باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

# # دعا (رمضان 1389) - جلسه 18 (07/06/1389) - شب قدر # # ار

ویژه مراسم شب قدر (شب نوزدهم ماه مبارک رمضان)

مسجد جامع بازار تهران

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین

وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد که ماه مبارک رمضان، ماهی است که عبد کلام ربّش را بازگو می‏کند؛ یعنی ماهِ تلاوت قرآن است و ماهی است که عبد با ربّ خود سخن می‏گوید که از آن به دعا تعبیر می‏کنیم. دعا هم دو نوع مأثور و غیرمأثور دارد که دارای آداب و شرایطی است و ما بحثمان در گذشته مربوط به همین معنا بود. گفته شد عواملی هستند که بر روی دعا اثر می‏گذارند. یعنی هر چند که دعا خودش کاربرد دارد، ولی عواملی هستند که در سه رابطه بر روی دعا اثر می‏گذارند؛ اوّل تشدید مقتضی، دوم به فعلیت رساندن مقتضی، سوم تسریع در اجابت. اموری که در این سه رابطه بر روی دعا اثر می‏گذارد، یک بخش از آنها «اعمال» هستند، یک دسته «زمان‏ها» هستند و یک دسته هم «حالات» هستند. از آنجا که من نسبت به عامل اول که همان «اعمال» است، بحث کرده‏ام، فعلاً به آن‏ کاری ندارم؛ بحث من نسبت به زمان‏هایی بود که بر روی اجابت دعا اثر می‏گذارد؛ چه در شبانه‏روز، چه نسبت به روزِ خاص در ایام هفته.

سائل ماه مبارک، محروم نمی‏شود

یکی از زمان‏هایی که در این سه رابطه بر روی دعا اثر می‏گذارد، ماه مبارک رمضان است. یعنی این ماه و این زمان، روی اجابت دعا اثر می‏گذارد. ما در روایات بسیار این معنا را داریم که این زمان بر دعا مؤثّر است. مثلاً در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است که حضرت فرمودند: «ذِکْرُ اللهِ فِی رَمَضَانَ مَغْفُورٌ لَهُ وَ سَائِلُ اللهِ فِیهِ لَایَخِیبُ».[2] به‏یادآورنده خدا در این ماه آمرزیده است و سؤال کننده در این ماه، محروم نمی‏شود.

خداوند هر شب سه مرتبه صدا می‏زند...

در یک روایت دیگر آمده است که پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمودند: «یَقُولُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالَی فِی کُلِّ لَیْلَۀٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأعْطِیَهُ سُؤْلهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأغْفِرَ لَهُ».[3] خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان سه مرتبه این جملات را می‏فرماید: آیا درخواست کننده‏ای هست، تا من درخواستش را به او عطا کنم؟ آیا کسی هست که توبه کند، تا من توبه او را بپذیرم؟ آیا کسی هست که از من طلب آمرزش کند، تا من او را بیامرزم؟

درب‏های آسمان باز است...

ما در روایات متعدد داریم که از ناحیه خداوند تمام درب‏های عِلوی و سماوی باز است و حتی در روایتی چنین آمده است که در این ماه خداوند، دربانی برای خودش قرار نداده است. همه درب‏ها باز است و دربانی ندارد. «أتَاکُمْ رَمَضانُ شَهْرٌ مُبارَکٌ، فَرَضَ اللهُ عَلیْکُمْ صِیَامَهُ تُفْتَحُ فِیهِ أبْوَابَ السَّمَاءِ».[4] ماه رمضان به سوی شما آمده است و ماهی پر برکت است که خداوند روزه آن را بر شما واجب گردانیده و درب های آسمان در آن باز شده است.

اگر خدا توفیقی عنایت کند و حیاتی باقی باشد، من متناسب با سه شب قدر مطالبی را آماده کرده‏ام که هر شب یک مطلب را در ربط با دعا مطرح می‏کنم. من مجموعه‏ای از آیات و روایاتی که مرتبط با بحث است را به طور فهرست‏وار عرض می کنم.

شبِ تقدیرِ ارزاق، عمرها و نزول فرشتگان

ماه مبارک رمضان ماهی است که خودش بر روی دعای عبد اثر می‏گذارد و در این ماه هم، شب‏های قدر وجود دارد که در آنها به‏طور خاص و ویژه این تاثیرگذاری تشدید می‏شود. به این معنا که اثر گذاری آن‏ها بر روی دعا خیلی زیاد است؛ به نحوی که هیچ‏یک از زمان‏های سال، این اثر را بر روی «اجابت دعا» ندارد.[5]

از مجموعه روایات راجع به شب قدر که من به آنها مراجعه کرده‏ام، این به دست می‏آید که شب‏های قدر، شب‏هایی هستند که در آن ارزاق و عمرها و سایر امورِ خیر و شرّ سال آینده تقدیر می‏شود. شبی است که در هر سال، قرآن بر قلب مقدّس ولیّ‏الله‏الأعظم نازل می‌شود. شبی است که عبادت در آن، بهتر از عبادت هزار ماه است.[6] شبی است که فرشتگان نازل شده و پراکنده می‌شوند؛ به مجالس مؤمنین می‌روند ـ‏که امیدواریم إن‏شاءالله این مجلس ما هم محفوف به این فرشتگان باشدـ و بر آن‏ها سلام می‏کنند؛ یعنی به آن‏ها و دعاهایشان تا طلوع فجر ایمنی می‏بخشند.

شبِ سجده، نماز، تسبیح، تلاوت قرآن و دعا

شبی است که درب‏های آسمان‏ها در آن شب باز است و بر روی هیچ‏کس بسته نیست که من هم روایات آن را خوانده‌ام. شبی است که هر سجده در آن، اثرش این است که درختی در بهشت برای سجده کننده غَرس می‏شود. شبی است که هر رکعت نماز در آن شب، موجب می‏شود خانه‏ای در بهشت از یاقوت و زبرجد و لُؤلُؤ برای آن شخصی که نماز خوانده است، تهیه شود. به ازای هر آیه‏ای که تلاوت می‌شود، تاجی از تاج‏های بهشتی به قاری آن داده می‏شود. شبی است که هر تسبیح برای گوینده‌اش پرنده‌ و طائری در بهشت می‏شود. شبی است که هر چه در آن برای سال آینده تقدیر شود، تبدیل نمی‏شود مگر به مشیت حق تعالی. شبی است که دعای احدی در آن شب رد نمی‏شود.[7]

دعا برای تمامِ سال آینده

آنچه که مورد نظر همه ما است، که برای آن می‌آییم و در این مجلس شرکت می‌کنیم، این است که ما دل‏نگران سال آینده‌مان هستیم و در این لیالی قدر، می‌خواهیم از خدا تقاضا کنیم که سال آینده‏مان، چه از نظر معنوی چه از نظر مادی، از هر دو جهت برای ما سال خوبی باشد. فکر می‌کنم همه برای رفع گرفتاری‏های معنوی و مادّی‏مان، اینجا آمده‌ایم. بعید ‌می‌دانم که «غیرگرفتار» در این جلسات حضور داشته باشد. همین گرفتاری‌های ما است که موجب می‌شود ما به این مجالس رو بیاوریم و از این فرصت‌ها استفاده کنیم.

شبِ تقدیر امورِ سال آینده

من سال‏های گذشته مطلبی را تذکر می‌دادم و امسال هم این را عرض می‌کنم که بر اساس روایات، هر سه شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم، از لیالی قدر است. به حسب روایات، شب نوزدهم شبی است که در آن امور سال آینده تقدیر می‏شود که تقدیر یعنی اندازه‏گیری کردن؛ به این معنا که در این شب برای هر موجودی، از جمله انسان‏ها، تمام امورشان بررسی می‌شود. درباره شب بیست و یکم در روایات دو تعبیر آمده است؛ امام صادق(علیه‏السلام) فرمودند: «فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِیرُ»؛ یعنی در شب نوزدهم ماه مبارک، همه امور تقدیر می‌شود. «وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ الْقَضَاءُ».[8] و شب بیست و یکم ترسیم می‏شود. در بعضی از روایات «الإبرام» آمده است؛ یعنی در این شب تقدیرها ثبت و ضبط می‌شود. فرشتگان و کارگزاران عالم در شب نوزدهم همه امور را  بررسی می‏کنند و در شب بیست و یکم ثبت و ضبط می‏کنند و همه تقدیراتِ ثبت شده، در شب بیست و سوم امضا می‌شود. تعبیر بعضی از روایات نسبت به شب بیست و سوم «الإمضاء» است، یعنی این امور تقدیر شده، توشیح می‏شود و به امضاء ولیّ‏الله‏الأعظم می‏رسد.

دعا، مدعوّ و داعی

امشب مثل شب‌های گذشته، بحث من در مورد دعا است؛ من در نظر داشتم که در این سه شب یک بحث منُسجم، راجع به دعا داشته باشم. همان‏طور که گفته بودم، دعا صدا زدن است و وقتی که عبد ربّش را صدا می‏زند، از او یک درخواست و تقاضایی دارد. لذا در اینجا ما می‌بینیم که سه چیز وجود دارد؛ یکی «داعی» است؛ یعنی کسی که دعا می‌کند. دوم «دعا» است؛ یعنی همان چیزی که عبد تقاضا می‌کند. سوم «مدعوّ» است که همان خداوند است. در هر دعا و درخواستی همین‏طور است که درخواست‏کننده‌ای هست و درخواستی و درخواست‏شونده‏ای.

بررسی سابقه، پیش از درخواست

در این جلسه من می­خواهم راجع به داعی صحبت کنم؛ یعنی در مورد خودمان که آمده­ایم و می­خواهیم دعا کنیم. در اینجا با توجه به این روایاتی که می‏فرمایند شب نوزدهم شب بررسی است، ‌ما هم باید وضعیت خودمان را بررسی کنیم. من یک مثال ساده بزنم تا مطلب روشن شود. فرض کنید کسی که می­خواهد از دیگری تقاضایی کند؛ تقاضا شونده در ابتدای کار، پیش از آنکه حاجت او را برآورد چه کار می­کند؟ اوّل سوابق درخواست‏کننده را بررسی کرده و امور درخواست‏کننده را خوب مطالعه می­کنند که او چه سوابقی داشته است. در امور استخدامی، این مطلب خیلی روشن است که پیش از استخدام، اوّل به سوابق فرد رسیدگی می­کنند. لذا آدم پیش از آنکه درخواستی کند، باید بداند که وضعیّت او بررسی می­شود. سوابق بنده و شما را پیش می­کشند و امشب همه­اش را بررسی می­کنند.

چه رابطه­ای با او داشته­ای که الآن درخواست داری؟

از شما سؤال می­کنم؛ آیا ما خودمان می­توانیم بررسی کنیم که سال گذشته چه کار کرده­ایم؟ هرکسی از شما، خودش پیشِ خودش، منصفانه بگوید که سال گذشته چه کار کرده است؟ در ربط با آنکه می­خواهی از او تقاضا کنی، نه در ربط با دیگران، چه کار کرده­ای که الآن از او چیزی می­خواهی؟ در گذشته رابطه­ات با آن کسی که می‏خواهی از او تقاضا کنی، چه رابطه­ای بوده است؟ آیا می­توانید جواب بدهید؟ آیا جوابی دارید؟ بعید می­دانم یک نفر باشد که بگوید من می­توانم بگویم سال گذشته در ربط با خدا چه کرده­ام.

او از هیچ چیز غافل نبوده است!

این را هم بدان که طرف مقابلت که امور تو را بررسی می­کند کیست. او همانی است که «وَ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً إِلاَّ أَحْصاها».[9] هیچ کوچک و بزرگی نیست، مگر آن که به آن رسیدگی می­کند و به شمارش می‏آورد. من و تو آن قدر خطا کرده­ایم که چه بسا فراموش کرده و غفلت کرده باشیم؛ امّا خدا غفلت نکرده است. در آنجا غفلت راه ندارد. همه چیز نزد او ثبت و ضبط است. امشب، ‌ما با این وضع روبه‏رو هستیم. اوّل باید خودمان را و وضعمان را بررسی کنیم، بعد دعا کنیم.

امّا من می­گویم «من که رو ندارم کلمه­ای بگویم»؛ تعارف هم نداریم! من می­خواهم خیلی ساده و خودمانی صحبت کنم. الآن من چه کار کنم؟ من با سوابقی که در گذشته داشته­ام، رو ندارم چیزی از او بخواهم یا تقاضایی کنم. من که زبانم بسته می­شود و هیچ چیزی نمی­توانم بگویم. ما باید بنشینیم و فکر کنیم که چه باید بکنیم.

خودش گفته اگر بیایی، تو را رد نمی­کنم!

حالا ما که رو نداریم، پس چرا اینجا آمده­ایم و جمع شده­ایم؟ بحث در این است که چه چیز می­تواند زبان ما را به دعا باز کند؟ من به دو عامل اشاره می­کنم. یکی عاملِ «زمان» است. یعنی وقتی من می­نشینم و با خودم فکر می­کنم که من امشب با چه رویی درِ خانه­ خدا بروم، می­بینم خودِ او به من گفته است که اگر در این موقعیت بیایی تو را رد نمی­کنم. دلیل را از خودش می­گیرم. خودِ خدا گفته است که اگر در این موقعیت بیایی، من تو را رد نمی­کنم. در روایات آمده بود که در ماه رمضان و لیالی قدر، خدا کسی را رد نمی­کند. من چند روایت را نسبت به همین معنا خواندم. صحبت در این است که چون خودش گفته است بیا، من هم آمده­ام.

