میکنم که هیچ منافاتی ندارد که این دو وقت، خودشان روی دعاها مؤثر باشند. حتی یک مجموعهای از معارف است که ما چه بسا، از بسیاری از آنها هم نمیتوانیم سر در بیآوریم و بحث ما هم آن نیست.
[7]. وسائلالشیعة 4 165
[8]. مستدرکالوسائل 3 67
[9]. سوره ذاریات، آیه 22
[10]. سوره یونس، آیه 31، سوره نمل، آیه 64 و سوره فاطر، آیه 3
[11]. بحارالأنوار 90 347
[12]. نگاه کنید؛ «تفتح ابواب الجنۀ» در ادامه عمل صالح را مطرح کرده بود «فطوبی لمن رفع عند ذلک عمل صالح» آن یکی هم قبلش داشت: «فتحت ابواب السماء» اینجا هم باز دارد: «تفتح فیها ابواب السماء» البته روایت دوم دیگر جنت نداشت. «و أحب أن یصعد لی فیها عمل صالح»