باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

باران رحمت

مجله فرهنگی مذهبی

ورزش‌هایی برای درد زانو

ورزش‌هایی برای درد زانو

ورزش زانو

دکتر مهرشاد پورسعید اصفهانی طی مصاحبه ای، به مبتلایان آرتروز زانو توصیه هایی نموده اند که در متن زیر می خوانیم.

آقای دکتر، اگر بیماران مبتلا به آرتروز زانو بخواهند ورزش کنند یا برای دردشان ورزش درمانی انجام دهند، چه کار باید بکنند؟

برای مثال اگر خانمی ‌55 ساله، با قد 165 سانتی ‌متر و وزن 75 کیلوگرم که تا به حال ورزش آنچنانی نمی ‌کرده و از نظر قلب و عروق و تنفس و بیماری های دیگر مشکلی ندارد و به آرتروز زانو مبتلا می باشد، مایل باشد که در کنار درمان‌های معمول، به ورزش درمانی نیز بپردازد، به ایشان چه نسخه ‌ای پیشنهاد می‌ کنید؟

آقای دکتر، گفتید 60 درصد حداکثر ضربان قلب. چه ‌طور آن را حساب کنیم؟

زانوبند

برای این خانم، ضربان قلب با ورزشی مانند پیاده‌روی باید به عدد 99 یا 100 برسد.

ایشان می ‌توانند سرعت پیاده‌روی خود را تنظیم کنند تا ضربان قلبش به ‌این عدد برسد و سپس این سرعت را به یاد داشته باشند تا در زمان بعدی نیز با همین سرعت به ورزش پیاده‌روی بپردازند.

درباره ورزش تقویت عضلات گفتید. برای بیمار مبتلا به آرتروز زانو چه توصیه ورزشی دارید؟

می‌ توانند برای مثال، صبح سه بار، ظهر سه بار و شب هم سه بار این کار را انجام دهند. البته در روزهای ابتدایی بهتر است زیاد به اندام‌هایشان فشار وارد نیاورند و به تدریج و به صورت هفته‌ای یک بار، شدت یا مدت تمرین را به مقدار 10 تا 20 درصد افزایش دهند.

ورزش‌های ایزومتریک یعنی انقباض عضلات بدون تغییر طول آن و حرکت مفاصل؟

بله، دقیقا همین طور است. در حقیقت این نوع ورزش‌ها ضمن تقویت عضلات موجب می ‌شوند به مفاصل فشاری وارد نیاید. تقویت عضلات هم موجب می ‌شود وزن اندام‌های فوقانی به روی مفصل نیفتد بلکه عضلات بار آن ها را به دوش بکشند.

آیا فقط همین نوع ورزش است یا برای عضلات دیگر هم پیشنهاد می‌ کنید؟

ورزش زانو

در حقیقت، این نوع ورزش برای عضله چهار سر ران یا جلوی ران است. برای پشت ران هم می ‌توان عضله پشت ران را منقبض کرد و به طور مشابه با تعداد و مدت گفته شده عمل کرد.

البته به صورت دیگر هم می ‌توان ورزش ایزومتریک را انجام داد، به ‌این صورت که دو سر پارچه بلندی را به هم گره زده و یک پایه صندلی را از آن عبور داده و روی زمین می ‌گذاریم و سپس در حالی که دست خود را به صندلی گرفته ‌ایم و آن را ثابت نگه داشته ‌ایم، یک پای خود را از درون این پارچه عبور می ‌دهیم و در جهات گوناگون به آن فشار وارد می‌ کنیم.

برای کسانی که می ‌توانند از استخر استفاده کنند، چه توصیه ‌ای دارید؟ 

در هنگام شنا نیز می ‌توانیم در قسمت کم عمق استخر قرار گرفته و به مدت 15 دقیقه در مسیر عرض استخر راه برویم. این کار موجب می ‌شود بدون وارد آمدن فشار بر مفصل زانوی مبتلا به آرتروز، عضلات اطراف زانو تقویت شود تا وزن اندام‌های فوقانی به زانو وارد نیاید.

البته باید آزمون قلبی و تنفسی از بیمار گرفته شود تا بر اساس تحمل او، شدت و مدت راه رفتن در استخر یا شنا کردن مشخص شود، چون ممکن است فردی بتواند بدون احساس درد مفاصل در استخر شنا کند، اما استقامت قلبی و تنفسی به او اجازه شنا کردن را در این حد ندهد.

دکتر هومن خلیقی

*مطالب مرتبط:

مراقبت اززانوها

توصیه هایی برای مبتلایان به آرتروز زانو

درد زانو با آب و هوا تغییر می کند

شیوه کاهش قولنج مفاصل

رژیم غذایی و آرتریت روماتوئید

رژیم غذایی در بیماری آرتروز

روش های درمان آرتروز

بهبود سائیدگی و درد مفاصل (آرتروز)