حال داعی؛ زاری، بیچارگی و سرافکندگی

حالا بحث اینجا است که اکنون که من به خاطر گفته او آمده­ام، با چه حالتی بیایم؟ زمان، اثر خودش را در دعا کردن و درخواست من گذاشت، امّا من چه حالتی باید داشته باشم؟ عامل دیگر «حالتِ داعی» است، یعنی حالت کسی که می­خواهد از خدا درخواست کند. من جملاتی را از ائمه اطهار (علیهم‏السلام) نقل می­کنم و بعد هم یک آیه از قرآن را می­خوانم. روایت از امام صادق (صلوات‏الله‏علیه) است که حضرت فرمود: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْأَلُکَ مَسْأَلَةَ الْمِسْکِینِ الْمُسْتَکِینِ».[10] حضرت در همان اوّل دعایش عرضه می­دارد: خدایا من از تو مانند یک فقیرِ بیچاره درخواست می­کنم. من از خدا درخواست می­کنم امّا می­دانی با چه حالتی؟ با حالت کسی که زمین­گیر شده است. إستکانه به معنای زمین­گیری است. خدایا زمین­گیر شده‏ام، درمانده‏ام، دیگر راه به جایی ندارم، من با این حال آمده‏ام. دیگر هیچ پناه و پناه‏گاهی جز تو ندارم که مشکلاتم را حل کند.

سرِ دلت پائین باشد!

امّا آیه شریفه قرآن چه می‏گوید؟ می‏فرماید: «أُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَة».[11] پروردگارت را بخوان، دعا کن، امّا با چه حالتی؟ با حالت تضرّع و زاری؛ بعد هم دارد «خُفیَةً» یعنی نهانی. خدا بهتر آگاه است که در دلِ تو چه حالتی است. آیا سرِ دل تو رو به پائین است یا نه؟ شرمنده هستی یا نه؟ آن خواری و خاکساری در قلب تو هست یا نه؟ علی (علیه‏السلام) فرمود: «نِعمَ عونُ الدُّعاءِ الخُشُوعِ».[12] حالت خشوع برای دعا، نیکو یاوری است.

هرچه کردی نشد؟! حالا بیا!

امشب باید با این حالت به درِ خانه خدا برویم؛ یعنی باید سربه‏زیر باشیم. در این لیالی قدر ما باید با این حالت پیش خدا برویم. خدایا ما درمانده­ایم؛ سال گذشته به هر وسیله­ای که به ذهنمان می­رسید برای رفع مشکلاتمان متوسل شدیم، امّا نتوانستیم؛ هر چه تدبیر کردیم کاری از پیش نبردیم؛ حالا جمع شده­ایم و به سراغ تو آمدیم که کلید گشایش تمام گرفتاری­ها به دست قدرت تو است. خدا به ما وعده کرده است که بیا، من جوابت را می­دهم. در آن روایت بود که خدا امشب می­گوید: «هَل مِن سائلٍِ»؛ آیا کسی هست که از من بخواهد، تا من به او بدهم؟ خودش اجازه داده است که بیاییم و با خواری و خاکساری از او درخواست کنیم. بد کرده­ای؟ بیا و توبه کن! «هَل مِن تائبٍ فأتوبَ عَلیه»؛ من توبه­ات را قبول می­کنم. «هَل مِن مُستغفِر»؛ آیا کسی هست که بیاید از من پوزش بطلبد تا من او را بیامرزم؟

با «شفیع و وسیله» بیا!

بله، یک عامل دیگر هم ما داریم و در این شُبهه­ای نیست و آن عامل، این است که خودِ خدا گفته است حالا که سابقه­ات خراب است و رویَت نمی­شود پیش من بیایی، حالا که شرمنده هستی، بیا یک کاری کن؛ «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ».[13] آن کسی که پیش من آبرو دارد را همراه خودت بیاور. ما هم همین­طور هستیم که اگر یک کاری داشته باشیم و به کسی که از او درخواست داریم بد کرده باشیم و رو نداشته­ باشیم که پیش او برویم، پیش یک آبرو­مند می­رویم و می­گوییم تو بیا و دست ما را بگیر تا نزد او برویم! بیا و این مشکل ما را تو حل کن! بهترین وسیله برای پیش خدا رفتن، علی(علیه‏السلام) است.

ذکر توسل به امیر المؤمنین (علیه‏السلام)

التماس دعا دارم؛ در روایت دارد علی (علیه‏السلام) در این شب­های ماه مبارک رمضان، هرشب به منزل یکی از فرزندانش می­رفت. شب نوزدهم منزل امّ­کلثوم بود. روایت را امّ­کلثوم نقل می­کند. می­گوید پدر آمد، اذان مغرب به نماز ایستاد. من برای او افطار مُهیّا کردم. در یک طَبَق، دو قرص نان جو گذاشتم، یک کاسه شیر و یک مقداری هم نمک سوده. پدر نمازش تمام شد، نگاهی به این طَبَق کرد و شروع کرد های‏های گریه کردن. رو کرد به من گفت ای دختر، تو برای من دو خُورِشت مُهیّا کرده­ای؟ تو مگر نمی­دانی که من از پسر عمویم، پیغمبر اکرم متابعت می‏کنم؟ ای دختر، بِدان که هر کس در دنیا خوراک و پوشاکش نیکوتر باشد، در قیامت ایستادنش نزد خداوند بیشتر است. ای دختر، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است... شروع کرد به نصیحت کردن. بعد هم گفت  به خدا قسم اگر یکی از این خُورشت­ها را بر نداری، من افطار نمی­کنم.

امّ­کلثوم می­گوید من کاسه شیر را برداشتم. پدرم چند لقمه نان جو با نمک سوده تناول کرد و سپس حمد و ثنای الهی را به جا آورد. دوباره به نماز ایستاد و شروع کرد به رکوع و سجود. امّا دیدم از بیت خارج شد و به صحن خانه آمد. سرش را به سمت آسمان بلند می­کرد و به اطراف آسمان نگاه می­کرد. این جملات را می‏گفت : «وَ اللَّهِ مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِبْتُ وَ إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی وُعِدْتُ». به خدا قسم دروغ نمی­گویم و به من دروغ گفته نشده است؛ امشب همان شبی است که به من وعده کرده‏اند. گاهی هم می­گفت :‌ «اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ»؛ خدایا! مرگ را بر علی مبارک فرما.

هنگام سحر شد؛ پدر به سوی مسجد حرکت کرد. وارد صحن خانه شد. پرندگان دور او را گرفتند؛ زبان حالشان این است که علی کجا می‏روی؟ امّ‏کلثوم می‏گوید ما آمدیم پرنده‏ها را دور کنیم، پدر فرمود: «دَعُوهُنَّ»، اینها را رها کنید، «فَإِنَّهُنَّ نَوَائِحُ»، این شیون­ها و صیحه­ها بعدش گریه­ها دارد. آمد به درب خانه رسید. قلّاب درب خانه، به کمربند علی گیر کرد؛ کمربند باز شد؛ جمادات هم اظهار محبت می­کنند و زبان حالشان این است که علی کجا می‏خواهی بروی؟

رفت وارد مسجد کوفه شد. چند رکعت نماز خواند. بالای مسجد رفت که اذان بگوید، چشمش به افق افتاد؛ خطاب به افق کرد که نَشُد ای سپیده­دم تو بدمی و چشم علی خواب باشد. اذان گفت و پائین آمد. وارد مسجد شد. خفتگان را بیدار کرد. به آن ملعون ازل و ابد رسید که به رو خوابیده بود؛ به او سفارش کرد که چگونه بخواب. بعد به او فرمود قصدی به خاطر داری که از آن می­خواهد آسمان­ها فرو ریزد، زمین چاک شود، کوهساران نگون گردند. به خدا قسم اگر بخواهم بگویم چه در زیر جامه داری می­توانم به تو بگویم...

وارد محراب شد، به نماز ایستاد؛ نمی­گویم چه شد؛ فقط یک جمله می­گویم که منادی ندا داد: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِیُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ»[14]....

 

 


 


[1]. بحارالأنوار     91     96 

[2] . کنز العماال     8     464

[3] . بحارالانوار         93         337

[4] . جامع الاصول     9          258

[5] . و البته اثر این شب‌ها، تنها بر روی دعا نیست.

[6] . توجه داشته باشید که اینها همه برگرفته از آیات و روایات ما است.

[7] . البته چند استثنا هم دارد؛ کسی که عاقّ والدین است، قاطع رحم است، شارب خمر است یا عداوت و کینه مؤمنی را در دل دارد، دعایش مستجاب نمی‌شود.

[8] . وسائل الشیعه    10     357

[9] . سوره کهف، آیه             49

[10]. بحار الأنوار   87     87

[11]. سوره اعراف، آیه 55

[12]. غررالحکم 193

[13]. سوره مائده، آیه 35

[14]. بحارالأنوار 42    280

 

# # دعا (رمضان 1389) - جلسه 17 (06/06/1389) # # ارسال به د

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین

وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ».[1]

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام ربّ، یعنی «قرائت قرآن» و ماه سخن گفتن عبد با ربّ، یعنی «دعا کردن» است. دعا هم بر دو گونه است؛ مأثور و غیرمأثور که دارای آداب و شرایطی است. در جلسات گذشته هم گفته شد که بعضی از امور بر دعا مؤثر هستند. یعنی دعا خودش قطعاً کارآیی دارد، امّا بر طبق آنچه که در معارف ما وارد شده است، اموری هستند که روی دعا اثر می‏گذارند و تأثیرشان به سه نحو است؛ به این نحو که یا تشدید مقتضی می‏کنند، یا مقتضی را به فعلیت می‏رسانند، یا اینکه تسریع در اجابت می‏کنند. این‏ها بحث‏هایی است که در جلسات گذشته داشتیم.

ادامه بحث تأثیر نماز بر دعا

دعا در نماز عشاء

بحث ما به اموری رسید که بر اجابت دعاء مؤثرند. جلسه گذشته من یک دسته از اعمال و یک سری زمان‏هایی را که بر دعا مؤثرند، مطرح کردم. بحث ما به اینجا رسید که در باب اعمالِ مؤثر، ما می‏بینیم که در روایات مسأله نمازهای پنج‏گانه مطرح شده و تصویراتی هم برای دعا کردن به هنگام نماز، قبل و بعد و در بین آن وجود دارد که من آنها را در جلسه گذشته عرض کردم. روایاتی راجع به نمازهای صبح و ظهر و مغرب خواندم و الآن روایتی راجع به نماز عشاء می‏خوانم که بحث از نظر روایات مرتبط با نمازها تکمیل شده باشد.

ما در یک روایت داریم که پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود: «مَنْ کَانَ طَالِباً إلَى اللهِ حَاجَةً فِی أمْرِ دُنیَاهُ وَ آخِرَتِهِ فَلْیَطْلُبْهَا فِی الْعِشَاءِ الآخِرَةِ فَإنَّهَا صَلاةٌ لَمْ یُصَلِّهَا أحَدٌ مِنَ الأمَمِ قَبْلَکُمْ».[2] اگر کسی حاجتی دارد، چه دنیوی و چه اخروی، آن را در نماز عشای آخر یعنی همین نماز عشایی که ما داریم، از خداوند بخواهد که این نماز عشا را امت‏های گذشته نداشته‏اند. من این روایت را برای  تکمیل مباحث گذشته خواندم.

دعای مستجاب بعد از نماز واجب

روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) است که حضرت فرمود: «إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ فِی أَحَبِّ الْأَوْقَاتِ إِلَیْهِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ حَوَائِجَکُمْ عَقِیبَ فَرَائِضِکُم‏».[3] همانا خداوند نمازها را در دوست داشتنی‏ترین ساعات بر شما واجب گردانیده است؛ پس بعد از نمازهای واجب، حاجاتتان را از خدا بخواهید. در اینجا بحث دعای بعد از نماز و تعقیب را مطرح فرموده است. حالا من روی این نکته، نظر دارم و بحث خواهم کرد.

چند روایت با یک مضمون است؛ هم از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏و‏سلّم) و هم از امام صادق (علیه‏السلام) روایاتی داریم که من یکی از آنها را می‏خوانم: «مَنْ أَدَّى لِلَّهِ مَکْتُوبَةً فَلَهُ فِی أَثَرِهَا دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ».[4] هر کس نماز واجبی را به‏جا آورد، در پی او دعای مستجابی دارد. در یک روایت دیگر دارد: «قِیلَ لِرَسُولِ اللهِ أیُّ الدُّعَاءِ أسْمَعُ؟ قَالَ جَوفَ اللَّیلِ الآخِرِ وَ دُبُرَ الصَّلَوَاتِ المَکتُوبَةِ».[5] از حضرت سؤال کردند کدام دعا زودتر به اجابت می‏رسد؟ مراد از «أسمع» شاید این باشد که کدام دعا زودتر مستجاب می‏شود. حضرت در پاسخ فرمودند که از نظر زمانی، دعا در آخر شب و از نظر عملی، دعا بعد از نمازهای واجب.