بایدها و نبایدها در درد مفاصل

تغذیه در بیماری‌های روماتیسمی

استخوان‌ها به چه نیاز دارند؟

نکته مهم و جالبی در این موضوع نهفته است و آن هم این است که ما با چند ورزش می ‌توانیم عضلات خود را تقویت کنیم. یکی از این ورزش‌ها، ورزش‌های ایزومتریک است که بیش از همه برای مبتلایان به آرتروز مناسب است. برای مثال، این خانم می ‌توانند برای کاهش درد و فشار روی مفصل، روی زمین بنشینند و پای خود را دراز کنند و به حالتی قرار گیرند که به مفصل ‌شان فشاری وارد نیاید. سپس به حالت در جا عضله جلوی ران خود را منقبض کنند و تا 10 شماره به همین حالت نگه دارند.
مانند هر ورزش دیگر یا هر نسخه ‌ای که برای درمان یا کاهش درد بیماران تجویز می‌ شود، باید هر فردی به طور مجزا مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد و بر اساس توانایی و آمادگی جسمانی مانند استقامت قلب و تنفس، قدرت عضلات، ترکیب بدن و انعطاف‌ پذیری اش برای او نسخه ورزشی نوشته شود. از همه مهم ‌تر این است که باید معاینه کامل انجام شود و از هر نظر مشکل بیمار مشخص شود. ببینید، این خانم با توجه به قد و وزن و نمایه توده بدن(BMI) ، باید وزنی حداکثر در حدود 68 کیلوگرم داشته باشد. بنابراین حدود هفت کیلوگرم اضافه وزن دارد. همه می‌دانیم که اضافه وزن از علل ابتلا به آرتروز و بیماری ‌های مفاصل است. لذا ابتدا باید به ‌این خانم توصیه کنیم که با توجه به رژیم غذایی و نوع ورزش، وزن خود را کم کنند. برای وزن کم کردن باید به ورزش‌هایی مانند پیاده‌روی یا طناب‌زدن یا دویدن آهسته بپردازد و با شدتی این کار را انجام دهد که ضربان قلب او به 60 درصد ضربان قلبش برسد. اما چون ایشان به آرتروز مبتلا هستند، بهتر است از ورزش‌هایی مانند شنا برای کاهش وزن استفاده کنند که اگرچه میزان کاهش وزن ‌شان ممکن است کمتر از پیاده‌روی باشد، اما برای مفاصل ‌شان بهتر است. اما با رعایت مواردی و در صورتی که شدت آرتروزشان در حد متوسط و خفیف باشد، می ‌توانند از پیاده‌روی نیز بهره ببرند، چون همه مردم ممکن است از امکانات استخر نتوانند استفاده کنند. سوال خیلی خوبی کردید. اول این که حداکثر ضربان قلب را می‌ توان از این فرمول به دست آورد: سن منهای 220، هر عددی که به دست آمد به معنی حداکثر ضربان قلب هر فرد است. سپس این عدد را در 6/0 ضرب می ‌کنیم که می ‌شود 60 درصد حداکثر ضربان قلب.

ساختمان زانو

ساختمان زانو

زانو

مفصل زانو، مفصلی است که به وسیله یک کپسول متشکل از رباط ‌ها احاطه می‌ شود و حاوی مایعی است که به آن مایع سینوویال می‌ گویند که اصطکاک مفصل را کاهش می ‌دهد.

در مفصل زانو، انتهای استخوان ران با سر استخوان درشت ‌نی (استخوان بزرگ تر ساق پا) کنار هم قرار می ‌گیرند.

دو برجستگی استخوانی در دو طرف انتهای استخوان ران وجود دارند که به آن ها "کندیل" می ‌گویند. این کندیل ‌ها روی سطح فوقانی استخوان درشت نی قرار می ‌گیرند.

این سطح را "کفه درشت‌نی" می ‌گویند. این کفه به دو قسمت بیرونی و درونی تقسیم می‌ شود. درشت نی در شیار خاصی میان دو کندیل استخوان ران، می ‌لغزد.

 

استخوان کوچک تر ساق پا (نازک نی)، وارد مفصل زانو نمی ‌شود. این استخوان، مفصل کوچکی را تشکیل می‌ دهد که آن را به یک طرف درشت ‌نی وصل می کند. این مفصل چندان حرکتی ندارد.

غضروف‌ مفصلی، ماده‌ای است که انتهای استخوان ‌ها در هر مفصل را می ‌پوشانند. این ماده در اغلب مفاصل بزرگ تر حدود 2/5سانتی ‌متر ضخامت دارد. این ماده، سفید و درخشان است و قوامی لاستیکی دارد. غضروف مفصلی یک ماده  لغزنده است که اجازه می ‌دهد سطوح استخوانی بدون آسیب دیدن، روی هم بلغزند.

کارکرد غضروف مفصلی این است که ضربات وارده را جذب و یک سطح کاملا صاف ایجاد کند تا حرکت استخوان‌ ها آسان شود. تقریبا در هر نقطه‌ ای از بدن که دو سطح استخوانی در مقابل هم حرکت می ‌کنند، این غضروف مفصلی وجود دارد. در زانو غضروف مفصلی، انتهای استخوان ران، سر استخوان درشت ‌نی و پشت استخوان کشکک را می ‌پوشاند.

رباط‌ ها

رباط ‌ها (لیگمان‌ها) نوارهای محکم بافتی هستند که انتهاهای استخوان ها را به یکدیگر متصل می ‌کنند. دو رباط مهم در هر طرف زانو قرار دارد: رباط کولترال داخلی (MCL) و رباط کولترال خارجی (LCL). داخل مفصل زانو، دو رباط مهم دیگر قرار دارد که بین استخوان ران و درشت ‌نی قرار دارند: رباط صلیبی قدامی (ACL) در جلو و رباط صلیبی خلفی (PCL) در عقب.

رباط‌ های کولترال داخلی و خارجی، مانع از حرکت بیش از حد زانو به طرفین می ‌شوند. رباط ‌های صلیبی قدامی و خلفی، حرکت جلو به عقب زانو را مهار می ‌کنند.

رباط صلیبی قدامی مانع از لغزیدن بیش از حد درشت ‌نی، روی استخوان ران به سمت جلو می‌ شود. رباط صلیبی خلفی مانع از حرکت بیش از حد درشت ‌‌نی، روی استخوان ران به سمت عقب می‌ شود. این دو رباط‌‌ همراه با هم مهم ترین رباط‌ هایی هستند که پایداری زانو را حفظ می‌ کنند.