تأثیر دعا بر نماز

مطالبی که تا اینجا گفتیم همه نسبت به اثرگذاری نماز بر روی دعا بود. حالا می‏خواهم یک چیز تازه عرض کنم و آن عکس این مطلبی است که مطرح کردم و شاید شما هم این را نشنیده باشید؛ اثر گذاری دعا بر روی نماز. می‏خواهم اهمیّت دعا را عرض کنم. همه این مطالب تا اینجا این بود که انسان وقتی نماز می‏خواند، قبل و وسط و بعد از نماز، این بر روی دعای او تأثیر می‏گذارد و کاربرد دعا را زیاد می‏کند. روایاتی داشتیم که این‏ها روی دعا، اثر می‏گذارد و کاربرد دعا را بالا می‏برد. امّا از این طرف هم داریم که دعا روی نماز اثر می‏گذارد. این یعنی چه؟ یعنی روی قبولی نماز تأثیر دارد.

در روایتی از امام صادق (علیه‏السلام) آمده است که: «قَالَ کَانَ أَبِی یَقُولُ»؛ حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر(علیه‏السلام) نقل می‏فرمایند که ایشان در ذیل این آیه: «فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلى‏ رَبِّکَ فَارْغَبْ ‏» می‏فرمود: «إِذَا قَضَیْتَ الصَّلَاةَ بَعْدَ أَنْ تُسَلِّمَ»، بعد از اینکه نمازت را خواندی و سلام دادی، «وَ أَنْتَ جَالِسٌ»، در حالی که نشسته‏ای و هنوز بلند نشده‏ای، «فَانْصَبْ فِی الدُّعَاءِ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ در دعا کردن برای امور دنیا و آخرتت بکوش! «فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ الدُّعَاءِ فَارْغَبْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَتَقَبَّلَهَا مِنْک».[6] و وقتی که از دعا فارغ شدی، مُلتمسانه از خدا بخواه که نمازت را از تو بپذیرد! عَجَب! پس این دعای بعد از نماز، باعث می‏شود که خدا نمازت را قبول کند. توجه داشته باشید که ضمیرِ «هَا» در «أَنْ یَتَقَبَّلَهَا» به «الصَّلَاة» برمی‏گردد؛ یعنی اثر دعا بر نماز را مطرح فرموده‏اند.

نمازش را به صورتش بزنید!

حالا این روایت لحن نرمی داشت؛ امّا روایتی داریم که نسبت به کسانی که نماز می‏خوانند، ولی بعد از آن دعا نمی‏کنند، لحن تندی دارد. «رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ أَنَّهُ قَالَ إِذَا فَرَغَ الْعَبْدُ مِنَ الصَّلَاةِ وَ لَمْ یَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَةً یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ» پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏و‏سلّم) فرمود آنگاه که بنده از نماز فارغ می‏شود و حاجتی از خدا نمی‏خواهد، خدا به فرشته‏هایش می‏گوید: «اُنْظُرُوا إِلَى عَبْدِی»؛ به این بنده من نگاه کنید! «فَقَدْ أَدَّى فَرِیضَتِی»، نماز واجبش را خواند، «وَ لَمْ یَسْأَلْ حَاجَتَهُ مِنِّی»؛ امّا از من درخواستی نکرد؛ «کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنَى عَنِّی»؛ مثل اینکه او خودش را از من بی‏نیاز می‏داند که چیزی از من نمی‏خواهد. چون اگر خودش را نیازمند می‏دیدید، الآن که به حسب ظاهر، بالاترین عملی را که عبودیّت و بندگی در آن جلوه می‏کند ـ‏یعنی نماز‏ـ را به جا آورده است، از من درخواست می‏کرد. «کَأَنَّهُ قَدِ اسْتَغْنَى عَنِّی»؛ مثل اینکه خودش را از من بی‏نیاز می‏بیند. «خُذُوا صَلَاتَهُ»، نمازش را بگیرید، «فَاضْرِبُوا بِهَا وَجْهَهُ».[7] نمازش را به صورتش بزنید! این کنایه از عدم قبولی نماز است. خدا می‏گوید این نماز خواندنت را من نمی‏پذیرم.[8]

دعا یا نماز مستحبی؟

در سنوات گذشته، من یک بحث کلّی را مطرح کردم که خودش یک بحث مستقل است و آن اینکه در مقایسه بین دعا و نماز مستحب، از نظر فضیلت و محبوبیّت عندالله‏تعالی، کدام‏یک أفضل است؟ دعا کنم یا نماز مستحبی بخوانم؟ کدام را خدا بیشتر دوست دارد؟[9] در آنجا من عرض کردم که دعا أفضل است. حالا من در این رابطه که نماز مستحبی بخوانم یا دعا کنم، فقط یک روایت می‏خوانم که اشاره کرده باشم و رد می‏شوم. روایت از امام باقر(علیه‏السلام) است که: «الدُّعَاءُ بَعْدَ الْفَرِیضَةِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ تَنَفُّلاً».[10] دعای بعد از نماز واجب بهتر از نماز مستحبی است. روایت «نصّ» است و دیگر هیچ احتمال مخالفی در آن مطرح نیست. این روایت اشاره به دعای بعد از نماز دارد.

نماز کال و ناقص 

 ما حتی درباره «دعای بین نماز» هم روایت داریم که نمازی که وسطش دعا نباشد «ناقص» یا «کال و نارَس» است. میوه باید رسیده باشد تا قابل أکل شود. نماز هم باید قابل پذیرش باشد، تا به کار آید. روایتی است از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏و‏سلّم) که حضرت فرمودند: «کُلُّ صَلاۀٍ لایُدْعَی فِیهَا لِلمُؤمِنِینَ وَ المُؤمِناتِ فَهِیَ خِدَاجٌ».[11] نماز بدون دعا برای مؤمنین و مؤمنات ناقص و نارَس است.

می‏خواستم این را عرض کنم که آنچه ما در مجموعه دَه‏ها روایت در باب دعا هنگام نماز داریم، این است که قبل از نماز، در نماز و بعد از نماز ـ‏به‏خصوص نمازهای واجب‏ـ دعا کردن وارد شده و این دعا هم بر نماز اثر می‏گذارد و هم نماز بر روی آن اثر دارد. این دو بر روی یکدیگر اثر متقابل دارند و هم نماز روی دعا اثر می‏گذارد که یا مقتضی‏اش را تشدید می‏کند، یا آن را به فعلیت می‏رساند و یا تسریع در اجابت می‏کند؛ و هم دعا روی نماز اثر می‏گذارد و باعث می‏شود نمازت قبول شود و به نمازت مقبولیّت می‏دهد. من مطالب و مجموعه روایاتی که در این باب داریم را خلاصه کردم. این‏ها همه، اهمیت دعا را می‏رساند که من دیگر نمی‏خواهم وارد شوم؛ چون قبلاً این موضوع را بحث کرده بودم، می‏گذرم.

تأثیر قرآن بر دعا

عامل دیگری که باز به عنوان عامل اثرگذار بر روی دعا مطرح است، مسأله قرائت قرآن است. من این را که می‏گویم به‏خاطر ایّام ماه مبارک رمضان است و می‏خواهم یک‏مقدار به شما راه‏کار بدهم و مقیّد هم هستم که بحث‏هایم به گونه‏ای باشد که کارآیی داشته باشد. ما دو دسته روایت داریم که من آن را خلاصه می‏کنم. در یک دسته از روایات این‏طور آمده که بعد از ختم قرآن، دعا مستجاب است. انسان اگر یک بار قرآن را ختم کند و بعد از آن دعا کند، دعایش مستجاب است. این‏ها یک دسته از روایاتند. یک دسته دیگر از روایات را داریم که می‏فرماید یک ختم قرآن لازم نیست، بلکه صد آیه از هر کجای قرآن که بخوانی و بعد از آن دعا کنی، این دعایت مستجاب است. البته این‏ها هیچ‏کدام با هم منافات ندارد. من حالا به عنوان نمونه به بعضی از این روایات اشاره می‏کنم.

دعا بعد از ختم قرآن

یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏و‏سلّم) است که حضرت فرمودند: «مَنْ خَتَمَ القُرآنَ فَلَهُ دَعْوَۀٌ مُسْتَجَابَۀٌ».[12] هر کسی که قرآن را ختم کند، دعای او پس از تلاوت قرآن مستجاب است. یک تعبیر دیگر به همین مضمون است که: «إنّ لِصاحِبِ القُرْآنِ عِنْدَ کلِّ خَتمَةٍ دَعْوَةً مُسْتَجابَةً».[13] برای هر صاحب قرآنی، در هر بار ختم کردن قرآن، یک دعای مستجاب هست.

دعا بعد از تلاوت صد آیه

دسته دوم روایات را که گفتم، مربوط به «صد آیه خواندن» است. عبدالله بن‏مسعود ایستاده بود و داشت نماز می‏خواند. پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏و‏آله‏و‏سلّم) هم آنجا تشریف داشتند. عبدالله بن‏مسعود در نمازش سوره نساء را می‏خواند؛ تا به آیه صَدُم رسید، پیغمبر وسط نماز به او رو کرد و فرمود زود حاجتت را بخواه! «کَانَ عَبدُاللهِ بنِ‏مَسعُودِ قَائِماً یُصَلِّی فَلَمَّا بَلَغَ المِأۀَ مِنَ النِّسَاءِ قَالَ لَهُ النَّبِیُّ سَلْ تُعْطَ». درخواست کن که الآن به تو می‏دهند.

یک روایت از علی (علیه‏السلام) داریم که حضرت فرمود: «مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آیَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ أَیِّ الْقُرْآنِ شَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ»؛ هر کس صد آیه از قرآن را بخواند از هر کجای قرآن، هر سوره‏ای و هر جزئی که باشد و بعد از آن هفت مرتبه بگوید «یا الله»، «فَلَوْ دَعَا عَلَى الصَّخْرَةِ لَقَلَعَهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[14] اگر دعا کند، در صورتی که خدا بخواهد، کوه را از جا خواهد کَند. یعنی اگر نفرین کند، به خواست خدا کوه را از جا می‏کَند.[15] یعنی این دعا این قدر بُرد دارد. حالا من بحث را خلاصه کردم؛ چون فقط می‏خواستم یک تذکّر بدهم.

لااقل سوداگر باشید!

عرض کردم که ماه مبارک رمضان، هم ماه تلاوت قرآن و بازگو کردن کلام ربّ است و هم ماه سخن گفتن عبد با ربّ است؛ آن هم این همه آثار بر آن مترتّب است که ما هم مفصّل این‏ها را بحث کردیم. می‏خواهم این‏ها را با هم تلفیق کنم. قرآن که می‏خوانید حواستان جمع باشد. لااقل سوداگر باشید! البته این «لااقل» است که می‏گویم. لااقل سوداگر باشید! لااقل حسابگر باشید! از فرصت‏هایتان استفاده کنید! هم از فرصت زمانی بهره بگیرید که این فرصت عبارت از ماه مبارک رمضان است و ما بعداً وارد بحث خاص آن می‏شویم؛ هم از فرصت‏هایی که از ناحیه اعمال به دست شما می‏رسد، برای اینکه دعاهایتان به اجابت برسد، از این فرصت ها استفاده کنید. چه از نمازهای واجب، چه از قرآن‏هایی که می‏خوانید، از همه این فرصت‏ها کمال بهره‏برداری را بکنید. من می‏خواستم این را توصیه کنم که دعا کنید؛ به‏خصوص برای دیگران که اگر برای غیر دعا کنید، نفعش برای شما بیشتر است، إن‏شاءالله!

ذکر مصیبت عصر روز یازدهم محرّم

امّا بروم سراغ توسّلم؛ ما در توسّلاتمان به حسین (علیه‏السلام) همین‏طور گام‏به‏گام کشیده شدیم به روز عاشورا که با آن حوادث سخت و ناگوارش گذشت؛ امّا خدا می‏داند چه گذشت! این‏طور که من در مقاتل و روایات دیده‏ام، عمرسعد (لعنة‏الله‏علیه)، آن اجساد کثیف لشکریانش را دفن کرد. امّا این پیکرهای مقدّس و مطهّر را روی زمین گذاشت. تا عصر روز یازدهم هم آنجا بودند و بعد دستور داد که حرکت کنند. خاندان حسین (علیه‏السلام) را به اسارت گرفته بود. مَرکب‏های بی‏جهازی را آوردند که این‏ها را سوار کنند. سوار شدن بر مَرکب‏های بدون مَحمِل خیلی مشکل است. این‏طور که نقل می‏کنند، حضرت زینب (سلام‏الله‏علیها) خودش متکفّل شد که این بی‏بی‏ها و کودکان را سوار کند.

امّا من یک مطلبی را نقل کنم؛ شما می‏دانید، روزی که زینب (سلام‏الله‏علیها) از مکّه خواست حرکت کند، چگونه حرکت کرد آمد؟ حالا مقایسه کنید، روز یازدهم چگونه می‏خواهد برود؟ در آنجا می‏نویسند وقتی حسین(علیه‏السلام) تصمیم گرفت که حرکت کند، آن کجاوه‏ها و آن مَحمِل‏ها را آماده کردند؛ اصحاب و خیلی افراد دیگر آمده بودند و صف کشیده بودند. همه کاروان آمدند و سوار شدند. در این هنگام زینب(سلام‏الله‏علیها) خواست بیاید و سوار شود. ببینید دختر علی چگونه سوار شد؛ در تاریخ می‏نویسند ابوالفضل(علیه‏السلام) میان جمعیت آمد و گفت: «غَضُّوا أبْصَارَکُمْ»؛ چشم‏ها را ببندید! «وَارتَعُوا رُؤُوسَکُمْ»؛ سرها را پایین بیندازید! او عصمةُ‏الله است. زینب (سلام‏الله‏علیها) آمد؛ قاسم دوید یک کرسی آورد و پای مَحمل گذاشت؛ علی‏اکبر آمد این پرده مَحمل را بالا زد؛ ابوالفضل آمد زانویش را خم کرد که خواهر پایش را روی زانوی او بگذارد و بالا برود. حسین(علیه‏السلام) هم زیر بغل‏های زینب(سلام‏الله‏علیها) را گرفت و او را سوار کرد.