مِنیسک‌ ها (menisci)

دو نوع رباط اختصاصی به نام "منیسک" میان ران و درشت ‌نی قرار دارند. این ساختارها را گاهی "غضروف زانو" هم می‌ گویند، ولی در واقع منیسک ‌ها با غضروف مفصلی که سطح مفصل را می ‌پوشاند، متفاوت‌ هستند.

منیسک های زانو به دو دلیل اهمیت دارند:

1- مانند یک ضربه ‌گیر عمل می‌ کنند و نیروی وارده از طرف وزن بدن را در سطح بزرگ تری پخش می ‌کنند.

2- به رباط ‌های اطراف زانو کمک می‌ کنند تا زانو را پایدار نگه دارند.

منیسک

یک توپ را تصور کنید که روی یک سطح صاف قرار گرفته است. این توپ انتهای استخوان ران است و آن سطح صاف سر استخوان درشت ‌نی. منیسک‌ها در واقع به دور انتهای گرد استخوان ران می ‌پیچند و فضای میان آن و کف استخوان درشت‌ نی را پُر می کنند.

منیسک‌ ها با این ساختار، به توزیع وزن استخوان ران روی استخوان درشت‌ نی هم کمک می‌ کنند.

اگر منیسک‌ها وجود نداشتند، هر وزنی که روی استخوان ران وارد می‌ شد، روی یک نقطه از استخوان درشت ‌نی منتقل می‌ شد.

اما با وجود این منیسک‌ ها، وزن روی تمام سطح کفه بالایی استخوان درشت ‌نی توزیع می‌ شود.

این توزیع وزن به وسیله منیسک ‌ها اهمیت زیادی دارد، زیرا از وارد آمدن فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی در انتهاهای استخوان‌ ها جلوگیری می‌ کند. فشار بیش از حد بر غضروف مفصلی می ‌تواند به سطح آن آسیب برساند و باعث تحلیل آن در طی زمان شود.

منیسک‌ها علاوه بر محافظت از غضروف مفصلی،‌ به رباط‌ ها کمک کنند تا زانو را پایدار نگه دارند. منیسک ‌ها مانند یک دیلم که زیر یک چرخ ماشین پارک ‌شده قرار می گیرد، مفصل زانو را پایدارتر می ‌کنند.

منیسک ‌ها در لبه بیرونی ‌شان ضخیم ‌تر هستند و این ضخامت کمک می‌‌ کند تا مانع از تکان خوردن انتهای استخوان ران روی کفه استخوان درشت ‌نی شود.

در مجموع همه رباط‌ های زانو از جمله مهم ترین ساختارهایی هستند که به پایداری زانو کمک می کنند. رباط ‌ها استخوان‌ ها را به استخوان‌ ها متصل می ‌کنند. بدون رباط‌ های محکم و قوی، برای اتصال ران به درشت ‌نی، مفصل زانو بیش از حد، شل و ول می شد.

تاندون‌ها

تاندون‌ها (زردپی‌ها) مانند رباط ‌ها هستند، با این تفاوت که عضلات را به استخوان‌ها متصل می کنند. بزرگ ترین تاندون بدن، "تاندون کشککی" است که در اطراف زانو قرار دارد.

عضلات

حرکت زانو و راه رفتن ما به یک ساختار حرکتی وابسته است، که "ساختار راست‌ کننده زانو" نامیده می ‌شود. این ساختار که در جلوی زانو قرار دارد، شامل استخوان کشکک، تاندون کشککی، تاندون چهارسر و عضلات چهارسر است. عضلات چهارسر که در جلوی ران قرار دارند، عضلاتی هستند که به تاندون چهارسر متصل می ‌شوند. هنگامی که این عضلات منقبض می ‌شوند، زانو را راست می‌ کنند، مثل زمانی که ما از وضعیت نشسته بلند می ‌شویم.

کشکک مانند یک تکیه‌ گاه عمل می ‌کند و نیروی ایجاد شده به وسیله عضلات چهارسر را هنگام راست ‌شدن زانو تشدید می ‌کند. هنگامی که عضلات چهارسر منقبض می ‌شوند، زانو راست می ‌شود.

عضلات هامسترینگ در پشت ساق پا و ران قرار می ‌گیرند. هنگامی که این عضلات منقبض می‌ شوند، زانو خم می ‌شود.

همشهری

*مطالب مرتبط:

بخش تغذیه و سلامت تبیان

  

تاثیر تغذیه بر درد زانو

تاثیر تغذیه بر درد زانو 

زانودرد

زانودرد از آن بیماری هایی است که با پا گذاشتن توی سن، خودش را نشان می دهد و در بعضی ها آن قدر شدید می شود که امکان حرکت را هم می گیرد. برای زانو درد هم مثل همه بیماری های دیگر، درمان های سنتی و توصیه های تغذیه ای عامیانه ای وجود دارد؛ مثلا می گویند خوردن پاچه گوسفند و آب قلم در کاهش زانو درد موثر است و خیلی ها بیش از اینکه به توصیه پزشکان توجه کنند، به تأثیر شفابخش این غذاها اعتقاد دارند. در این گزارش می خواهیم صحت و سقم تأثیر غذاها را بر این درد شایع بررسی کنیم و ببینیم که آیا می شود به مردم توصیه کرد برای تسکین زانودردشان، مثلا سویا و ماهی بخورند یا نه....

تأثیر تغذیه در درمان بسیاری از بیماری ها را نمی شود، انکار کرد ولی همه می دانیم که تنها تغذیه اصولی می تواند این اثر را داشته باشد.

دکتر تیرنگ نیستانی، متخصص تغذیه و رژیم درمانی درباره رابطه میان تغذیه و زانو درد می گوید: "این اصطلاح زانو درد که می گوییم از نظر آسیب شناسی می تواند متفاوت باشد و هر نوع از آن، درمان و رژیم غذایی خاص خودش را دارد. بعضی از زانودردها به دلیل آسیب بافت های نرم است؛ مثل آسیب دیدگی تاندون ها در صدمات ورزشی ولی گروه دیگری از زانودردها برمی گردد به آسیب بافت های سخت مثل التهاب مفصلی یا عارضه استخوانی یا ساییدگی مفاصل زانو یا ران. پس بسته به پاتولوژی مساله، درمان زانو درد و رژیم غذایی مربوط به آن متفاوت است."

گلوکزآمین

درباره یک مکمل شایع: گلوکزآمین

این طور که دکتر نیستانی می گوید، در مورد آسیب بافت نرم (مثل ضربه) در صورتی که یک آسیب خیلی جدی (مانند پارگی تاندون یا نرمی غضروف) رخ نداده باشد، احتیاج به درمان دارویی یا غذایی خاصی نیست و با کمپرس گرم و مسکن های معمولی خوب می شود ولی در مورد دردهای ماندگار زانو که محدود کننده فعالیت و مشکل ساز برای حرکت هستند باید درمان های جدی تری در نظر گرفت: "معمولا برای بیمارانی که غضروف های ناحیه مفصل شان دچار مشکل شده، پزشکان مکمل های غذایی تجویز می کنند که یکی از رایج ترین این مکمل ها گلوکزآمین است. گلوکزآمین یک قندآمین دار است که به صورت طبیعی هم در بدن ساخته می شود. آزمایش های مختلف نشان داده که این قند، در غضروف سازی نقش دارد و حتی شواهد حاکی از آن است که این ماده می تواند خاصیت ضد التهابی داشته باشد، البته درباره میزان تأثیرگذاری این قند روی درمان زانو درد مطالعات مختلف انجام شده است اما قدر مسلم این است که مصرف مکمل گلوکزآمین تقریبا تنها درمان بی خطر بوده و روی بعضی از بیماران هم جواب داده است."

خوردن پاچه دوای درد زانو است؟!

بعضی غذاها از دیدگاه اکثریت مردم غذاهای موثری در تسکین زانو درد هستند. دکتر نیستانی می گوید: "عده ای فکر می کنند اگر پاچه گوسفند بخورند، زانو درد و پادردشان خوب می شود اما این تصور غلطی است که فکر کنیم هر عضوی از بدن حیوان را که بخوریم، عین به عین و قرینه همان عضو را در بدن ما ترمیم می کند! پس با این حساب، مغز گوسفند را باید افراد کودن بخورند و زبان آن را هم افرادی که مشکل تکلم دارند! ولی نه آن باعث بالا رفتن ضریب هوشی می شود و نه این باعث درمان لکنت. واقعیت این است که پاچه از پروتئینی به نام ژلاتین تشکیل شده که تازه از نظر ترکیبی هم جزو پروتئین های مرغوب نیست و حتی اگر بگوییم پاچه را به خاطر پروتئین آن مصرف می کنند باز هم می توانیم به پروتئین های مفیدتری مانند مرغ و گوشت قرمز اشاره کنیم چون در حقیقت همه این پروتئین هایی که همراه غذا مصرف می کنیم در روده به اسیدآمینه تجزیه می شوند تا بدن پروتئین مورد نیاز خودش را از این ها بسازد و یعنی چه ما گوشت بخوریم یا پاچه، اتفاق یکسانی در روده ها می افتد و ماده یکسانی برای بدن ساخته می شود.

ضمن اینکه پاچه معمولا در یک وعده اصلی مصرف می شود؛ همراه با مقدار زیادی آب که در آن، نان می ریزند و به صورت کالری اضافه وارد بدن می شود و در صورت تکرار می تواند موجب اضافه وزن و در نتیجه فشار بیشتر روی زانوی معیوب شود."

در زمینه مصرف خوراکی هایی مانند سویا هم نظرات مختلفی وجود دارد اما چیزی که دکتر نیستانی می گوید این است: "فیتواستروژن هایی که در سویا وجود دارد، استروژن گیاهی است و می تواند به درمان بعضی مشکلات زانو کمک کند. مصرف ماهی هم به دلیل داشتن امگا 3 توصیه می شود چون اسیدهای چرب ویژگی ضدالتهابی دارند و در کاهش درد زانو موثر هستند. میوه ها هم به دلیل داشتن آنتی اکسیدان بسیار مفیدند." البته دکتر نیستانی تأکید می کند که همه این مواد در صورتی نافع و موثرند که بیمار اضافه وزن نداشته باشد چون در آن صورت هیچ دارو و درمانی فایده نخواهد داشت، البته قبل از کاهش وزن اضافه.