این سوار شدن زینب در مکه بود، امّا حالا که از کربلا می‏خواهد برود، ببینید چه وضعی است؛ خدا می‏داند چگونه این بی‏بی‏هاو بچه‏ها را سوار کرد. نگذاشت کسی به آنها دست بزند. خوب، حالا نوبت خودش شده است. خودش چگونه سوار شود؟ نمی‏دانم چگونه سوار شد، امّا چشمش افتاد به چهره برادرزاده‏اش، زین‏العابدین(علیه‏السلام) یک نگاه کرد، دید او دارد قالب تهی می‏کند. گفت: «مَا لِی أَرَاکَ تَجُودُ بِنَفْسِک‏».[16] چه شده برادرزاده؟ چرا با جانت داری بازی می‏کنی؟ زین‏العابدین(علیه‏السلام) گفت مگر نمی‏بینی پیکر حجت خدا روی زمین...؟


 


[1]. بحارالأنوار     91     96 

[2]. کنز العمال    2     109

[3]. بحارالأنوار     82     324

[4]. بحارالأنوار     90     347

[5]. شرح ریاض الصالحین     1     1723

[6]. وسائل‏الشیعة     6     431

[7]. مستدرک‏الوسائل     5     29

[8]. یک وقت اشتباه نکنید! بطلان نماز مطرح نیست؛ بلکه کنایه از عدم قبولی نماز دارد.

[9]. من حالا دقیقاً یادم نیست که چه زمانی این بحث را کردم. چون سال چهارم من است که دارم درباره دعا بحث می‏کنم. این را گفته‏ام و بحث کرده‏ام و بحث نسبتاً مفصلی بود. یکی از موضوعات بحث من در گذشته همین بود.

[10]. الکافی     3     342

[11]. کنز العمال     2     109

[12]. الدر المنثور     10     406

[13]. جامع الاحادیث(عامه)     9     153

[14]. وسائل‏الشیعة     7     65

[15]. حضرت تعبیر فرمودند به «دعا علیه»؛ این نحو دعا را تعبیر به «نفرین» می‏کنند. من یک وقت در مباحث اخلاقی این‏ها را بحث کرده‏ام؛ امّا اینجا جای آن بحث‏ها نیست.

[16]. بحارالأنوار     28     55

 

# # دعا (رمضان 1389) - جلسه 16 (05/06/1389) # # ارسال به دی

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به ماه مبارک رمضان بود که عرض کردم این ماه، ماهی است که عبد قرآن را که کلام رب است، بازگو می‏کند و ماه دعا یعنی سخن گفتن عبد با ربّ است که آن هم دارای آداب و شرایطی است. دو نوع دعا داریم: ادعیه مأثوره و غیرمأثوره و بحث ما در ادعیه غیرمأثوره بود. این مسأله را مطرح کردیم که دعا به خودی خود مؤثر است، اما عواملی وجود دارند که بر روی اجابت دعا تأثیرگذار هستند؛ هم برخی از اعمال موثر را مطرح کردیم، از قبیل روزه، وضو، نماز و ... هم زمان‏هایی را در باب شبانه‏روز بحث کردیم و بعد هم در بین ایام هفته روز خاص و شب خاص را گفتیم.

تأثیر «زمان نماز» و «عمل آن»

حالا یک بحثی در دعا مطرح است که ما در روایاتمان داریم و من این‏ها را به دو دسته تقسیم می‏کنم. با بررسی ای روایات می‏بینیم که در این‏ها چند احتمال مطرح است. یکی اینکه احتمال دارد در این روایات «زمانِ خاص» برای اینکه در اجابت دعا مؤثر است، هدف‏گیری شده باشد، یا «عملِ خاص» و یا هر دوی اینها که من این‏ها را توضیح خواهم داد.

در یک روایتی است از پیغمبر اکرم دارد، حضرت فرمود: «إذا أُذِّنَ بالأذان فُتحَتْ أبوابُ السَّماءِ واستُجیبَ الدُّعاءُ» آنگاه که اذان گفته می‏شود درب‏های آسمان، باز می‏شود و دعا به اجابت می‏رسد.

احتمالات سه‏گانه

در اینجا من سه تا احتمال را مطرح می‏کنم؛ یک، این که ممکن است نظر روایت، به عامل زمان باشد. یعنی می‏خواهد عامل زمان را مطرح کند. اذان در زمانی گفته می‏شود که مردم باید نمازهای فریضه را انجام دهند و اوقات فرائض هم، اوقات خاصی است. یعنی زمانی که انسان می‏خواهد نمازهای واجب را بخواند، با اذان اعلام می‏شود که وقت خواندن نمازها فرا رسیده است. و وقت نمازها هم مشخص است؛ طلوع فجر، زوال شمس، مابین ظهر و عصر و هنگام غروب. در جلسات گذشته همه این‏ها را تقریباً بررسی کردیم؛ هم طلوع فجر را گفتیم، هم زوال شمس را. ممکن است که این مطلب مورد نظر روایات باشد که آنچه به عنوان عامل تأثیرگذار مطرح است، عامل زمان ـ این زمان‏ها ـ باشد.

احتمال دیگر این است «نفس عمل اذان» در اجابت دعا مؤثر باشد. همانگونه که در باب روزه و وضو و دیگر اعمال قربی و خیرات گفتیم که اینها روی دعا مؤثر است، ممکن است اذان گفتن هم ـ خودش ـ مؤثر باشد. این هم احتمال دوم؛ اما احتمال سوم این است که هر دوی این‏ها، این مجموعه «زمان و عمل» بر روی دعا مؤثر باشد. هیچ مشکلی هم پیش نمی‏آید که مسأله اینطور باشد. چون ما در روایات دیدیم که هم بر روی زمان تأکید شده است و هم بر روی عمل.[2]

فرار شیطان از صدای اذان

روایت دوم دوباره از پیغمبر اکرم است که: «قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): إذا نُودِیَ بِالصَّلَوۀِ أدْبَرَ الشَّیطانُ فِی مَا بَیْنَ الزَّوحَاءِ حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ وَ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أبْوَابُ الجَنَانِ وَ أُستُجیبَ الدُّعَاءُ»[3] حضرت فرمود: وقتی که صدا به نماز بلند می‏شود ـ که این ندای به نماز، همان اذان است ـ شیطان از آن شخص فرار می‏کند و فاصله می‏گیرد، فاصلش هم تا «زوحاء» است؛ یک محلی بین مکه و مدینه است و فاصله‏اش هم ده‏ها کیلومتر است، تا صوت اذان را نشنود، «حَتَّی لایَسْمَعَ صَوتَ التَّأذینِ». بعد حضرت فرمودند: در این هنگام درب‏های آسمان و بهشت باز می‏شود و دعا هم مستجاب است.

باز شدن درب‏های آسمان هنگام اذان

روایت دیگر، « إذَا کَانَ عِنْدَ الأذَانِ فُتِحَتْ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اُسْتُجِیبَ الدَّعَاءُ وَ إذَا کَانَ عِنْدَ الإقَامَۀِ لَمْ تُرَدْ دَعْوَۀً»[4] دارد پیغمبر اکرم فرمود: هنگام اذان که می‏شود همان تعبیر، درب‏های آسمان باز می‏شود، دعا مستجاب. و «عند الإقامۀ» دعا رد نمی‏شود، اینجا اقامه اضافه شد. من یک نکته‏ای است البته این نکته ادبی است می‏گویم برای آن کسانی که اهلش هستند. این دو روایت چون درش إذای زمانیه به کار رفته چه بسا ظهورش در زمان بیشتر باشد، «إذا کان» هر دوتای آنها، آنجا هم «إذا نودی» تعبیر شده است.

روایت دیگر، از پیغمبر اکرم است که فردی از ایشان سؤال کرد: «إنّ رجُلاً قالَ: یَا رَسُولُ اللهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سلَّم): إنَّ المُؤذِّنِینَ یَفضُلُونَا؟» آیا کسانی که اذان می‏گویند، بر ما برتری دارند؟ حضرت فرمودند «فَقَالَ رَسُولُ اللهِ قُل کَمَا یَقُولُونَ» تو هم همان چیزهایی که آن‏ها می‏گویند را بگو! اذان را حکایت کن! « فَإذَا انْتَهَیْتَ فَسْئَلْ تُعْطَهَا»[5] وقتی که تمام شد از خدا درخواست کن که به تو عطا می‏کند. این روایت، خودِ اذان را مؤثر دانسته است. بحث، بحث زمان نیست بلکه عملِ اذان گفتن مطرح است. در آخر بحث من می‏خواهم جمع‏بندی کرده و بعد هم یک توصیه کنم.

دعای بین اذان و اقامه رد نمی‏شود

در روایاتی از پیغمبر اکرم آمده است که حضرت فرمود: «لایُرَدُّ الدُّعاءُ بَیْنَ الأذانِ و الإِقامَۀِ»[6] وقتی انسان اذان گفت، اگر بین اذان و اقامه‏اش دعا کند، دعایش رد نمی‏شود. در یک روایت دیگر که خیلی روشن‏تر است، اینطور آمده است که « الدُّعَاءُ بَینَ الأذانِ وَ الإقامۀِ مُسْتَجَابٌ فَادْعُوا».[7] دعا در بین اذان و اقامه مستجاب است پس دعا کنید! البته به شما بگویم که من از میان روایات، چند روایت را به صورت نمونه انتخاب ‏کرده‏ام.

از این مجموعه به دست می‏آید که اولاً «زمان» خودش در باب تأثیر گذاری بر روی دعا، مدخلیّت دارد، ثانیاً این دو عمل ـ اذان و اقامه ـ هم مدخلیّت دارند. حتی در این دو روایت آخر که به دعا کردن بین این دو عمل سفارش فرموده بود، روی عمل تکیه می‏کند. یعنی وقتی می‏فرماید: بین این دو عمل اگر دعا کنی، دعا مستجاب است؛ دیگر بحث زمان مطرح نیست و آنچه اثر دارد عمل است.

تذکر؛ بحث راجع به دعای غیر مأثور است.

من یک تذکر بدهم یک وقت اشتباه نکنند، آن‏هایی که اهلش هستند، من «دعای مأثور» را بحث نمی‏کنم. دعاهای وارد شده در باب مسأله اذان و اقامه گفتن و اینکه بین آنها چه بگو، این‏ها هیچکدام مورد بحث من نیست. بحث من «دعاهای غیرمأثور» است. اشتباه نکنید! می‏گوید: دعا کن! نمی‏گوید چه بگو. دعای مأثور معنایش این است که او به تو می‏گوید این را بگو! خواسته‏ات این باشد.

مثلاً در باب وضو داریم که وقتی آب را روی صورتت می‏ریزی، بگو: «اللهم بیِّضْ وَجْهِی....» آب را که روی دست راستت می‏ریزی، بگو: «اللهمَّ أعْطِنِی کِتابِی بِیَمِیِنِی ....» دست چپ را که می‏شوری، بگو: «اللهمَّ لاتُعْطِنِی کِتابِی بِیَسَارِی ...» آن‏ها دعای مأثور است. من در مورد آنها بحث نمی‏کنم. این‏ها بحث جدایی دارد و من بحثم دعاهای غیرمأثور است، یعنی حاجت‏هایی را که خودم دارم، از خدا بخواهم. بحث ما این‏ها است. یک وقت اشتباه نکنید!

از این فرصت‏ها استفاده کن!

این روایات این‏ها همه نگرششان به همین دعاهای غیرمأثور و حاجاتی است که بنده دارد. می‏گویند هم از نظر زمانی، هم از نظر عملی، از این فرصت‏ها استفاده کن! تو که داری اذان می‏گویی، حاجتت را هم از خدا بخواه! تو که اذانت را گفتی و بعد می‏خواهی اقامه بگویی و نمازت را بخوانی، بین اذان و اقامه یک حاجت بخواه! مطلب را خیلی ساده کردم.

رحمت واسعه حق تعالی یک مداری را برای اجابت دعای بندگان باز می‏کند که هم مرتبط با زمان است و هم مرتبط با عمل است. نگاه کنید! این «فتحت»ها را خوب توجه کنید! من این‏ها را از خودم نمی‏گویم. همه این مطالب در روایات است که درب‏های رحمت و فضل خدا در این زمان‏ها و با این کارها باز می‏شود. وقتی که شما در این زمان‏ها قرار می‏گیرید یا این اعمال را برای خدا انجام می‏دهید، از این موقعیت پیش آمده استفاده کنید! بهره‏گیری کنید! از آن‏هایی نباشید که غفلت دارند! غفلت نکنید و از این موقعیت‏ها استفاده کنید! این روایات دارد موقعیت‏هایی را بیان می‏کند که در آن‏ها، فضل و رحمت واسعه حق تعالی بر بندگانش، گسترش پیدا می‏کند. هم زمانی آن را می‏گوید و هم عملی‏اش را.

توسعه دایره رحمت حق، برای اینکه تو دعا کنی!