چاقی

اضافه وزن تان را درمان کنید تا زانودردتان کمتر شود

در مورد بیمارانی که دچار آسیب های بافت سخت هستند، برای مثال، ساییدگی مفصل زانو دارند هیچ رژیم غذایی یا درمان خاصی چندان موثر نیست. به گفته دکتر نیستانی، تنها راهی که این افراد دارند، کاهش وزن است تا حداقل فشاری که به مفصل معیوب وارد می شود پایین بیاید: "باورهای غلطی در این زمینه وجود دارد. برای مثال، اگر کسی که ساییدگی مفصل زانو دارد، روزی 2 کیلو ماست بخورد که منبع کلسیم قلمداد می شود، هیچ فایده ای نخواهد داشت؛ جز اینکه با دریافت کالری اضافه، چاق تر شده و مشکل زانویش را تشدید می کند و متأسفانه بعضی ها خیال می کنند لبنیات و شیر کالری ندارد و هرقدر بخورند، چاق نمی شوند! بعضی ها در حد افراط سویا می خورند (به خصوص این سویاهای خشک که به عنوان تنقلات در آجیل فروشی ها عرضه می شوند و با آب لیمو، نمک و گلپر خوش خوراک شده اند) در حالی که این مواد اگر به صورت جایگزین تنقلات دیگر مصرف شوند، مفیدند ولی اگر به تنقلات و غذای روزانه اضافه شوند، باز مشکل چاقی را به همراه خواهند داشت.

در مورد این افراد، تنها راه علاج موثر کاهش وزن است و به کمک تغذیه مناسب و متعادل بدون افراط و تفریط می تواند وزن آن ها را متعادل کند." دکتر نیستانی تأکید می کند که چون زانو درد باعث کم تحرکی این افراد می شود، کمتر کالری می سوزانند و در ضمن چون تحرک شان کم است، حوصله شان سر می رود و میل شان به خوردن بیشتر می شود و درنتیجه باز هم چاق تر می شوند و این سیکل معیوب به این ترتیب ادامه پیدا می کند. او به افرادی که مشکل زانو درد دارند، توصیه می کند که ورزش های مفید و متناسب با وضعیت شان انجام دهند و از این طریق ماهیچه های ران و ساق پای شان را تقویت کنند تا درد زانوی شان کاهش پیدا کند.

سارا هاشمی نیک 

روزنامه سلامت

اگر می خواهید با پزشکان سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

برای شرکت در بحث های انجمن سایت مرتبط با بهداشت و سلامت، اینجا را کلیک کنید. 

 

* مطالب مرتبط:

ساختمان زانو

مراقبت از زانوها

تغذیه و التهاب مفاصل (1)  و (2)

بایدها و نبایدها در درد مفاصل

تغذیه در بیماری‌های روماتیسمی

نرمی کشکک زانو

مچ‌بند و زانوبند گاهی مضرند

ورزش‌هایی برای درد زانو

زانودرد امانتان را بریده؟

خشکی صبحگاهی زانوها

درد زانو با آب و هوا تغییر می کند

بخش تغذیه و سلامت تبیان

 

نفخ شکم، مشکلی آزار دهنده

نفخ شکم، مشکلی آزار دهنده

نفخ شکم

نفخ حالتی است که معده یا شکم احساس پُری و سفتی دارد و معمولا پس از افراط در خوردن غذا و بلعیدن هوای زیاد از راه دهان و نیز مصرف غذاهای نفاخ بروز می‌کند.

 

در واقع اگر غذا مدت طولانی در دستگاه گوارش باقی بماند و سریع هضم نشود، در روده تخمیر می‌شود و تولید گاز می‌کند.

 

نفخ شکم به دلیل انباشته شدن گاز زیاد در لوله گوارش ایجاد می‌شود و با علائمی مانند تورم شکم، دل درد، آروغ زدن‌های مکرر، دفع گاز از روده، صدای قار و قور شکمی و... خود را نشان می‌دهد.

 

اگرچه تولید گاز‌ در دستگاه گوارش مساله‌ای طبیعی است، اما گاهی این امر به دلیل مصرف برخی غذاها مانند حبوبات، کلم، پیاز، ترب، شیر و برخی سبزیجات پرفیبر دیگر، بلع هوای زیاد در هنگام خوردن و آشامیدن و جویدن آدامس تشدید می‌شود. گاهی هم نفخ شکم به دلیل عفونت‌های روده‌ای است.

 

سوالاتی که پزشک از بیمار می‌پرسد؟

1- آیا سوء هاضمه و نفخ شکم پس از غذا خوردن به سراغتان می‌آید، یا در تمامی اوقات از این مشکل رنج می‌برید؟

 

2- بیشتر چه غذاهایی می‌خورید؟

 

3- آیا غذای خود را سریع می‌خورید، یا آن را خوب می‌جوید؟

 

4- آیا در وعده غذایی تان یک دفعه مقدار زیادی غذا میل می‌کنید، یا از مقدار کم شروع می‌نمایید؟

 

5- آیا در محیطی آرام غذا می‌خورید و یا در هیاهو و شلوغی کار و موقعیت‌های استرس ‌زا؟

 

به بیماران توصیه می‌شود...

1- علت اصلی نفخ، پُر کردن معده با غذای فراوان است. لذا سعی کنید در هر وعده غذایی یک دفعه مقدار زیادی غذا نخورید.

 

2- وعده‌های غذایی باید شامل غذاهای سبک و کم حجم باشد و با فاصله مناسب از وعده‌های دیگر مصرف شود.

 

3- مصرف حبوبات و سبزی های نفاخ را کاهش دهید. قبل از پخت غذا با حبوبات (مثل آش رشته یا خورش قورمه سبزی) آنها را حداقل 12 ساعت در آب خیس کنید و آب آنها را دور بریزید تا مواد نفاخ آنها خارج شود.

 

4- استفاده از زیره و مرزه نیز در غذا تا حدود زیادی نفخ آن را می‌گیرد.

 

5- مصرف عرق نعنا تا حد زیادی نفخ را کاهش می دهد.

 

6- خوردن بیش از حد فیبر سبب بروز اختلالات گوارش و نفخ می‌شود. مصرف 20 تا 30 گرم میوه و سبزی در شبانه ‌روز کافی است.

 

7- اگر مشکل هضم و دفع غذا را برای مدت طولانی دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید و از درمان‌های خود سرانه بپرهیزید.

دکتر شاهد فدایی‌ فرد – جام جم

اگر می خواهید با کارشناسان تغذیه ی سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

اگر می خواهید با پزشکان سایت مشورت کنید، اینجا را کلیک کنید.

برای شرکت در بحث های انجمن بهداشت و سلامت سایت، اینجا را کلیک کنید.

 

* مطالب مرتبط :

توصیه هایی برای کاهش نفخ

راه‏های کاهش نفخ معده

غذاهای نفاخ و رژیم ضد نفخ

نفخ کمتر با غذای پخته‌ تر

خوراکی های ضد زخم معده، نفخ و ...

چند راهکار ساده برای کاهش درد معده

مشکلات ناشی از عدم هضم غذا و درمان آن

سوء هاضمه‌

بخش تغذیه و سلامت تبیان

دعا (رمضان 1389) - جلسه 29 (18/06/1389) ارسال به دیگران

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِین

وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

«اللّهمّ صَلّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ اسمَع نِدائی إِذا نادَیتُک وَ اسمَع دُعائی إِذا دَعَوتُک وَ أَقبِل عَلَیَّ إِذا ناجَیتُک وَ قَد هَرَبتُ إِلَیک وَ وَقَفتُ بَینَ یَدَیک»[1]

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما در گذشته راجع به ماه مبارک رمضان بود که ماه بازگو کردن کلام ربّ یعنی تلاوت قرآن و ماه سخن گفتن با ربّ یعنی دعا است و ما مباحثی راجع به دعا داشتیم. من به مناسبت امشب و این موقعیت، مبحثی را در این رابطه که زمان روی اجابت دعا اثر می‏گذارد، را عرض می‏کنم.[2]

روز عید فطر

در باب زمان‏های تأثیر گذار بر روی اجابت دعا، یکی از زمان‏هایی را که من مطرح کردم عبارت از عید فطر بود و بخشی از خطبه علی (علیه السلام) که در روز عید فطر ایراد فرموده بودند را نقل کردم. که ما از آن استفاده می‏کنیم که دعا در این زمان به اجابت نزدیک‏تر است. حضرت در جملاتشان فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَهُ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً»؛ هان آگاه باشید، که امروز، روزی است که خداوند آن را برای شما عید قرار داده است. «وَ جَعَلَکُمْ لَهُ أَهْلًا»؛ و شما را اهل آن قرار داده، «فَاذْکُرُوا اللَّهَ یَذْکُرْکُمْ»؛ پس خداوند را یاد کنید تا خداوند نیز شما را یاد کند. «وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَکُم‏».[3] او را بخوانید تا شما را اجابت کند؛ که این خواندن، همان دعا کردن است. درخواست کنید که درخواست شما به اجابت می‏رسد. این همان اثرگذاری است که ما گفتیم که این زمان خاص و این مقطع از زمان که از حرکت ترسیم می‏شود، قداست دارد و روی دعا، اثر می‏گذارد که به اجابت برسد. این خصوصیّت برای روز عید است.

شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست!

در روایات داریم که شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست. شما به این نکته دقت کنید! شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست. من باید این جمله را معنا کنم که یعنی چه؟ این جمله اشاره به این نکته دارد که آثاری که در شب قدر بر اعمال ما مترتّب می‏شود، چه بسا در شب عید فطر هم بر اعمال ما مترتّب می‏شود. این‏که فرموده‏اند، این شب کمتر از شب قدر نیست، یعنی در اثرگذاری روی اعمال کمتر از او نیست. این شب مانند شب قدر بر روی اعمال اثرگذاری دارد؛ که از جمله اعمال ما در این دو شب، دعا است. پس شب عید فطر هم مثل شب قدر، بر روی اجابت دعا اثر دارد. من می‏خواستم تأثیر این شب و روز را کمی توضیح داده باشم.

دعای روز عید فطر

سراغ چند جمله‏ای از زین‏العابدین(صلوات‏الله‏علیه) می‏روم که ایشان در دعای روز عید فطر داشته‏اند و می‏خواهم از آن‏ها هم این معنا را استفاده کنم. به صحیفه سجادیه دعای چهل و ششم، مراجعه کنید که حضرت از همان ابتدای دعا این‏گونه شروع می‏کند که: «یَا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لَا یَرْحَمُهُ الْعِبَادُ»؛ ای موجودی که رحم می‏کنی به کسی یا کسانی که بندگان به او رحم نمی‏کنند. این یعنی چه؟

من نکته‏ای را این‏جا در باب ترحّم و مهربانی کردن عرض کنم که هیچ‏گاه ترحّم کسی به دیگری و مهربانی میان عباد در روابطی که با یکدیگر دارند، «بدون غرض» نمی‏شود. بالاخره یک غرضی در نظر گرفته می‏شود تا کسی به دیگری رحم کند و با او مهربانی ‏کند. این یک مطلب کلی است. اما در مورد خداوند این‏طور نیست. راجع به خداوند، اصلاً و ابداً بحث غرض مطرح نیست. آیا این‏طور است که مثلاً چون تو یک خوبی به خدا کرده‏ای، خدا هم به تو ترحم می‏کند؟ خدا که کیسه‏ای ندوخته که به واسطه بندگانش، چیزی در آن برود! به خلاف بندگان که این‏ها بدون غرض، به یکدیگر مهربانی نمی‏کنند، حالا من نمی‏خواهم وارد بحث اغراض شوم، این را گفتم تا بدانید که خداوند متعال از سر طمع، ترحم نمی‏کند.

از همه کس رانده شده‏ام!