موقعی که شما این کارها را می‏کنید، برای خدا انجام می‏دهید دیگر!؟ اذان که می‏گویی که برای شیطان که نمی‏گویی؟ چون شیطان فرار می‏کند؛ اینطور که در روایت گفته در روایت بود، شیطان فرار می‏کند و فاصله‏اش هم با آدم، ده‏ها کیلومتر است. تو این اذان را برای خدا می‏گویی؛ خدا هم درب فضل و رحمتش را بر تو باز می‏کند؛ از این موقعیت استفاده کن!

لذا از نظر موازین معرفتی ما هیچ مانعی نیست که هر دو عامل ـ چه زمانی‏اش باشد، چه عملی‏اش باشد ـ بر دعا مؤثر باشد. قبل از عمل، بعد از عمل، وسط عمل و در این زمانها دعا کردن وارد شده است. ببین کجاها را گرفته است. این‏قدر توسعه‏اش داده است که تو از او حاجتت را بخواهی. این موجب می‏شود که خدا دعایت را به اجابت برساند.

اوقات نماز بهترین ساعات است

این‏ها یک دسته از روایات هستند ولی یک دسته دیگر از روایات داریم که این‏ها را می‏شود دو چهره‏ای تعبیر کرد. «قالَ رسولُ اللهِ (صلّی اللهُ علَیهِ وَ آلِه وَ سَلّمَ): وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَات‏ِ» در اوقات نمازهایتان، دست‏هاتان را به دعا کردن و درخواست کردن، به سوی خداوند بلند کنید. اینجا اشاره به اوقات نماز‏های فریضه است.[8] حضرت در ادامه ویژگی اوقات را بیان می‏کند. «یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ»[9] خواسته‏هایشان را می‏دهد چه به طریق مناجات باشد، چه به طریق ندا باشد، چه دعا باشد. این روایت در عامل زمانی ظهور دارد.

دعا در «وقتِ نماز» و دعا «قبل و بعد از نماز»

روایتی از امام باقر (علیه‏السلام) است که: «الْمَسْأَلَةُ قَبْلَ الصَّلَاةِ وَ بَعْدَهَا مُسْتَجَابَة»[10] دعای پیش از نماز و بعد از نمازمستجاب است. در اینجا حضرت، «عمل» را مطرح کرده‏اند. می‏خواهی از خدا درخواست کنی؟ چه وقت دعا کنی بهتر است؟ قبل از نماز و بعد از نماز بهترین زمان است. همان وقتی که ایستاده‏ای و می‏خواهی نماز بخوانی، زود دعا کن! فرصت‏طلب باش! بیا از این فرصت استفاده کن![11] فرصت طلبی همین را اقتضا می‏کند، آدم عاقل و کسی که به خدا اعتقاد دارد اینطور است.

امام صادق (صلوات‏الله‏علیه) فرمود: «عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ فَإِنَّهُ مُسْتَجَابٌ»[12] بعد از نماز. بر شما باد که دعا کنید و مستجاب است. نگاه کنید! من این دو روایت را به ترتیب خواندم؛ اولی بحث زمان بود و دومی بحث عمل. روایت سوم را که می‏خوانم هم در مورد زمان است، هم در مورد عمل. این روایت از امام صادق (علیه‏السلام) است که: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِی أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ»[13] همانا خداوند نمازهای پنجانه را در بهترین ساعات بر شما واجب گردانیده است، پس بر شما باد به دعا کردن بعد از نمازها.

سفارشِ دو قبضه

بخش اول روایت اشاره به زمان دارد که فرمود: «إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْکُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِی أَفْضَلِ السَّاعَاتِ» خداوند، نمازهای پنج‏گانه را در بهترین اوقات، بر شما واجب کرد. پس معلوم می‏شود «زمان» خودش فضیلت دارد. در بخش دوم که داشت: «فَعَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ» بحث «عمل» را پیش کشید. گویی این روایت یک سفارشِ دو قبضه است. «بهترین ساعات» عامل زمانی است و «بهترین عمل» ـ نماز ـ عامل عملی است. پس از این موقعیت استفاده کن! وقتی اول وقت به نماز ایستادی، زمان اجابت دعا است. نمازت که تمام شد هم، هنوز وقت، وقت اجابت دعا است. نماز خودش عامل دیگری است که دعایت مستجاب شود. هر عامل به تنهایی بر دعای تو اثر می‏گذارد، چه رسد به اینکه  دو عامل در کنار هم باشد! ببین اگر اینها با هم جمع شوند، چقدر اثر می‏گذارد. من دیگر نمی‏رسم همه روایات را بخوانم، چون روایات خیلی زیاد است، شاید من از این روایات بین ده تا بیست روایت دیدم.[14]

حال داعی در این زمان‏ها متوجه به خدا است

اما آن چیزی که در همه این‏ها سریان دارد و مشترک است، بحث «حالت داعی» است. موقعی که اذان می‏گوید، برای شیطان که ـ نعوذبالله ـ اذان نمی‏گوید، برای خدا می‏گوید؛ آن حال توجه مؤذن به خدا است که او را برای دعا کردن مهیا کرده و دعایش را تقویت می‏کند که به هدف اجابت برسد. مابین اذان و اقامه باز حال توجه، به خدا است. بعد از اذان و اقامه حال توجه، به خدا است. قبل از صلوۀ، و موقع تکبیر «الله اکبر» توجه به خدا است. نمازت که تمام شد، هنوز منقطع نشده‏ای و به این زودی، توجهت به خدا گرفته نشده است؛ شیطان به این زودی نمی‏تواند توجه به خدا را از تو بگیرد.

با خدا درد دل کن و گره‏هایت را به او بگو!

در تمام این‏ حالات یک چیز دارد و او حال داعی است و آنچه که در دعا اثر اساسی دارد نیز همین توجه تامّ داعی به خداوند است. یعنی دعا که لقلقه زبان نیست، یک حالت اتصال به معبود است. می‏گوید همین که سیم متصل شد، از این فرصت استفاده کن! از همان حال خودت بهره بگیر! از این حالت خوبت که متوجه خدا شده‏ای، استفاده کن! همانجا درد دل‏ها و گره‏هایت را با خدا در میان بگذار. ببین چطور جواب می‏دهد! اگر مؤثر نبود؟! آنچه که در تمام این‏ موارد مشترک است این است که تمام عمل‏هایی را که مطرح می‏کند، برای یک حالت توجه به معبود را ایجاد می‏کند.

دعا به حق محمد و آل محمد(صلوات‏الله‏علیهم‏اجمعین) و نماز با سلام به اباعبدالله‏الحسین(علیه السلام) 

می‏گویند: از هر چه بگذریم سخن دوست خوش‏تر است و توسل به اولیای خدا! من پیرامون اثر توسل به اولیای خدا قبلاً بحث کرده‏ام. فکر می‏کنم سال گذشته بود و چون قبلاً گفته‏ام، الآن فقط یک تذکر می‏دهم که وقتی خواستی دعا کنی، «به حق محمد و آل محمد» دعا کن! که این یکی از اموری است که در سفارشات ما هم هست. یک وقت از آن غفلت نکنی! بعضی از بزرگان ما بودند که قبل از ورودشان به نماز، یک سلامی به حسین (علیه‏السلام) می‏دادند. می‏گفتند: خیلی کاربرد دارد. سلام به او خیلی کاربرد دارد. قبل از نمازشان وقتی که می‏خواستند به نماز بایستند، یک سلام می‏دادند بعد وارد دعاهایشان می‏شدند و اذان و اقامه می‏گفتند.

ذکر مصیبت آخرین ساعات اباعبدالله‏الحسین(علیه السلام)

در مقاتل می‏نویسند حسین (علیه‏السلام) روز عاشورا در آن لحظات آخر که آن حوادث سنگین و تلخ پیش آمد، یک مختصر رمقی داشت، یک وقت نگاه کرد، دید لشکر دشمن دارد به خیمه‏ها حمله می‏کند. خیلی سخت است، برای حسینِ غیور که ببیند به خانواده‏اش حمله می‏کنند. چه وضعی است. جملاتی را از او نقل می‏کنند که یک جمله‏اش این بود، به آن‏ها خطاب کرد و گفت: «یا شیعۀ آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین فکونوا احراراً» اگر شما دین ندارید، از نظر دنیاییتان آزاده باشید! آخر این زن و بچه، چه کار کردند که شما سراغ آن‏ها می‏روید. بعضی‏ها هم نقل کردند به اینکه خطابی هم به اصحابش کرد و گفت: «قوموا عن نومتکم أیها الکرام» بلند شوید! ببینید این‏ها دارند به خیام حمله می‏کنند. «فادفعوا عن حرم الرسول» این‏ها اولاد پیغمبرند.

 

دارد حسین (علیه السلام) روی زمین بود. مرکب حسین (علیه‏السلام) از او دفاع می‏کرد. واقعاً آدم نمی‏داند چه بگوید. تا آنجایی که توانست دفاع کرد. دید دیگر نمی‏تواند کاری کند، خودش را به خون‏های حسین (علیه‏السلام)آغشته کرد و رفت به سوی خیمه‏ها. اما صیحه می‏کشد. این بی‏بی‏ها به سفارش حسین (علیه‏السلام) در خیمه‏ها بودند، از خیمه‏ها بیرون نمی‏آمدند. خبر نداشتند که چه شده که، وقتی صدای مرکب حسین (علیه‏السلام) را شنیدند، ابتدا خوشحال شدند، گفتند حتماً آقا از میدان برگشته است. ولی وقتی آمدند بیرون مواجه شدند با مرکبی که، راکب ندارد و آغشته به خون است. اطراف این مرکب را گرفتند، هر کسی یک چیزی می‏گوید. در این میان نازدانه دختر حسین آمد. سکینه است. رو کرد به‏ او گفت: «یا جواد! هل سقی أبی أم قتلوه عطشانا؟» بگو به من آیا به بابایم آب دادند، یا با لب تشنه شهیدش کردند؟

 



[1]. بحارالأنوار     91     96 

[2]. من فقط احتمالات مسأله را فهرست‏وار گفتم و آن‏هایی که اهلش هستند، می‏فهمند.

[3]. کنز العمال     7     692

[4]. کنز العمال     2    108

[5]. کنز العمال     7     699

[6]. المغنی    2     251

[7]. کنز العمال    2     103

[8]. این غیر از آن بحثی است که من قبلاً کردم که هر کسی می‏خواهد دعا کند، دو رکعت نماز بخواند. آن دستور، مخصوص به مورد خودش بود. یک وقت اشتباه نشود با آن‏.

[9]. وسائل‏الشیعة     10     313

[10]. بحارالأنوار     82     325

[11]. من که خودم همینطور هستم و تمام سعی خود را می‏کنم که از فرصتها استفاده کنم؛ البته اگر فرصت‏ها را بفهمم. 

[12]. وسائل‏الشیعة     7     66

[13]. وسائل‏الشیعة     6     431

[14]. من این‏ها را انتخاب کردم و روی احتمالاتی که دادم جمع‏بندی کردم. بهترین موقعیت همین موقعیت ماه مبارک رمضان است که بهره بگیرید و با معارفتان کمی آشنا شوید.

 

# # دعا (رمضان 1389) - جلسه 15 (04/06/1389) # # ارسال به دی

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو، هنگامی که تو را صدا می­زنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آن­هنگام که تو را می­خوانم و رو به من فرما، در آن­زمان که با تو نجوا می­کنم. همانا من به سوی تو فرار کرده­ام و در مقابل تو ایستاده­ام.

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما راجع به ماه مبارک رمضان بود که عرض کردم ماه تلاوت قرآن، یعنی بازگوکردن کلام ربّ و ماه دعا، یعنی سخن گفتن عبد با ربّ است و دعا هم بر دو قسم است؛ مأثور و غیرمأثور. عرض کردم که برای دعا شرایط و آدابی هست و بحث ما به اینجا رسید که دعا مؤثر است اما عواملی هم هستند که این‏ها بر روی دعا اثرگذار در سه رابطه هستند. یکی از عوامل مؤثر بر دعا، عامل زمان بود. ما اوّل در مورد «شبانه‏روز» بحث کردیم؛ در شب چه موقعی از شب و در روز نیز به همین صورت.

درباره روز که جلسه گذشته بحث کردم، اگر دقت کنید سه موقعیت را مطرح می‏کنند؛ یکی هنگام طلوع آفتاب، دوم هنگام زوال شمس، یعنی نیم‏روز و سوم هنگام غروب آفتاب. اگر خوب دقت کنید، می‏بینید که در معارف ما چقدر زیبا مسائل معنوی ما به مسائل ماّدی ما آمیخته شده است. اوّل و وسط و آخر هر روز نسبت به جمیع امورت، به یاد خدا باش و از او بخواه و خودت را به او واگذار کن. «لَا حَولَ وَ لَا قُوَّۀَ إلَّابِالله»؛ متوجه این معنا باش که هیچ پناه‏گاهی و هیچ نیرویی جز پناه‏گاه الهی و نیروی الهی نیست. لذا آیات و روایات ما اوّل و وسط و آخر روز را مطرح می‏کند. این برای شبانه‏روز بود؛ حالا گام‏به‏گام پیش می‏رویم.

تأثیر شب و روز جمعه بر دعا

امّا هفته؛ در روزهایی که ایّام هفته را تشکیل می‏دهند، می‏بینیم که در روایات ما شبِ جمعه و روز جمعه را از نظر اثرگذاری‏شان بر روی دعا به‏طور خاص مطرح می‏کنند. روایات در این زمینه بسیار است. من بنایم بر این است که نمونه‏برداری می‏کنم و مطلبم را روی آن استوار می‏کنم.

ندای فرشته منادی در شب جمعه

در باب شب جمعه ما روایات متعددی داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است که حضرت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا کُلَّ لَیْلَةٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ»؛ خداوند در هر شب، در ثلث آخر شب، فرشته‏ای را به آسمان دنیا فرو می‏فرستد؛ «وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ»؛ شب جمعه هم که می‏شود از اوّل شب می‏فرستد؛ «فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی»، به او فرمان می‏دهد، پس او ندا می‏کند. حالا نداهایش چیست؟ «هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ»؛ آیا درخواست کننده‏ای هست که من درخواستش را اجابت کنم؟ «هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آیا توبه کننده‏ای هست که توبه‏اش را بپذیرم؟ «هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ»؛ آیا کسی هست که طلب آمرزش کند و او را بیامرزم؟ «یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ»؛ ای کسی که طالب خوبی‏ها هستی، روی بیاور؛ «یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ»؛ ای کسی که ـ‏نعوذبالله‏ـ به سمت شرّ داری می‏روی، دست بردار. «فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا إِلَى أَنْ یَطْلُعَ الْفَجْرُ»؛ این فرشته آن‏قدر ندا می‏کند تا سپیده‏دم بدمد. «فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ».[2] وقتی که فجر طالع می‏شود، برمی‏گردد به همان محلّ خودش که ملکوت آسمان است. 

ندای الهی در شب جمعه

روایت دیگر، روایتی است که ابوبصیر از امام باقر (علیه‏السلام) نقل می‏کند. تفاوت دو روایت را خوب دقت کنید؛ چون من با توجّه به این نکات این روایات را می‏خوانم. آن روایت اوّل این بود که خدا یک فرشته را می‏فرستد که ندا کند؛ امّا در روایت دوم می‏فرماید خودِ خدا ندا می‏کند. حضرت می‏فرماید: «إنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَیُنَادِی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ إِلَى آخِرِهِ»، خدای متعال هر شب جمعه از سر شب تا آخر شب، از بالای عرش ندا می‏دهد: «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونِی لآِخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِیبَهُ»؛ آیا بنده‏ای هست که من را بخواند و از من برای آخرت و دنیایش درخواست کند، تا قبل از آنکه فجر طالع شود که جوابش را بدهم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَتُوبُ إِلَیَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ»؛ آیا بنده مؤمنی هست که قبل از طلوع فجر از گناهانش توبه کند تا من توبه او را بپذیرم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قَتَّرْتُ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَسْأَلَنِی الزِّیَادَةَ فِی رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَزِیدَهُ وَ أُوَسِّعَ عَلَیْهِ»؛ آیا بنده مؤمنی هست که من از نظر رزق و روزی بر او تنگ گرفته باشم، بیاید از من توسعه رزق و روزی را تقاضا کند و روزی بطلبد تا من روزی دنیایی‏اش را توسعه دهم؟ «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقِیمٌ یَسْأَلُنِی أَنْ أَشْفِیَهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُعَافِیَهُ».‏‏‏‏‏‏‏[3] آیا یک بنده مؤمنی هست که بیماری داشته باشد و بیاید از من شفا بخواهد قبل از  اینکه فجر طالع شود تا من هم او را شفا و عافیتش دهم؟

همه حاجات را شب جمعه بخواه!

این روایت مفصل است و ادامه دارد. به همین مقدار در این دو روایتی که خواندم دقت کنید؛ هم مسأله امور معنوی را مطرح می‏کنند، هم امور مادّی را؛ هم گرفتاری‏های معنوی را که انسان از بار گناه، سبکبار شود که در آن مغفرت و توبه هست، هم مسأله حاجات دنیوی‏اش را مطرح می‏کند. البته روایت اوّل به صورت کلی فرمود: «فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ»؛ آیا کسی هست که از من درخواستی کند، تا من به او بدهم؛ امّا روایت دوم این درخواست‏ها و حاجت‏ها را بخش‏بخش می‏کند.

حاجات معنوی و آخرتی

امام باقر (علیه‏السلام) به ابوبصیر، اوّل به‏طور کلّی می‏فرماید «أَلَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونِی لآِخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ»؛ اوّل این مطلب کلّی را فرمود؛ «دنیا» و «آخرت». اوّل هم آخرت را مطرح می‏کند. در بین امور آخرتی هم اهمّ امور برای من این است که گناهانم آمرزیده شود. می‏گوییم «دفع ضرر» اولی است از «جلب منفعت»؛ آیا بهتر نیست که انسان جلوی ضرر را بگیرد تا بخواهد جلب منفعت کند؟ اصلاً عاقل اینگونه است. می‏گوید اوّل ضرر نکنم؛ منفعت پیش‏کش! لذا اوّل سراغ این می‏رود. البته اینجا «دفع ضرر» نیست، بلکه «رفع ضرر» است. یعنی مسأله آمرزش نسبت به گناهان مطرح است. لذا اوّلاً امور معنوی که اهمّ امور است را مطرح فرمود؛ در امور معنوی هم اهمّ آن چیست؟ آمرزش گناهان است که رفع مانع است.

حاجات مادّی و دنیایی

بعد هم می‏رود سراغ دنیایت. وسعت رزق می‏خواهی؟ خیال نکنی فقط با تلاش خودت، روزی‏ات وسیع می‏شود! نه، تنگ و گشادیِ روزی دست کسی است که روزی‏رسان است. دست من و تو نیست. یک‏وقت اشتباه نکنید؛ رزق یعنی روزی؛ روزی یعنی چه؟ یعنی آن چیزی که من در حیات مادی و نشئه دنیوی‏ام از آن بهره می‏گیرم؛ نه پول زیاد. در آخر بحثم هم به این مسأله اشاره می‏کنم. ممکن است کسی بدود و پول زیاد گیر بیاورد؛ بعد تا آن پول را گیر آورد، یک چاله و بلکه چاهی پیدا شود و یک‏دفعه در آن بیفتد. خوب، این روزی تو نبود. بی‏خود خودت را خسته کردی! این همه تلاش کردی، آخرش هیچ!

اینها را در روایات داریم؛ این‏هایی که من می‏گویم از خودم نیست. پس مسأله این نیست؛ توسعه رزق به معنای آن چیزهایی است که من نسبت به زندگی دنیایی‏ام از آن بهره‏برداری کنم و سود ببرم. گاهی هم ممکن است خیلی داشته باشم، امّا از آن طرف مبتلا به یک سنخ رذیله‏ای باشم که حتّی برای خودم هم سود نبرم. می‏خواهم این را عرض کنم که در اینجا تعبیر روایت، رزق و توسعه رزق است.

وسعت رزق و سلامتی؛ سرآمد حاجات دنیایی

پس بعد از امور آخرتی و معنوی، می‏آید سراغ امور دنیایی که دو چیزی که اهمّ امور مادّی است را من خواندم. یکی اینکه اگر گرفتاری مادّی دارم و رزقم تنگ است و دستْ‏تنگ هستم، به مقداری که احتیاجم هست و بهره‏برداری می‏کنم دست و بالم باز شود. دوم، مسأله بدنی و بیماری است؛ این دو تا را مطرح را می‏کند. سرآمد نیازها و امور دنیایی، همین دو مسأله است. بعد در روایت مسائل دیگر هم هست که من بیش از این نمی‏خوانم. لذا بر دعا در شب جمعه تأکید شده است. یعنی این زمان، خصوصیت دارد و تأثیر می‏گذارد روی دعاهایی که انسان می‏کند؛ چه در بُعد معنوی‏اش، چه در بُعد مادّی‏اش. حضرت بُعد مادّی را هم بخش‏بخش کردند؛ مثلاً امور معیشتی و مزاجی‏اش از نظر بیماری و سلامتی را مطرح فرمودند.

روز جمعه، آقای روزهای هفته

من از شبِ جمعه بگذرم و به روزِ جمعه برسم.[4] امّا روز جمعه؛ راجع به روز جمعه روایات متعدد و بسیاری داریم. من اهمّ آنها را مطرح می‏کنم. یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است که حضرت فرمود: «إنَّ یَوْمَ الْجُمُعَةِ سَیِّدُ الْأَیَّامِ » روز جمعه، سیّد و آقای ایّام هفته است؛ «یُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْحَسَنَاتِ»؛ خدا در روز جمعه حسنات را دو برابر می‏کند؛ «وَ یَمْحُو فِیهِ السَّیِّئَاتِ»؛ گناهان را در این روز می‏آمرزد؛ «وَ یَرْفَعُ فِیهِ الدَّرَجَاتِ»؛ و بر درجات او می‏افزاید. اوّل حسنات، بعد سیئات، بعد درجات؛ منظور از درجات، مقامات معنویه است و دیگر ربطی به اعمال خارجیه ندارد. اما مراد از حسنات، اعمال جوارحی بود که در مقابلش پاداش است؛ در مقابل سیئات هم ـ‏نعوذبالله‏ـ کیفر است. «وَ یَسْتَجِیبُ فِیهِ الدَّعَوَاتِ»؛ به‏طور کلی خداوند دعاهایی را که در روز جمعه می‏کنند، مورد اجابت قرار می‏دهد. «وَ یَکْشِفُ فِیهِ الْکُرُبَاتِ»؛ رنج‏ها و گرفتاری‏ها را در این روز برطرف می‏کند. «وَ یَقْضِی فِیهِ الْحَاجَاتِ الْعِظَامَ».[5] خداوند در روز جمعه حاجت‏های بزرگ را برآورده می‏کند.

ساعت پر برکت در روز جمعه

بسیار خوب؛ تا اینجا جنبه کلی داشت که روز جمعه و شب جمعه روی دعا یک چنین اثری دارد. نکته بعدی راجع به این است که چه ساعتی از ساعات روز جمعه این اثر هست؟ آیا سراسری است یا ساعت خاصی است؟ در یک روایت که خطبه‏ای است که علی (علیه‏السلام) خوانده و من فقط این جمله‏اش را که راجع به جمعه است می‏گویم که فرمودند: «وَ فِیهِ سَاعَةٌ مُبَارَکَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ».[6] یعنی در روز جمعه ساعتی هست که بنده مؤمن از خدای متعال چیزی درخواست نمی‏کند، مگر آنکه خدا به او اعطاء می‏فرماید. معلوم می‏شود یک ساعت خاصی در روز جمعه هست که آن ساعت خصوصیت دارد. مثل اینکه تأثیرش روی دعا بیشتر است که این تعبیر را می‏فرماید. «وَ فِیهِ سَاعَةٌ مُبَارَکَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ».

ساعات اجابت دعا در روز جمعه

این یک تعبیر بود؛ باز هم یک روایت دیگر از علی (علیه‏السلام) داریم که می‏فرمایند: «أَکْثِرُوا الْمَسْأَلَةَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الدُّعَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ».[7] تفاوت بین این دو روایت را می‏خواهم بگویم؛ در آن خطبه می‏فرماید «ساعت»، ولی در این روایت «ساعات» می‏فرماید. معلوم می‏شود ساعات خاصی در روز جمعه هست.[8] علی (علیه‏السلام) وقتی که می‏فرماید: «فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ»، بعد در ذیل آن یک جمله دارد که می‏فرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ یعنی بدانید که در روز جمعه خیر و شرّ مضاعف می‏شود. هم در این خطبه و هم در این روایتی که خواندم، دو مطلب هست. یکی این است که در روز جمعه ساعت مخصوص و زمان مخصوصی هست که آن زمان اثرش بر روی دعا بیشتر است. هیچ منافاتی ندارد که سرتاسر روز مؤثر باشد، امّا یک ساعت خاص اثرش بیشتر باشد. این یک مطلب بود. اما مطلب دوم را در آخر بحث می‏گویم.

ساعت اوّل؛ از ظهر شرعی تا ندای نماز جمعه

حالا برویم سراغ آن ساعت؛ همچنان گام‏به‏گام پیش می‏روم. در روایات یک روایت هست از امام باقر(علیه‏السلام) که می‏فرماید: «فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ سَاعَةٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ فِیهَا شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ»؛ این همان کبرای کلیه است که در روایت علی(علیه‏السلام) هم بود. فرمود در روز جمعه یک ساعتی هست که بنده مؤمنی از خدا درخواستی نمی‏کند و حاجتی نمی‏طلبد، مگر اینکه خدا به او عطا می‏کند. حالا بحث در این است که کدام ساعت است؟ بعد امام باقر (علیه‏السلام) می‏فرماید: «وَ هِیَ مِنْ حِینِ تَزُولُ الشَّمْسُ إِلَى حِینِ یُنَادَى بِالصَّلَاةِ».[9] حضرت خیلی زیبا محدودش می‏کند! موقعی که ظهر می‏شود، یعنی ظهر شرعی که زوال شمس است، تا موقعی که ندا داده می‏شود که این اشاره به آیه شریفه در سوره جمعه و ندا برای نماز جمعه است.[10] چقدر زیبا حضرت آن ساعت را توضیح می‏دهند.