این یک مطلب، و اما مطلب دیگری که اینجا است، این است که اگر کسی به انسان بد کند، انسان حاضر نیست به او خوبی کند. یعنی غالباً این‏گونه است که ما در روابطی که با یکدیگر داریم، اگر رابطه‏، رابطه خوبی نباشد، مثلاً کسی به ما بد کرده باشد، به طور غالب، کسی از ما حاضر نیست به او مهربانی کند. شاید کلام زین‏العابدین(صلوات الله علیه) اشاره به همین معنا داشته باشد که خداوندا! تو آن موجودی هستی که اگر با تو بدی کردند، تو به آن‏ها خوبی می‏کنی. «یَا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لَا یَرْحَمُهُ الْعِبَادُ»؛ آدمی که زشت‏کار است و هیچ کدام از بندگان خدا نیز حاضر نیستند به او مهربانی کنند و او را کاملاً طرد کرده‏اند نیز هیچ‏گاه از درگاه تو با همه زشت‏کاری‏هایش مطرود نمی‏شود. این تعبیر اول دعا است.

از همه جا وا مانده‏ام!

«وَ یَا مَنْ یَقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ»؛ ای کسی که می‏پذیرد، شخصی را که شهرها او را نمی‏پذیرند. این جمله جنبه کنایی دارد. شهرها و بلاد دنباله همان عبارت قبلی است که اگر یک نفر، در شهری به زشت‏کاری مشهور شده باشد، مردم او را بیرون می‏کنند و ما در اصطلاح می‏گوییم که شهر او را نمی‏پذیرد. اولی جنبه شخصی داشت، دومی جنبه عمومی پیدا می‏کند. حضرت مطلب را توسعه می‏دهد. عبارت اول جنبه روابط شخصی بود: «یَا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لَا یَرْحَمُهُ الْعِبَادُ»؛ اشاره به جنبه شخصی است که فردفرد انسان‏ها او را نمی‏پذیرند. در عبارت دوم که لفظ بلاد آمده است یعنی این که کل جامعه او را قبول نمی‏کند چون او یک شهرت زشت دارد. خدایا اگر کسی این‏طور هم شده باشد، ولو این که به این حد از بدی و بدنامی هم رسیده باشد، در عین حال تو او را می‏پذیری! یعنی اگر به پست‏ترین حدّ بدی هم رسیده باشد، که دیگر بدتر از این نمی‏شود گفت و بالاتر از این هم نمی‏شود به خدا عرض کرد؛ و این‏قدر مطرود باشد، باز هم هیچ‏گاه از درگاه تو مطرود نیست.

از بزرگواری تو، حتی «احساس حقارت» نمی‏کنم!

جمله سوم، «وَ یَا مَنْ لَا یَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَیْهِ»؛ ای موجودی که نیازمند خودش را خوار نمی‏کند. معمولاً این‏طور است که اگر کسی محتاج به دیگری شود و آن شخص هم به او کمک کند، شخص محتاج از نظر درونی، کمی احساس کوچکی می‏کند و شاید به همین اندازه که نزد دیگری حاجتمند و نیازمند بوده است، از نظر درونی روی او اثر بگذارد و مقداری شخصیّت او پایین بیاید. این‏که حضرت فرمود: «لَا یَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَیْهِ»؛ نیازمندش را خوار نمی‏کند؛ حقیر کردن یک وقت از نظر ظاهری است که در مقابل دیگران کسی را تحقیر می‏کنند و نیازش را به روی او می‏آورند و یک وقت است که او را تحقیر که نمی‏کنند، حتی پیش آن کسی که نیازش را دارد برطرف می‏کند هم خوار و ذلیل نمی‏شود. یعنی او به نحوی نیاز او را برآورده می‏سازد که حتی خودش هم از این نیازمندی ناراحت نشده و احساس حقارت نمی‏کند.

رانده‏شده، درمانده و محتاجم؛ ولی امیدوارم

ببینید حضرت چگونه مطالب را کنار هم می‏آورد. فراز اوّل مسأله این است که شخص رابطه‏اش با دیگران بد باشد؛ عبارت دوم این است که شخص، بدنام شده و هیچ جایی ندارد؛ جمله سوم این است که او نیازمند است و احتیاجات فراوان دارد؛ حالا در جمله چهارم عرض می‏کند: «وَ یَا مَنْ لَا یُخَیِّبُ الْمُلِحِّینَ عَلَیْه».[4] ای موجودی که اصرار کنندگان خود را ناامید نمی‏سازی. مسأله الحاح و اصرار در دعا را مطرح می‏فرماید.

خدا اصرار در دعا را دوست می‏دارد

بحث الحاح در دعا را من قبلاً بحث کرده‏ام و روایاتش را هم خوانده‏ام. الحاح یعنی این‏که بارها به خدا اصرار کنی که خداوند هم این اصرار و الحاح در دعا را می‏پسندد. حضرت این‏ها را پشت سر هم آورده است که ـ نعوذ بالله ـ رابطه‏ام با خدا خوب نیست، اصلاً هم خوب نیست، از طرفی هم احتیاج به او دارم و اصرار هم به او می‏کنم که او مرا نا امید نمی‏کند.

اگر گناهکاران هم رو به او کنند و اصرار ورزند، او جواب می‏دهد

چهار جمله از دعای روز عید فطر حضرت زین‏العابدین بود که خواندم و از این جملات استفاده کردم که این روز عید فطر، روزی است که حتی بدکاران هم، اگر حاجتمند باشند و به خدا روی آورند و اصرار کنند، از درگاهش محروم نمی‏شوند. می‏خواستم این را بگویم که این روز ـ که زین‏العابدین این جملات را به عنوان دعای روز عید فطر می‏گفتند و در صحیفه هم هست ـ بر روی اجابت دعا تأثیر دارد.  می‏خواستم این را عرض کنم که هم روز و هم شب عید فطر؛ هر دو زمان مدخلیت دارد و روی اجابت دعا تأثیر دارد.