ساعت دوم؛ لحظات پایانی روز جمعه

در یک روایت دیگر هست که این روایت را من دیده‏ام که از حضرت زهرا (سلام‏الله‏علیها) نقل می‏کنند که حضرت این جملات را فرمود: «سَمِعْتُ النَّبِیَّ أنَّ فِی الْجُمُعَةِ لَسَاعَةً لَا یُرَاقِبُهَا رَجُلٌ مُسْلِمٌ یَسْأَلُ اللهَ عَزَّوَجَلَّ فِیهَا خَیْراً إلَّا أعْطَاهُ إیَّاهُ»؛ می‏گوید من از پیغمبر شنیدم که فرمودند در روز جمعه یک ساعتی هست که اگر شخص مسلمان مراقبت داشته باشد و از خدا در آن ساعت خیری بخواهد، مطمئنّاً خدا به او عنایت می‏کند. «قَالَتْ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ أیُّ سَاعَةٍ هِیَ»؛ می‏گوید من از پیغمبر سؤال کردم این ساعتی که شما گفتید چه وقتی است؟ «قَالَ إذَا تُدَلَّى نِصْفُ عَیْنِ الشَّمْسِ لِلْغُرُوبِ»؛ یعنی حضرت فرمود آن موقعی که نصف خورشید هنگام غروب استتار پیدا کند. بعد در ادامه روایت دارد: «وَ کَانَتْ فَاطِمَةُ تَقُولُ لِغُلَامِهَا إصْعَدْ عَلَى الضِّرابِ فَإذَا رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تُدَلَّى لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنِی حَتَّى أدْعُو».[11] یعنی حضرت زهرا به غلامش می‏فرمود برو به پشت بام و نگاه کن، هر وقت این زمان فرا رسید که موقع غروب، نصف خورشید بالا بود، من را خبر کن؛ می‏خواهم دعا کنم.

من همین‏طور گام به گام همه این روایات را برای شما بررسی کردم؛ محصولی که به دست من آمده از آن‏ها این است که اوّلاً زمان مؤثر است. دعا خودش کاربرد دارد، اما این‏ها عواملی هستند که روی اجابت دعا اثر می‏گذارند؛ از جمله روز جمعه. اما در روز جمعه دو موقعیت و دو زمان است که اثرش بیشتر است. یکی وقت زوال شمس تا قبل از اینکه نماز جمعه شروع شود؛ دوم، هنگام غروب آفتاب که هنوز تمام قرص پنهان نشده باشد و. یک مقداری از قرص خورشید نمایان شده باشد؛ یعنی آخرین لحظات روز جمعه. بنابر این من این بحث را به این مقدار جمع‏بندی کرده باشم که در ایام هفته، شب جمعه و روز جمعه، این دو زمان مؤثرند. بعد هم روند اثرگذاری‏ و جنبه‏های عملی و کاربردی‏اش را هم تا حدی بیان کردم.

ثواب خیر و عقاب شرّ در روز جمعه مضاعف است

امّا مطلب دوم که در علی (علیه‏السلام) بود، این بود که بعد از آنکه حضرت فرمود: «أَکْثِرُوا الْمَسْأَلَةَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الدُّعَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سَاعَاتٍ یُسْتَجَابُ فِیهَا الدُّعَاءُ وَ الْمَسْأَلَةُ»، این جمله را هم اضافه کردند که: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ عجب! بیا ببین قضیه چه شد! این زمان، دو کاربرد دارد؛ یک کاربرد از نظر دعاها و امور خیر دارد؛ یعنی اعمال خیری که روز جمعه انجام ‏می‏دهید دو برابر می‏شوند؛ چون در آن روایت دیگر از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏آله‏وسلّم) هم بود که این اعمال خیر، از نظر پاداش و اثر نیک دو چندان می‏شود. از آن طرف هم عجیب است؛ اگر در این روز گناه کنی، کیفرت هم دو چندان می‏شود.

جمعه روز تفریح و لااُبالی‏گری نیست

«وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْخَیْرَ وَ الْشَّرَّ یُضَاعَفَانِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ»؛ یعنی بدانید که خیر و شرّ در روز جمعه دو چندان می‏شود. یعنی چه؟ یعنی این زمان اثری که می‏گذارد روی عمل تو این است که همین‏طور که حسناتت مضاعف می‏شود، سیئاتت هم مضاعف می‏شود. پس حواست را جمع کن! خیال نکنی روز جمعه، روز تفریح و روز لااُبالی‏گری و این چیزهایی است که متأسفانه متداول است و از احکام اسلامی و معارف ما به دور است. نکند بروید دنبال این‏ها که می‏گویند بگذارید مردم شاد باشند. وای بر شما که این حرف‏ها را می‏زنید؛ وای بر شما بی‏خبرهای از اسلام که مردم را به سوی گناه و لااُبالی‏گری سوق می‏دهید و بعد هم برای آن‏ها اسباب گناه را فراهم هم می‏کنید و تبلیغات می‏کنید. جمعه که می‏شود، می‏گویند دیگر ما می‏خواهیم مردم را شاد کنیم. شما با این کارهایتان در قعر جهنمید؛ چون از قیامت بی‏خبرید. شما در بسیاری از گناهان مردم شریکید. روز جمعه که می‏شود، دیگر روز آزادی است!؟ آزادی از هر چیزی؟ از قید و بند احکام شرعیه هم آزاد می‏شوید؟ آن‏وقت پسوند «اسلامی» را هم به دنبال اسم تشکیلات خود می‏کشید؟

غرضم این بود؛ «وَ اعْلَمُوا»، این را بدانید، خیال نکنید که این زمان فقط بر روی خیرت اثر می‏گذارد؛ روی شرّ هم اثر دارد. گناهانت را هم دو چندان می‏کند. لذا است که ائمه ما (سلام‏الله‏علیهم‏اجمعین) دائم تأکید می‏کردند و می‏گفتند که شما خواهید مُرد و از این نشئه می‏روید؛ لذا حواستان جمع باشد؛ بار گناهتان را سنگین نکنید؛ بار خیرتان را زیاد کنید. در آخرین لحظات زندگی‏شان، سفارششان برای همین بود.

آماده سفر آخرت باش!

من بروم سراغ توسلم؛ جُناده است که می‏گوید من وارد شدم بر امام حسن (علیه‏السلام) در همان آخرین لحظات زندگیشان. گفتم: «یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ عِظْنِی»؛ ای پسر پیغمبر، مرا موعظه‏ای کن؛ بگذارید توشه‏ای بگیرم. حضرت فرمود: «یَا جُنَادَۀُ اسْتَعِدَّ لِسَفَرِکَ وَ حَصِّلْ زَادَکَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِک»؛ ای جناده آماده سفر آخرتت باش؛ زاد و توشه‏ات را قبل از آنکه عمرت به سر آید و بخواهی کوچ کنی، تهیه کن. «وَ اعْلَمْ أَنَّکَ تَطْلُبُ الدُّنْیَا وَ الْمَوْتُ یَطْلُبُکَ».[12] ای جناده، تو دنبال دنیا هستی، امّا بدان که مرگ به دنبال تو است و از قفای تو است. ای جناده، غم و اندوه روزی که نیامده است را بر روزی که هستی میفکن. چرا غم آینده‏ات را می‏خوری؟ ای جناده بیش از آنچه را که قُوت تو است که از آن بهره می‏گیری، هرچه از اموال دنیا جمع کنی خزینه‏دار دیگری هستی. ای جناده، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است و در شبهاتش عتاب است. ای جناده، از مذلّت معصیت خدا به سوی عزّت اطاعت خدا بیرون بیا. اطاعت خدا عزّت‏آفرین است. گناه ذلّت‏آفرین و خواری‏آفرین است...

جناده می‏گوید همین‏که حضرت داشت این جملات را می‏گفت، یک وقت دیدم نفس امام حسن(علیه‏السلام) قطع شد و رنگ چهره ایشان زرد شد. می‏گوید من موقعی که بر امام حسن(علیه‏السلام) وارد شده بودم، دیدم طشتی جلوی حضرت هست و این لخته‏های خون از دهان مبارکشان می‏ریزد. عرض کردم یا بن رسول الله، خودتان را معالجه کنید. حضرت رو کرد به من و گفت ای جناده، مرگ را به چه چیز می‏شود معالجه کرد؟ می‏گوید در این هنگام بود که برادرش حسین (علیه السلام) وارد شد؛ دیدم أسود بن اباالأسود همراه حسین(علیه السلام) بود؛ تا چشمش به برادر افتاد، حرکت کرد و برادر را در آغوش گرفت؛ حسین(علیه السلام) بین دو دیدگان امام حسن(علیه السلام) را بوسید؛ در کنارش نشست. دیدم با هم راز می‏گویند. می‏گوید من فاصله داشتم، یک‏وقت دیدم که صدای این أسود بن ابالأسود بلند شد: «إنّا لله وَ إنّا إلیه راجعون»...

توسّل به قمر بنی هاشم

امشب شب جمعه است؛ این‏طور شنیده‏ام که امام زمان (صلوات‏الله‏علیه) یک توسّل را خیلی دوست دارد. من می‏خواهم یک جمله بیشتر نگویم. خودم حاجت دارم، شما هم حاجت دارید. شب جمعه ماه مبارک رمضان است؛ شب‏های جمعه یکی پس از دیگری دارد می‏گذرد. نمی‏دانیم چه شد و چه کردیم. اینجا حسین(علیه السلام) به دیدار این برادر آمد، امّا کربلا یک وقت صدای ابالفضل(علیه‏السلام) را شنید که می‏گوید: «یا أخاه ادرک أخاک»؛ حسین(علیه السلام) با عجله آمد. امّا با چه وضعی روبرو شد؟ جملاتش گویا است: «الآن إنکسر ظهری»... ابالفضل(علیه‏السلام) رو کرد به حسین(علیه السلام) و گفت: «یا أخاه ما ترید»؛ حالا دیگر چه کار می‏خواهی بکنی؟ حسین(علیه السلام) گفت می‏خواهم تو را به خیمه‏ها ببرم؛ ابالفضل گفت نبر...



[1]. بحارالأنوار     91     96 

[2] . بحارالأنوار     3     314

[3] . وسائل‏الشیعة     7     389 

[4] . این بحث دعای ما، با اینکه تند تند هم رد می‏شوم، احتمالاً به سال پنجم هم بکشد! باید قدر این معارف را بدانیم.

[5] . بحارالأنوار     86     274

[6] . وسائل‏الشیعة     7     379

[7] . بحارالأنوار     86     349

[8] . حرف‏های من را خوب دقت کنید! این حرف‏ها کاربردی است. امیدوارم إن‏شاءالله روز جمعه موفق شوید از این بحث استفاده کاربردی کنید.

[9] . مستدرک‏الوسائل     6     19

[10] . سوره مبارکه جمعه، آیه 9 ؛ «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ».

[11] . معانی‏الأخبار          399

[12] بحارالأنوار     44     138 

 

# # دعا (رمضان 1389) - جلسه 14 (03/06/1389) # # ارسال به دیگر

دعا 4 / رمضان المبارک 1431 / 3-6-1389 / جلسه (14)

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین. «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ»[1]

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو، هنگامی که تو را صدا می­زنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آن­هنگام که تو را می­خوانم و رو به من فرما، در آن­زمان که با تو نجوا می­کنم. همانا من به سوی تو فرار کرده­ام و در مقابل تو ایستاده­ام.

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه تلاوت قرآن ـ یعنی بازگوکردن کلام ربّ ـ و ماه دعا ـ یعنی گفتگوی عبد است با ربّش ـ است و عرض کردیم که ادعیه بر دو گونه است؛ مأثور و غیرمأثور، که این‏ها هم دارای آداب و شرایطی است. بالأخره بحث ما به اینجا رسید که عواملی در دعا مؤثر هستند. یعنی خودِ دعا، کارآیی دارد، اما عواملی هم در کنارش اثرگذاری دارند؛ از جمله عامل زمان. در بحث زمان ابتدا، «روز و شب» را به‏طور عمومی مطرح کردیم و إن‏شاءالله بعداً زمان‏های خاص، یعنی ایّام و لیالی خاص را بحث خواهیم کرد.

من عرض کردم که در باب روز و شب، ما چند دسته روایت داریم. دسته‏ای بر روی مسأله شب به‏طور خاص تأکید کرده، دسته‏ای هم بر نیمه‏شب به بعد، دسته‏ای بر ثُلث آخر شب، یعنی سحرگاهان و گروهی هم بر «بین‏الطلوعین» تأکید فرموده است.

ساعات خاص روز برای دعا کردن

امّا در این جلسه سراغ ساعات خاص «روز» می‏رویم. ما در باب روز هم داریم که یک وقت خاصی از روز بر روی دعا مؤثر است. در آیه پانزدهم سوره مبارکه رعد آمده است: «وَ لِلَّهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ». یعنی هر آنچه در آسمان و زمین است خواه‏ناخواه، « و سایه‏های آن‏ها، بامدادان و شامگاهان برای خداوند، سجده می‏کنند.[2]

* قبل از طلوع و غروب خورشید

در ذیل این آیه شریفه روایتی از امام ششم(علیه‏السلام) آمده که حضرت فرموند: «هُوَ الدُّعَاءُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا وَ هِیَ سَاعَةُ إِجَابَةٍ».[3] یعنی منظور آیه، دعا کردن در این زمان‏ها است و این ساعت ـ‏قبل از طلوع و غروب آفتاب‏ـ زمان استجابت دعا است. روایت دیگری از امام صادق (علیه‏السلام) است که حضرت فرمودند: «إِنَّ الدُّعَاءَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا سُنَّةٌ وَاجِبَةٌ».[4] دعا کردن قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن، از احکامی است که روی آن تأکید شده است. روایت دیگری باز هم از امام صادق (علیه‏السلام) است که حضرت فرمود: «إِذَا کَانَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ فَعَلَیْکَ بِالدُّعَاءِ وَ اجْتَهِدْ وَ لَا یَمْنَعُکَ مِنْ شَیْ‏ءٍ تَطْلُبُهُ مِنْ رَبِّکَ وَ لَا تَقُولُ هَذَا مَا لَا أُعْطَاهُ وَ ادْعُ فَإِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ».[5] قبل از طلوع آفتاب و غروب آن دعا کن و بر دعا کردن و خواسته‏ای که از پروردگارت داری اصرار نما و چنین نگو که این خواسته من اجابت‏شدنی نیست؛ دعا کن؛ چون پروردگارت هر کاری را که بخواهد، انجام می‏دهد.

اثر این زمان بر روی داعی

من قبلاً عرض کردم که بحث تأثیرگذاری زمان، یک‏وقت در ارتباط با اثر زمان «بر روی دعا» است و یک‏وقت در مورد اثر «بر روی داعی» و در ربط با دعا کردن او است. یعنی زمان گاهی بر نَفسِ دعا اثر دارد و گاهی بر روی داعی اثر می‏گذارد که در نتیجه روی دعای او هم مؤثّر است. عرض کردم که وارد بحث اوّل نمی‏شوم، ولی بحث دوم را وارد شدم و در رابطه با دعا کردن در ثُلث آخر شب، سحرگاهان و بین‏الطلوعین مطالبی را گفتم. در جلسه گذشته این مسأله را در باب بین‏الطلوعین مطرح کردم که برای چه روی آن تأکید شده است. روایتی هم در این زمینه بود که من آن را خواندم. یعنی حرف‏ها، از خودم نبود و من بین روایات را جمع کردم.

اوّل و آخر بگو خدا!

گفته شد که مردم، صبح‏ها که بیدار می‏شوند، از نظر روند طبیعی و حالِ غالب این‏طور است که در صدد آمادگی برای رفتن به دنبال امور مادّی و به دست آوردن رزق و روزی هستند. یعنی غالباً انسان‏ها در آن ابتدایی که وارد روز می‏شوند، از همان موقع برای مسائل مادّی و به دست آوردن روزی تلاش می‏کنند. از قدیم هم این‏طور بوده و به‏طور متداول هم کار از همان طلوع شمس آغاز می‏شود و انتهای این تلاش‏ها هم غروب است. این روایات بر روی «اوّل و آخر» همه تلاش‏ها دست گذاشته است. از همان اوّل که بلند می‏شوی و می‏خواهی دنبال کار و کاسبی و مسائل مادّی بروی، خدا خدا کن! آخرش هم همین است. اوّل خدا، آخر هم خدا! خوب دقت کنید! ببینید چقدر زیبا است. آخر بحث عرض می‏کنم که منشأ اصلی این معارف ما چیست. بعداً در مورد آن توضیح می‏‏‏‏‏دهم.

جلوگیری از انحراف

چندین دلیل در این مسأله وجود دارد. یکی اینکه چرا در صبح و عصر باید دعا کرد و خدا را صدا کرد؟ چون مردم که در طول روز سراغ کسب و کار می‏روند، امور بسیاری از وسوسه‏های شیطانی برایشان پیش می‏آید؛ چه شیطان درونی و چه بیرونی که آنها را فریب داده و اغفال می‏کند. این امور دائماً می‏خواهد انسان را از صراط شرعی و راه و چارچوب‏هایی که شرع برای او تعیین کرده، خارج کند. من باید چه کار کنم که نجات پیدا کنم و از راه بیرون نروم؟

استغفار در آخر روز

می‏گوید همان اوّل صبح که می‏خواهی بیرون بروی، خودت را به خدا بسپار و دعا کن! اوّل کار هم طلوع شمس است. آخر کار هم به‏طور غالب تا غروب شمس ادامه پیدا می‏کند. چه‏بسا در بین این دو مقطع زمانی، لغزش‏هایی هم پیدا شود. هنگام غروب که شد، خدا از یادت نرود! فکر کن و اگر خطایی از تو سرزده است، با دعا آن را برطرف کن! دعا کن و از خدا بخواه که از تقصیرت بگذرد. بهترین دعا برای این منظور چیست؟ استغفار است.

خود را به خدا بسپار!

این یک مسیر است برای اینکه دعا در این زمان‏ها را توجیه کنیم. اما مسائل زیادی در اینجا مطرح است. مثلاً اینکه معمولاً حوادثی در روابط اجتماعی، برای انسان پیش می‏آید که از این گرفتاری‏ها راه نجاتی نیست. وقتی انسان وارد جامعه می‏شود، حوادث و اتفاقاتی برای او پیش می‏آید که تنها حافظ او، خدا است. این مورد، غیر از آن مسأله قبلی است. آنجا بحث وسوسه‏های شیطانی و تخلّف از احکام الهی و حرام و حلال‏های شرعی بود؛ امّا اینجا بحث حوادث و اتفاقاتی است که در طول روز پیش می‏آید. از وقتی که بیرون می‏آیم تا زمانی که برمی‏گردم، ممکن است برایم هزار اتفاق بیفتد و شاید صبح که می‏آیم، اصلاً به شب نرسم و دیگر برنگردم. لذا همان اوّل صبح که می‏خواهی راه بیفتی، خودت را نسبت به این حوادث به خدا بسپار!

پیش‏گیری از هر نوع پیش‏آمد

اگر انسان بخواهد سراغ ابعاد گوناگون مسأله برود، می‏بیند یک بُعد و دو بُعد نیست. همه این حرف‏ها حساب شده است. از اوّل طلوع شمس تا غروبش که معمولاً در این وقت، انسان به دنبال کسب در‏آمد به درون جامعه می‏آید، برای انسان مسائلی پیش می‏آید، چه از نظر وساوس شیطانی، چه از نظر حوادث طبیعی و روابط انسانی که حافظ و نگه‏داری جز خدا، برای انسان نیست.[6] دعا در این اوقات از پیش‏آمدها، آن هم هر نوع پیش‏آمدی، پیش‏گیری می‏کند. در یک جمله، دعا از پیش‏آمدهایی که در این مقطع زمانی برای من ممکن است پیش بیاید، چه معنوی و چه مادّی و طبیعی، پیش‏گیری می‏کند.

* نماز و دعا هنگام زوال

دسته دیگری از روایات است که ‏ «عند زوال الشمس»، یعنی ظهر را مطرح می‏کند. دو روایت هست که یکی از آنها روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است که فرمود: «إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فُتِّحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ»؛ آنگاه که ظهر می‏شود، درب‏های آسمان و درب‏های بهشت باز می‏شود؛ «وَ اسْتُجِیبَ الدُّعَاءُ»؛ و دعا مستجاب می‏شود؛ «فَطُوبَى لِمَنْ رُفِعَ لَهُ عِنْدَ ذَلِکَ عَمَلٌ صَالِحٌ».[7] پس خوشا به حال آن کسی که در این وقت، کردار نیکی از او بالا رود. این را خوب دقت کنید! من بعداً می‏گویم که این روایت به چه چیزی اشاره دارد.

روایت دوم را هم می‏خوانم: «کَانَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ یُصَلِّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ هَذِهِ سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُحِبُّ أَنْ یَصْعَدَ لِی فِیهَا عَمَلٌ صَالِحٌ».[8] پیغمبراکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) وقتی که نزدیک ظهر می‏شد، چهار رکعت نماز می‏خواندند. چرا؟ می‏فرمودند چون این ساعت زمانی است که درب‏های آسمان‏ باز می‏شود و من دوست دارم کار نیکی از من در این ساعت بالا رود.

توجه به بُعد روحانی انسان

این‏ها اشاره به مطلب دیگری دارد. انسان صبح که راه افتاد و دنبال کار رفت، بحبوحه اشتغالات او به مادّیت چه وقت است؟ سر ظهر، وسط کار است که دیگر گرم کار شده است و تمام همّ و غمّش، رفته سراغ پول ـ‏نعوذبالله‏ـ؛ در همین‏ وقت حواست را به عالَم بالا جلب می‏کند که تو آدم هستی و فقط یک بُعد نداری. تو موجودی چند بُعدی هستی. دائماً که نباید به دنبال احتیاجات جسمانی‏ات باشی. سَری بالا کن و متوجه عالَمی شو که روزی‏ات باید از آن عالَمِ برتر به تو برسد. چه خبر است که این‏قدر به دنیا مشغول شده‏ای؟! رزق و روزی‏ همین دنیایی که در آن غرق شده‏ای، از جای دیگر ـ‏از یک عالم برترـ می‏رسد. این هم باید از بالا برسد.

روزی‏ها در آسمان است

من به یک آیه اشاره کنم و او این آیه شریفه است که در سوره ذاریات است: «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُون».[9] روزی شما و آنچه که وعده داده شده‏اید، در آسمان است. روزی‏های شما در عالَم عِلوی ـ‏یک عالم برترـ است، نه در این خاک. نه اینکه می‏خواهد بگوید در دنیا کار نکن و فقط دعا کن! می‏گوید تمام توجّهت را صرف دنیا نکن! بله، راجع به زمین هم داریم که: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ».[10] ولی پیغمبر می‏گوید، عمل صالح در این موقع، یعنی وقت زوال شمس به آسمان می‏رود. موقع نماز ظهر و عصر که حتّی خدا آن را واجب هم کرده است، به سراغ خدا برو!

* بین وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر

حتی در روایتی از از امام صادق (صلوات‏الله‏علیه) آمده است که: «الْوَقْتُ الَّذِی لَا یُرَدُّ فِیهِ الدُّعَاءُ هُوَ مَا بَیْنَ وَقْتِکُمْ فِی الظُّهْرِ إِلَى وَقْتِکُمْ فِی الْعَصْرِ».[11] وقت و ساعتی که دعا در آن رد نمی‏شود، ما بین وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر است. حضرت می‏فرماید در این ساعت سراغ او برو! گاهی این‏طور است که در بین روز، وسط کار که انسان گرم کار است، ممکن است ـ ‏نعوذبالله‏ـ حوادث ناگواری برای او پیش بیاید که دیگر نتواند کارش را ادامه دهد و یا دُرُست فکر کند. گاهی به چه‏کنم، چه‏کنم می‏افتد. همان وسط روز و وسط کار که به چه‏کنم، چه‏کنم افتاده‏ای، متوجّه این معنا باش که گره‏گشا بالا است. به آنجا توجه کن!

نه سرمست مادیّات شو و نه دست‏پاچه!

من به این روایاتی که می‏خوانم دقت دارم.[12] همه می‏خواهد بگوید خودت را گم نکن! پیش‏آمد ناگواری اتفاق افتاده است؟ نترس! تو خدا داری! چرا دست و پایت را گم کرده‏ای؟! سرت را بالا کن و از او بخواه! گره‏گشای اصلی او است. نه از این طرف سرمست مادّیات شو و نه از آن طرف اگر حادثه‏ای پیش‏آمد کرد، دست و پایت را گم کن!

در متن مادّیت به معنویت هم توجه کن! 

نکته اساسی این است که بر اساس معارفمان اصلاً مادیّت ما، آمیخته به معنویّت است و معنویت هم، در مادّیت گسترده شده است. این جزء معارف ما است که اینها از هم جدا نیستند. خیال نکنی که مادّیت از معنویت جدا است! این خبرها نیست. این اشتباه است که فکر کنی معنویت در امور مادّی، راه ندارد و اینها از هم بیگانه‏اند. مادّیت ما آمیخته به معنویت است. این روایات دارد این حرف‏ها را به ما می‏‏آموزد. این‏ها، دستوراتی است که از ناحیه بزرگان دین برای ما آمده است که در متن مادّیت به معنویت هم توجه کن. در متن مادّیتِ من معنویت است. لذا یک مؤمن هیچ‏گاه در زندگی‏اش هراس ندارد و دست و پای خودش را گم نمی‏کند؛ و نه غافل می‏شود و سرمست که خدا را فراموش کند. این روایات دارد این را به ما درس می‏دهد.

 

 



[1]. بحارالأنوار     91     96 

[2]. این که «سجده» یا «ظلال‏شان» یعنی چه؟ باید در تفسیر در مباحث تفسیری آن‏ها را بررسی کرد. ولی ما الآن به دنبال این بحث نیستیم.

[3]. الکافی     2     522

[4]. الکافی     2     532

[5]. وسائل‏الشیعة     7     33

[6]. تکرار می‏کنم که هیچ منافاتی ندارد که این دو وقت، خودشان روی دعاها مؤثر باشند. حتی یک مجموعه‏ای از معارف است که ما چه بسا، از بسیاری از آنها هم نمی‏توانیم سر در بیآوریم و بحث ما هم آن نیست.

[7]. وسائل‏الشیعة     4     165

[8]. مستدرک‏الوسائل     3     67

[9]. سوره ذاریات، آیه 22

[10]. سوره یونس، آیه 31، سوره نمل، آیه 64 و سوره فاطر، آیه 3

[11]. بحارالأنوار     90     347

[12]. نگاه کنید؛ «تفتح ابواب الجنۀ» در ادامه عمل صالح را مطرح کرده بود «فطوبی لمن رفع عند ذلک عمل صالح» آن یکی هم قبلش داشت: «فتحت ابواب السماء» اینجا هم باز دارد: «تفتح فیها ابواب السماء» البته روایت دوم دیگر جنت نداشت. «و أحب أن یصعد لی فیها عمل صالح»