بیایید در ازای محبت‏های او، انسانی‏ـ‏ الهی زندگی کنیم.

می‏خواهم بگویم هنوز که هنوز است، فرصت به طور کامل از دست نرفته است. یعنی به حسب ظاهر، امشب و فردا هم دوباره از آن زمان‏هایی است که در دعاهایمان مؤثر است. این را قدر بدانیم!

یک تذکر هم به دوستان بدهم و آن این است که، حالا که ماه رمضان تمام شد؛ ماهی که بهترین ماه‏های سال بود، و حالا که لیالی قدر بر ما گذشت، که بهترین شب‏ها بود، و خدا هم ما را دست خالی رد نکرده است ـ این‏ها که دیگر شوخی نیست و از نظر اعتقادی  ما به این مطالب ایمان داریم ـ بیایید در گفتارها و کردارهامان، تجدید نظر کنیم. بیایید در ازای این همه محبتی که خدا به ما کرده است، تجدید نظر کنیم. به این معنا که تصمیم بگیریم از این به بعد، کردارهایمان انسانی‏ـ‏الهی باشد. بیایید به این مقیّد باشیم.

آیا ما هم بخشیده شده‏ایم؟

سؤالی که در اینجا مطرح است این است که از کجا می‏توان فهمید که خدا ما را در ماه رمضان آمرزیده است یا نه؟ این یک سؤال عمومی است که همه می‏خواهیم بدانیم که آیا در این ماه آمرزیده شده‏ایم یا نه. من یکی از نشانه‏های آمرزش را می‏گویم، هر کس، متناسب با حال خودش، پاسخ این سؤال را می‏یابد که آیا خودش هم جزو آمرزیده شده‏گان است یا نه.

اگر حال «مراقبت» پیدا کرده‏اید، آمرزیده شده‏اید!

اگر دیدید بعد از ماه رمضان، در رفتارها و کردارها و گفتارها، تجدید نظر کرده‏اید، بدانید که لطف خدا شامل حال شما شده است. خوب حرف من را گوش کنید! یعنی اگر داریم از خودمان مراقبت می‏کنیم، چه از نظر اعمال شخصی، چه در روابط اجتماعی ـ چهار محیط خانوادگی‏، آموزشی، کاری‏ و رفاقتی‏ ـ این علامت آن است که ما آمرزیده شده‏ایم. شما ببینید، ما معمولاً در این چهار محیط هستیم؛ محیط خانوادگی، محیط آموزشی، محیط شغلی و محیط رفاقتی. اگر دیدید که در این محیط‏ها توجه دارید که کاری که انجام می‏دهید، حرفی که می‏زنید مشروع باشد یا انسانی باشد، اگر دیدید این مراقبت برایتان پیدا شده است، بدانید که خداوند شما را آمرزیده است.

من سؤالی را مطرح کردم که همگانی بود. اگر می‏خواهی بفهمی که واقعاً وضع تو بعد از ماه رمضان چگونه است؟ ببین، آیا این ماه رمضان روی تو اثر گذاشته‏ است یا نه؟ یکی از اثرات ماه مبارک، آمرزش گناهان است. آیا بعد از ماه رمضان، در ربط با اعمالم تغییری کرده‏ام که نشانه آمرزش باشد؟ آیا مراقبت پیدا کرده‏ام؟ آیا دیگر حواسم جمع شده است یا نه؟ اگر دیدید حواستان جمع شده و مراقب اعمالتان هستید، بدانید که خداوند به شما هم عنایت کرده است.

از عنایت خدا، پاسداری کنید!

حالا خودت و نفْست را رها نکن! این حالت توجه و مراقبه را رها نکن! از این عنایت الهی، پاسداری کنید! این لطفی را که خدا به شما کرده است، نگاه دارید! این تنبّه و تذکّر را حفظ کنید! ما که از خواب غفلت و بی‏توجهی به کردار خود به طور صد در صد بیدار نشده‏ایم. کمی چشم ما باز شده است و حالت هشیاری و توجه به ما دست داده است. نگذارید چشم‏هایمان دو مرتبه بسته شود و به خواب غفلت فرو رویم. چه در مسائل فردی، چه اجتماعی، در تمام محیط‏ها اول ببینیم که آیا فرق کرده‏ایم یا ـ نعوذ بالله ـ نه؟ ثانیاً تلاش کنیم این حالت و این تغییر را برای خود حفظ کنیم که بهترین چیز این است.

سرِ نخ انسانیّت و الهیّت

من می‏خواستم به دوستان بگویم که نگذارید این جلسات بدون اثر عملی باشد. لذا سعی کنید که این دست‏آورد الهی و انسانی را نگاه دارید و اگر این حال توجه و مراقبت را در خود نگاه دارید، بدانید که همین کار، یک سرنخی برای پیشرفت شما در وادی انسانیت و الهیت می‏شود. هم شما را در وادی انسانیت پیش می‏برد و هم در وادی خدایی شدن. از این‏ها مراقبت کنید!


 

[1] . بحارالانوار        91         96

[2]. جلسه گذشته به نکته‏ای کلامی اشاره کردم، گرچه به من گفتند که آن مطلب برای همگان مفهوم نبود، ولی من آن را برای کسان که می‏فهمند گفتم.

[3]. من‏لایحضره‏الفقیه     1     517

[4]. الصحیفةالسجادیة      204    دعای چهل و ششم